 قانون إلهی سخن گوید و آن هم که معلوم نیست که باشد، پس بنابراین بنام شفاعت و طرفداری و پارتی‌بازی شما را گول نزنند. و حضرت علی(ع) در خطبة 188 نهج‌البلاغه فرموده: فاجعلوا طاعة الله... شفیعا لدرك طلبتکم که طاعت خدا را شفیع برای یافتن درخواست دانسته، و در خطبة 186 پس از آنکه فرموده: تشخص فیه الأبصار و مردم را از هول و وحشت روز قیامت ترسانده می‌فرماید: فلا شفیع یشفع. و در صحیفة علویه در دعای روز چهاردهم ماه فرموده: والشافع لهم لیس أحد فوقك یحول دونهم، یعنی خدایا تو خود شافع بندگان می‌باشی و کسی بالاتر از تو نیست تا میان تو وخلق حائل شود، اگر چه با آیات روشن قرآن احتیاجی به نقل چنین روایاتی نیست. در آن روز کافر می‌گوید: ای کاش من خاک بودم و زنده نمی‌شدم، ولی عده‌ای از کذابین نوشته‌اند که کافر می‌گوید: ای کاش من علوی ابوترابی بودم!! اینان فکر نکرده‌اند که علوی و غیر علوی همه در پیشگاه خداوند روی حساب و مقررات محاسبه می‌شوند و پاداش طبق حسابست نه روی قرشی و یا حبشی ‌بودن. باضافه این سور در مکه نازل شده و آن وقت حضرت علی مکنی به ابی‌تراب نشده بود و مذهب علوی و غیرعلوی تراشیده نشده بود و مشرکین خدا و رسول و معاد را قول نداشتند تا چه رسد به مذهب علوی.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1775.txt">آيه 5-1 (النازعات)</a><a class="text" href="w:text:1776.txt">آیه 14-6 (النازعات)</a><a class="text" href="w:text:1777.txt">آيه 26-15 (النازعات)</a><a class="text" href="w:text:1778.txt">آيه 33-27 (النازعات)</a><a class="text" href="w:text:1779.txt">آيه 41-34 (النازعات)</a><a class="text" href="w:text:1780.txt">آيه 46-42 (النازعات)</a></body></html>سورة نازعات مکی و دارای 46 آیه می‌باشد.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
آیه 1 الی 5
متن آیه:
وَالنَّازِعَاتِ غَرْقًا(النازعات/1) وَالنَّاشِطَاتِ نَشْطًا(النازعات/2) وَالسَّابِحَاتِ سَبْحًا(النازعات/3) فَالسَّابِقَاتِ سَبْقًا(النازعات/4) فَالْمُدَبِّرَاتِ أَمْرًا(النازعات/5)
ترجمه: بنام خدای کامل الذات و الصفات رحمن رحیم. قسم به کمان کشان و تیراندازان که غرق در اسلحه می‌باشند(1) قسم به نفوسی که با نشاط برای جهاد بیرون می‌روند(2) قسم به آنانکه در میدان جهاد فرو روند(3) که سبقت گیرند و کاملا پیش روند(4) که کاری را تدبیر نمایند.(5)
نکات: قسم‌هائی که در قرآن آمده اکثراً قسم به یکی از انواع مخلوقات است در صورتیکه بندگان خدا اگر قسم به غیر خدا بخورند اثری ندارد و شرعاً آنرا سوگند نباید شمرد، وقسم یک نوع شاهد گرفتن است و هیچکس جز خدا حاضر و ناظر نیست، اما خدا خود می‌تواند به یکی از مخلوقات خود قسم بخورد، زیرا قسم بندگان برای این است که طرف قبول کند و برای اثبات کاری محتاج به قسم می‌باشند ولی حق‌تعالی احتیاجی ندارد برای اثبات و یا قبول بندگان، زیرا آنکه مؤمن است سخن خدا را بدون قسم قبول دارد و آنکه کافر است سخن خدا را با صد قسم قبول ندارد، پس فائدة قسمهای قرآن چیست؟ می‌توان گفت برای قسم‌های قرآن فوائدی است: 
اول: اهمیت‌دادن بندگان و مؤمنین به آن مطلبی که خدا برای آن قسم خورده و به آن چیزی که به آن قسم خورده شده تا سرسری نگیرند و در آن بیندیشند.
دوم: متوجه ساختن بشر به منافع آن چیزهائی که به آن قسم خورده شده مانند شب و روز و انجیر و زیتون و خورشید و ماه و چیزهای دیگری که مقسم به قرآن است.
سوم: برای اثبات واقعیت‌داشتن مقسم به که مثلا فرشتگان و یا روز قیامت و یا روحی که خدا به آن قسم خورده وجود واقعی دارد خصوصاً در مقابل منکرین.
چهارم: رد افکار خرافی که مثلا اعراب ساعت عصر را بد می‌دانستند خدا برای رد خرافت آنان قسم به عصر می‌خورد.
