تی کرده وگناهی مرتکب شده‌اند دو شاهد دیگر جای آنان بایستند که شایسته تر باشند بجای آنان از کسانیکه استحقاق برتری دارند وقسم می‌خورند به خدا که گواهی ما از گواهی آنان درست‌تر است و ما از حق تجاوز نمی‌کنیم زیرا در این صورت از ستمگران خواهیم بود(107) این روش به آوردن شهادت بر صورت حقیقی آن نزدیک‌تر است و یا بترسند که پس از قسم‌خوردنشان قسمهائی رد شود، و از خدا بترسید وبشنوید وخدا قوم فاسقان را هدایت نمی‌کند.(108)
نکات: چون لغت عرب دارای مزایا و خصوصیاتی است که مقاصد متکلم از آن خصوصیات به خوبی درک می‌شود یعنی شنوندة عرب به خوبی آنرا می‌فهمد، ولی همان جملات عربی اگر فارسی شود به آن مزایا وخصوصیات مفهوم نمی‌شود زیرا آن خصوصیات لغوی عربی از بین‌رفته. به هر حال ما این آیه را جمله‌جمله تشریح می‌کنیم تا خواننده مقصد را به خوبی درک کند. تمیم‌داری که مسلمان بود با دو رفیق نصرانی برای تجارت از مدینه به شام رفتند، در شام تمیم بیمار شد ونامه‌ای نوشت و آنچه همراه داشت در آن نامه درج نمود ومیان اثاثیة خود گذاشت و به رفقای خود خبر نداد، سپس به آن دونفر نصرانی وصیت کرد و گفت اساس مرا به خانواده‌ام برسانید، و فوت شد، آن دو نفر اساس او را تفتیش کردند و جامی از نقره که مکلل بطلا وجواهر بود و سیصد مثقال وزن داشت با گردن‌بندی از میان اساس او برداشتند و باقی را به اهل او رسانیدند. خانوادة او بررسی کردند و نامة او را دیدند که آن جام طلا و گردن‌بند در نامه مندرج است ولی در اساسیه نیست، به این دو نفر رفیق او گفتند: آیا تمیم بیماری طولانی کشید که مخارج زیادی داشته باشد؟ گفتند: خیر، پرسیدند: آیا در این سفر دزدی به او برخورده؟ گفتند: خیر، پرسیدند: آیا تجارتی که موجب ضرر باشد کرده؟ گفتند: نه، گفتند: پس بهترین چیزی که با او بوده ما نمی‌بینیم و آن جام طلا و گردن‌بند است، گفتند: آنچه به ما سپرده همان است که به شما دادیم، پس ورثة او نزد رسول خدا(ص) شکایت کردند. رسول خدا(ص) آن دو شاهد را بعد از نماز عصر قسم داد، ایشان قسم خوردند و رها شدند، پس از مدتی جام وگردن‌بند بدست آن دونفر آشکار شد، ورثه نزد رسول خدا(ص) آمدند و گفتند: مدعای ما نزد آن دونفر پیدا شده، رسول خدا منتظر وحی شد وآیات فوق نازل شد، رسول خدا(ص) أمر کرد دو نفر از کسان میت قسم بخورند، ایشان قسم خوردند، سپس جام وگردنبند را از آنان گرفت و به ورثه داد. چون مورد نزول بیان شد مفهوم آیه روشن می‌شود.
جملة: شَهَادَةُ بَينِكُمْ... دلالت داردکه شاهد گرفتن بر وصیت کار لازم ومشروعی است تا اینکه ماترک انسان ضایع نشود. و کلمة: ذَوَا عَدْلٍ دلالت دارد که باید دو شاهد عادل باشند، وكلمه مِنْكُمْ دلالت دارد كه بايد مسلمان باشند. و جملة: أَوْ آخَرَانِ ... دلالت دارد که اگر در سفری دو شاهد مسلمان پیدا نشد دو شاهد غیر مسلمان بگیرد که در مذهب خود عادل باشند و دروغگو وحقه‌باز نباشند و جملة فَيقْسِمَانِ دلالت دارد که در صورت شک ورثه در صدق شاهدین باید دو شاهد قسم بخورند بهمان نحوی که در آیه ذکر شده. و کلمة: مِنْ بَعْدِ الصَّلَاةِ  دلالت دارد که قسم باید در مسجد و یا مکان مقدس پس از نماز در حضور مردم باشد که عظمت داشته باشد، اگرچه بر شاهد قسم نیست ولی در این مورد شاهد بصورت منکر می‌باشد "و الیمین علی من أنکر" صدق می‌کند. جملة: فَيقْسِمَانِ بِاللَّهِ دلالت دارد که باید قسم به خدا بخورند نه به مقدسات دیگر بر اینکه ما کتمان شهادت و خیانت نکرده‌ایم.آيه 109
متن آيه:
يوْمَ يجْمَعُ اللَّهُ الرُّسُلَ فَيقُولُ مَاذَا أُجِبْتُمْ قَالُوا لَا عِلْمَ لَنَا إِنَّكَ أَنْتَ عَلَّامُ الْغُيوبِ
ترجمه: روزی خدا پیامبران را جمع می‌کند پس از آن می‌گوید چقدر اجابت شدید (أمت شما چه مقدار از شما پیروی کردند) گویند برای ما علمی نیست زیرا که فقط تو دانای غیب‌هائی.(109)
نکات: مقصود از یوم روز قیامت است، واین یوم مفعول است برای اتقوالله در آیة قبل. و این آیه دلالت می‌کند که أنبیاء(ع) پس از رفتن از دنیا به عالم دیگر از أمت‌های خود خبری ندارند، وخصوصا به امور غیب و پنهانی آگاه نیستند اگرچه در زمان حیاتشان بر ظواهر أمور أمت خود مطلع باشند.
