انسان را از نطفه‌ای آمیخته آفریدیم می‌آزمائیم او را پس شنوا و بینایش کردیم(2) محققا ما او را به راه هدایتش کردیم در حالیکه یا شاکر است و یا کفران پیشه(3) محققا ما مهیا کرده‌ایم برای کافران زنجیرها و غلها و آتش‌سوزان.(4)
نکات: روزگاری که انسان چیز قابل الذکری نبوده، زمانی است که آدم گل بوده و پس از آن گل خشکیده شده صلمال شده و یا فرزندانش منی بوده و علقه شده و سپس مضغه گردیده، هر انسانی چنین است چه انبیا باشند و چه اولیا و چه اشقیا. اگر الف و لام الْإِنْسَانِ برای جنس و یا برای استغراق باشد. و ما در کتاب درسی از ولایت در این مسئله توضیحاتی داده‌ایم، ولی در بعضی از تفاسیر شیعه آمده که الف و لام عهد است و مقصود از این الْإِنْسَانِ حضرت علی(ع) است که از نطفة پدرش حضرت ابوطالب و مادرش فاطمة بنت اسد علیهما السلام خلق شده! بنابراین حضرت امیر و سایر أئمه(ع) و خود رسول خدا(ص) از نطفة پدر و مادر خلق شده‌اند نه از نور خدا آن هم قبل از خلقت کون و مکان طبق روایات مجعوله که موجب فرار جوانان تحصیلکرده از اسلام شده است.آيه 232
متن آيه:
وَإِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلَا تَعْضُلُوهُنَّ أَنْ ينْكِحْنَ أَزْوَاجَهُنَّ إِذَا تَرَاضَوْا بَينَهُمْ بِالْمَعْرُوفِ ذَلِكَ يوعَظُ بِهِ مَنْ كَانَ مِنْكُمْ يؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيوْمِ الْآخِرِ ذَلِكُمْ أَزْكَى لَكُمْ وَأَطْهَرُ وَاللَّهُ يعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ
ترجمه: و چون زنان را طلاق دادید، پس از آن به آخر مدت خود رسیدند، منعشان از نکاح شوهرانشان وقتی که به رضای یکدیگر باشند به خوبی، به این پند داده می‌شود آنکه از شما بروز بازپسین ایمان دارد، این برای شما پاکیزه‌تر و پاکتر است، وخدا می‌داند و شما نمی‌دانید.(232)
نکات: در زمان جاهلیت چون زنی را طلاق می‌دادند مانع از شوهرکردن به دیگری بودند و این ستمی بود به زنان مطلقه، وخدا این ستم را از ایشان برداشت بواسطة نزول این آیات.آیه 5 الی 18
متن آیه:
إِنَّ الْأَبْرَارَ يشْرَبُونَ مِنْ كَأْسٍ كَانَ مِزَاجُهَا كَافُورًا(الإنسان/5) عَينًا يشْرَبُ بِهَا عِبَادُ اللَّهِ يفَجِّرُونَهَا تَفْجِيرًا(الإنسان/6) يوفُونَ بِالنَّذْرِ وَيخَافُونَ يوْمًا كَانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيرًا(الإنسان/7) وَيطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيتِيمًا وَأَسِيرًا(الإنسان/8) إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزَاءً وَلَا شُكُورًا(الإنسان/9) إِنَّا نَخَافُ مِنْ رَبِّنَا يوْمًا عَبُوسًا قَمْطَرِيرًا(الإنسان/10) فَوَقَاهُمُ اللَّهُ شَرَّ ذَلِكَ الْيوْمِ وَلَقَّاهُمْ نَضْرَةً وَسُرُورًا(الإنسان/11) وَجَزَاهُمْ بِمَا صَبَرُوا جَنَّةً وَحَرِيرًا(الإنسان/12) مُتَّكِئِينَ فِيهَا عَلَى الْأَرَائِكِ لَا يرَوْنَ فِيهَا شَمْسًا وَلَا زَمْهَرِيرًا(الإنسان/13) وَدَانِيةً عَلَيهِمْ ظِلَالُهَا وَذُلِّلَتْ قُطُوفُهَا تَذْلِيلًا(الإنسان/14) وَيطَافُ عَلَيهِمْ بِآنِيةٍ مِنْ فِضَّةٍ وَأَكْوَابٍ كَانَتْ قَوَارِيرَا(الإنسان/15) قَوَارِيرَ مِنْ فِضَّةٍ قَدَّرُوهَا تَقْدِيرًا(الإنسان/16) وَيسْقَوْنَ فِيهَا كَأْسًا كَانَ مِزَاجُهَا زَنْجَبِيلًا(الإنسان/17) عَينًا فِيهَا تُسَمَّى سَلْسَبِيلًا(الإنسان/18)
