كَ مَا الْحُطَمَةُ(الهمزة/5) نَارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ(الهمزة/6) الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ(الهمزة/7) إِنَّهَا عَلَيهِمْ مُؤْصَدَةٌ(الهمزة/8) فِي عَمَدٍ مُمَدَّدَةٍ(الهمزة/9)
ترجمه: بنام خدای کامل الذات و الصفات رحمن رحیم. و ای بر هر عیجبوی طعن‌زن(1) آنکه مالی را جمع کرد و شمرد(2) خیال کرد مال او او را پاینده می‌دارد(3) نه چنین است حتماً در حطمه افکنده شود(4) و چه دانی که حطمه چیست(5) آتش افروختة خداست(6) آن آتشی که بر دلها مسلط شود(7) براستی که آن آتش بر ایشان در بسته است(8) در میان ستونها کشیده شده.(9)
نکات: وَيلٌ لفظی است برای نکوهش و نفرین مانند وای و در وقت اندوه گفته شود و بر وزن آن است ویس که برای کوچک‌شمردن استعمال می‌شود و دیگر ویح که در جای دلسوزی و ترحم گفته می‌شود. و فرقهائی بین هُمَزَةٍ و لُمَزَةٍ گذاشته‌اند، از جمله آنکه هُمَزَةٍ عیجبوئی با دست و لُمَزَةٍ با زبان و چشم، هُمَزَةٍ علانیه و لُمَزَةٍ پنهانی. و الْحُطَمَةِ از مادة حطم به معنی شکننده می‌باشد، گویا آتش دوزخ درهم می‌شند اهل آنرا. نعوذ بالله.سورة فیل مکی و دارای 5 آیه می‌باشد

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
أَلَمْ تَرَ كَيفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحَابِ الْفِيلِ(الفيل/1) أَلَمْ يجْعَلْ كَيدَهُمْ فِي تَضْلِيلٍ(الفيل/2) وَأَرْسَلَ عَلَيهِمْ طَيرًا أَبَابِيلَ(الفيل/3) تَرْمِيهِمْ بِحِجَارَةٍ مِنْ سِجِّيلٍ(الفيل/4) فَجَعَلَهُمْ كَعَصْفٍ مَأْكُولٍ(الفيل/5)
ترجمه: بنام خدای کامل الذات و الصفات رحمن رحیم. آیا ندیدی پروردگارت به اصحاب فیل چه کرد(1) آیا نیرنگشان را در گمراهی قرار نداد(2) و بر آنان پرندة ابابیل را فرستاد(3) که آنان را به سنگی از سنگ گل می‌انداخت(4) تا آنان را مانند کاهی جویده قرار داد.(5)
نکات: مخاطب أَلَمْ تَرَ ... ممکن است رسول خدا(ص) باشد و ممکن است هر مکلفی باشد، با اینکه رسول خدا(ص) چگونگی اصحاب فیل را ندیده بود زیرا قصة اصحاب فیل در سال تولد رسول خدا(ص) بوده اما چون از قعطیات مسلمه بوده گویا او دیده است مانند «أَلَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِعَادٍ». باضافه أَلَمْ تَرَ به معنای ألم تعلم نیز آمده است. بهرحال قصة هلاکت اصحاب فیل را اهل حجاز خصوصاً پیرمردها و مردان کهنسال معاصر رسول خدا(ص) همه آنرا دیده بودند و آنرا چون مهم می‌دانستند مبدأ تاریخ کرده بودند و سال آنرا عام الفیل می‌گفتند، و این قضیه آژیر و اعلانی بود برای مقدم او، و این معجزه را ارهاص می‌گویند زیرا چنین قضیه‌ای که دسته‌دسته و جوخه‌جوخه پرندگان مانند قشون مرتب به پرواز آیند و بر سر عدة مخصوصی که همه مجهزند به تجهیزات جنگی سنگباران کنند و همه را از پا درآورند به یک امر طبیعی نمی‌توان حمل کرد. و کلمة أَبَابِيلَ به معنی پرندة دسته‌دسته می‌باشد، تمام مورخین به غیرطبیعی‌بودن آن اعتراف دارند منتهی مورخین اروپا گفته‌اند که ابرهه و یارانش که با فیلهای جنگی آمده بودند در اثر باران سنگریزه مبتلا به آبله شدند، در جواب ایشان گفته می‌شود که یک لشکر صدهزار نفری در فاصلة ساعتی همه مبتلا به مرض آبله شود بطوریکه از پا درآیند باز غیرطبیعی و یک امر خارق‌العاده و اعجاز است. تفصیل این قضیه در کتب تواریخ ذکر شده است. آنچه مسلم است اینکه ابرهه یکی از مردم حبشه بوده که بر یمن مسلط گشته و در صنعا کنیسه‌ای ساخت بنام قلیس و آنرا بسیار مجلل و مزین نمود و خواست مردم را به آن معبد توجه دهد و بدینوسیله مرکزیت مهمی که عنوان دینی داشته باشد بوجود آورد و کعبه را که مرکز بت‌پرستی شده بود محو سازد، و علت این تصمیم این شد که شخصی از بنی‌کنانه آمد در قلیس معتکف شد و نیمة شب آنرا ملوث نمود و فرار کرد و لذا ابرهه حرکت کرد برای تخریب کعبه و تا حرم آمد، در آنجا فیلها قدم برنداشتند و فوج‌فوج ابابیل نمایان گردید.آيه 243
متن آيه:
أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ خَرَجُوا مِنْ دِيارِهِمْ وَهُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقَالَ لَهُمُ اللَّهُ مُوتُوا ثُمَّ أَحْياهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يشْكُرُونَ
ترجمه: آیا به سوی آنانکه از خانه‌های خود خارج شدند، نظر نکردی، در حالیکه هزاران نفر بودند برای فرار از مرگ، پس خدا فرمود بمیرید، سپس ایشان را زنده کرد، زیرا خدا محققا صاحب فضل وتفضل است، ولیکن بیشتر مردم شکرگزاری نمی‌کنند.(243)
نکات: مقصود از رؤیت و نظر، دید عقلی و علمی است، و مقصود از جملة: الَّذِينَ خَرَجُوا... قوم حزقیل نبی است که ایشان را به جهاد دعوت کرد، و او را اجابت نکردند، بلکه از جهاد اظهار کراهت کردند، حق‌تعالی بیماری وبا و طاعون میانشان افکند، ایشان برای فرار از مرگ از وطن خود خارج شدند، در حالیکه ده هزار و به قولی سی‌هزار و به قولی هفتاد هزار نفر بودند، در میان دشتی رسیدند که فرمان خدا رسید، (مُوتُوا)، همه مردند، پس از مدتی به فرمان خدا زنده شدند، و استخوانهایشان جمع و گوشت به آنها روئیده شد. و خدا این قضیه را ذکر نموده برای اینکه مسلمین از جهاد در راه خدا دوری نکنند، و برای حفظ حیات خود عصیان أمر خدا ننمایند، و بدانند که فرار از مرگ فائده ندارد. مخفی نماند(أُلُوفٌ) که در آیه ذکر شده جمع کثره می‌باشد و دلالت بر ده هزار بیشتر دارد، و إحیاء آنان برای دعای پیغمبرشان بود، کما نقل.سورة قریش مکی و دارای 4 آیه می‌باشد