مرحوم طبرسی در مجمع البیان در ذیل این آیه نقل کرده از تفسیر حاکم ابوسعید که او نوشته این آیه دلالت دارد بر بطلان قول امامیه که أئمه(ع) علم غیب داشته باشند، سپس طبرسی در جواب او چنین می‌نویسد: من می‌گویم این قولی که به امامیه نسبت داده ظلم است زیرا احدی از امامیه بلکه احدی از مسلمین نگفته که یکی از افراد بشر علم غیب دارد وکسی که مخلوقی را متصف به وصف عالم‌الغیب بداند از دین جدا شده و بی‌دین است، و شیعة امامیه از چنین قولی بیزار است. نویسنده گوید: آری علمای امامیه که معاصر با طبرسی و قبل از او بوده‌اند صفات خدا را به امام نمی‌دادند وآنرا کفر می‌دانستند، ولی زمان ما امام را عالم به غیب می‌دانند، بلکه بعضی از امامزاده‌ها را نیز عالم به غیب می‌دانند، و اگر بخواهی ایشانرا متنبه کنی تکفیر و تفسیق می‌کنند گویا به قول مرحوم طبرسی از دین و قرآن جدا شده و بکلی اعراض دارند.آيه 110
متن آيه:
إِذْ قَالَ اللَّهُ يا عِيسَى ابْنَ مَرْيمَ اذْكُرْ نِعْمَتِي عَلَيكَ وَعَلَى وَالِدَتِكَ إِذْ أَيدْتُكَ بِرُوحِ الْقُدُسِ تُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَكَهْلًا وَإِذْ عَلَّمْتُكَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَالتَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ وَإِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيئَةِ الطَّيرِ بِإِذْنِي فَتَنْفُخُ فِيهَا فَتَكُونُ طَيرًا بِإِذْنِي وَتُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَالْأَبْرَصَ بِإِذْنِي وَإِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتَى بِإِذْنِي وَإِذْ كَفَفْتُ بَنِي إِسْرَائِيلَ عَنْكَ إِذْ جِئْتَهُمْ بِالْبَينَاتِ فَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ مُبِينٌ
ترجمه: وقتی که خدا گفت ای عیسای پسر مریم بیاد آور نعمتم را بر تو وبر مادرت وقتی که تو را تأییدکردم به روح‌القدس با مردم سخن می‌گفتی در گهواره و سن کهولت، و وقتی که به تو کتاب و حکمت وتورات و انجیل یاد دادم، و وقتی که خلق می‌کردی از گل مانند هیئت مرغ باذن من پس می‌دمیدی در آن پس باذن و ارادة من مرغ می‌شد و شفا می‌دادی کور مادرزاد و ابرص را به اذن و ارادة من و وقتی که بیرون می‌آوردی مرده‌ها را باذن و ارادة من، و وقتی که بازداشتم از تو بنی‌اسرائیل را چون دلیل‌های روشن برای ایشان آوردی پس کفار از ایشان گفتند نیست این مگر سحر آشکار.(110)
نکات: در ذیل آیات 45 تا 49 سورة آل عمران قضایای مذکورة در این آیه ذکرشد و ما مقداری توضیح دادیم مراجعه شود.آيه 111 الي 115
متن آيه:
وَإِذْ أَوْحَيتُ إِلَى الْحَوَارِيينَ أَنْ آمِنُوا بِي وَبِرَسُولِي قَالُوا آمَنَّا وَاشْهَدْ بِأَنَّنَا مُسْلِمُونَ(المائدة/111) إِذْ قَالَ الْحَوَارِيونَ يا عِيسَى ابْنَ مَرْيمَ هَلْ يسْ