پنجم: عظمت‌دادن مردم است، چنانکه در این سوره اگر این اوصاف صدر سوره برای مجاهدین باشد خدا خواسته مردم به جهاد مجاهدین اهمیت بدهند.
ششم: از فوائد قسم، شاهد قراردادن مقسم به یعنی شاهدگرفتن همان چیزی را که به آن قسم خورده شده برای اثبات مطلب، مثلا در «وَالْعَصْرِ» خدا به زمان قسم خورده که «إِنَّ الْأِنْسَانَ لَفِي خُسْرٍ»، و زمان گواه است بر زیان و خسران مردم، و عصر و زمان شاهد بر صدق گفتار قرآن است و تاریخ شهادت می‌دهد که پیروزی هر قومی به ایمان و عمل بوده است. و یا خدا به قلم و خط قسم خورده برای شخصیت رسول خود و نوشته‌های اهل تاریخ گواه بر آن است، و در سورة نازعات زحمت وکوشش مجاهدین شاهد بر صدق گفتار قرآن و شاهد بر ترقی و تعالی هر قومی است و هکذا... .
هفتم: قسم‌خوردن به مخلوقاتی که مظهر قدرت خدا و کاشف از علم و تدبیر و حکمت خدا هستند، در حقیقت قسم به خود خدا می‌باشد.
ممکن است اوصاف پنجگانه که در این آیات ذکر شده برای ملائکه باشد که خدا می‌خواهد به این قسم‌ها مردم را به عوالم غیب و موجودات غیبی که کارگزاران حق باشند آشنا گرداند، و ممکن است موصوف به این اوصاف پنجگانة مورد قسم ستارگان و یا ارواح مقدسة انبیا باشد، ولی چنانکه ذکر شد موصوف در اینجا مجاهدین و یا ملائکه باشند مناسبتر است.آیه 6 الی 14
متن آیه:
يوْمَ تَرْجُفُ الرَّاجِفَةُ(النازعات/6) تَتْبَعُهَا الرَّادِفَةُ(النازعات/7) قُلُوبٌ يوْمَئِذٍ وَاجِفَةٌ(النازعات/8) أَبْصَارُهَا خَاشِعَةٌ(النازعات/9) يقُولُونَ أَإِنَّا لَمَرْدُودُونَ فِي الْحَافِرَةِ(النازعات/10) أَإِذَا كُنَّا عِظَامًا نَخِرَةً(النازعات/11) قَالُوا تِلْكَ إِذًا كَرَّةٌ خَاسِرَةٌ(النازعات/12) فَإِنَّمَا هِي زَجْرَةٌ وَاحِدَةٌ(النازعات/13) فَإِذَا هُمْ بِالسَّاهِرَةِ(النازعات/14)
ترجمه: روزی که صدای خشمناکی غرش کند(6) در پی آن حوادثی ردیف آید(7) در آنروز دلهائی ترسان و لرزان است(8) چشمهاشان خاشع و به گودی افتاه است(9) می‌گویند آیا محققا ما در قبر برگشت داده می‌شویم(10) آیا وقتی که استخواهای پوسیده شدیم(11) گویند آن بازگشتی زیان آور و هلاکت‌باری است(12) پس همانا آن یک صیحه است(13) که ناگاه ایشان در صحرای رستاخیزند.(14)
نکات: رجفة به معنی لرزه و هم به معنی صیحه و نعره آمده است، و ما معنی دوم را مناسب دیدیم، جملة: يقُولُونَ دلالت دارد که همیشه می‌گفتند آیا برمی‌گردیم به زندگی دیگر، ولی جملة: قَالُوا.... دلالت دارد که چنین سخنی اتفاقا گفته‌اند که زندگی آخرت زیانبار است البته برای منکرین. خدا می‌فرماید: برای ما آسانست که به یک صیحه و ایجاد صوت همه را برمی‌گردانیم.آیه 15 الی 26
متن آیه:
هَلْ أَتَاكَ حَدِيثُ مُوسَى(النازعات/15) إِذْ نَادَاهُ رَبُّهُ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى(النازعات/16) اذْهَبْ إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى(النازعات/17) فَقُلْ هَلْ لَكَ إِلَى أَنْ تَزَكَّى(النازعات/18) وَأَهْدِيكَ إِلَى رَبِّكَ فَتَخْشَى(النازعات/19) فَأَرَاهُ الْآيةَ الْكُبْرَى(النازعات/20) فَكَذَّبَ وَعَصَى(النازعات/21) ثُمَّ أَدْبَرَ يسْعَى(النازعات/22) فَحَشَرَ فَنَادَى(النازعات/23) فَقَالَ أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلَى(النازعات/24) فَأَخَذَهُ اللَّهُ نَكَالَ الْآخِرَةِ وَالْأُولَى(النازعا