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
لِإِيلَافِ قُرَيشٍ(قريش/1) إِيلَافِهِمْ رِحْلَةَ الشِّتَاءِ وَالصَّيفِ(قريش/2) فَلْيعْبُدُوا رَبَّ هَذَا الْبَيتِ(قريش/3) الَّذِي أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَآمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ(قريش/4)
ترجمه: بنام خدای کامل الذات و الصفات رحمن رحیم. برای الفت گرفتن قریش(1) الفت ایشان در مسافرت زمستان و تابستان(2) پس باید پروردگار این خانه را عبادت کنند(3) آن خدائی که ایشان را از گرسنگی سیر کرد و از ترس ایمنشان نمود.(4)
نکات: قریش به معنی کسب است چون قریش که از نژاد نضر بن کنانه بودند در کسب و تجارت زندگی می‌کردند و لذا به ایشان قریش می‌گفتند، خدا فرموده ما دفع اصحاب فیل نمودیم تا ایشان به الفت خود ادامه دهند و پروردگار خود را عبادت کنند و قریش به معنی تفتیش نیز آمده زیرا این طائفه از حال زوار کعبه و مستحقین تفتیش نموده و همراهی می‌نمودند. و راه کسب و زندگی قریش از دو مسافرت زمستانی و تابستانی بوده، زمستان به طرف یمن. و تابستان به طرف شام که خوش آب و هوا بود و اول کسیکه ترتیب این مسافرت را داد هاشم بن عبد مناف بود. و خدا باضافه از إطعام و امنیت، از کفر و ضلالت و هلاکت نیز بواسطة نزول قرآن نجاتشان داد. و گویند که فیل و قریش یک سوره می‌باشند.سورة ماعون مکی و شامل 7 آیه می‌باشد

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
أَرَأَيتَ الَّذِي يكَذِّبُ بِالدِّينِ(الماعون/1) فَذَلِكَ الَّذِي يدُعُّ الْيتِيمَ(الماعون/2) 