ترجمه: محققا نیکان می‌آشامند از جامی که آمیخته به کافور و یا طبع آن خنک است(5) از چشمه‌ای که بندگان خدا از آن نوشند و آن را به هر کجا خواهند روان کنند(6) نیکوکاران به نذر وفا کنند و از روزی که هول آن همه جا را گرفته می‌ترسند(7) و اطعام طعام می‌کنند بر دوستی او مسکین و یتیم و اسیر را(8) همانا شما را طعام می‌دهیم فقط برای رضای خدا از شما نه پاداشی می‌خواهیم و نه شکرگزاری(9) محققا ما از پروردگارمان از روزی که عبوس وحشتناکست می‌ترسیم(10) پس خدا از شر آن روز حفظشان کند و ایشان را در حال نشاط و سرور ملاقات کند(11) و ایشان را پاداش دهد برای آن صبری که کرده‌اند به بهشت و حریر(12) در آنجا بر سریرها تکیه زده‌اند، نه گرمائی و نه سرمائی را می‌بینند(13) و سایه‌های آن بر سرشان سایه افکنده و میوه‌هایش فرو افتاده و در دسترس ایشان است(14) و طواف شود بر ایشان با جامهایی از نقره و قدحهای بلورین(15) جامهای بلور از نقره که آنها را بدقت و اندازه ساخته‌اند(16) و آشامیده شوند در بهشت به پیمانه‌ای که طبع آن زنجبیل است(17) چشمه‌ای در آنجا است که بنام سلسبیل نامیده شود.(18)
نکات: باید دانست که خدای‌تعالی برای ابرار و نیکان چیزهائی مهیا کرده که به وصف نیاید و آنچه در این آیات ذکر شده با موجودات دنیا قیاس نشود و هر کس از مصداق ابرار گردد پاداش او چنین است، و از جمله مصادیق ابرار که در روایات آمده حضرت علی و خانوادة او(ع) می‌باشند که به نذر خود وفا کرده و اطعام نمودند، در اینجا مفسرین شیعه قصه‌ای در شأن حضرت علی(ع) ساخته‌اند که با کتاب خدا وعقل نمی‌سازد و آمیخته به خرافاتست که ما در مقدمة 16 خرافاتی که در تفسیر این سوره در روایات مجعوله آمده تذکر داده‌ایم، و در اینجا روایتی که به حقیقت نزدیکتر است ذکر می‌کنیم و آن روایت عبدالله میمون از إمام جعفر صادق(ع) است که فرمود: نزد حضرت فاطمه مقداری جو بود عصیده‌ای ساخت، یعنی؛ آرد جو را به روغن مالید و آنرا پخت. و چون خواستند تناول کنند مسکینی آمد و گفت: رحمکم الله، علی(ع) برخاست و ثلث آن را به او داد، بدون فاصله یتیمی آمد و گفت: رحمکم الله، آن حضرت ثلث دیگرش را به او داد، سپس اسیری آمد و گفت: رحمکم الله، آن حضرت ثلث باقی را به او داد و خودشان از آن غذا نچشیدند، این روایت را شیخ طبرسی و قمی و کاشانی نقل کرده‌اند. ضمناً در صحیفة علویه در دعای روز بیست و دوم ماه منقولست که حضرت علی(ع) در دعا از خداوند می‌خواهد: اللهم و اجعلنا من الذین یوفون بالنذر و یخافون یوما کان شره مستطیرا، اللهم اجعلنا ممن یطعم الطعام علی حبه مسکینا و یتیما و أسیرا... تا آخر. و ضمیر عَلَى حُبِّهِ برمی‌گردد به الله و یا برمی‌گردد به طعام و یا به اطعام و هر سه صحیح است.آیه 19 الی 22
متن آیه:
وَيطُوفُ عَلَيهِمْ وِلْدَانٌ مُخَلَّدُونَ إِذَا رَأَيتَهُمْ حَسِبْتَهُمْ لُؤْلُؤًا مَنْثُورًا(الإنسان/19) وَإِذَا رَأَيتَ ثَمَّ رَأَيتَ نَعِيمًا وَمُلْكًا كَبِيرًا(الإنسان/20) عَالِيهُمْ ثِيابُ سُنْدُسٍ خُضْرٌ وَإِسْتَبْرَقٌ وَحُلُّوا أَسَاوِرَ مِنْ فِضَّةٍ وَسَقَاهُمْ رَبُّهُمْ شَرَابًا طَهُورًا(الإنسان/21) إِنَّ هَذَا كَانَ لَكُمْ جَزَاءً وَكَانَ سَعْيكُمْ مَشْكُورًا(الإنسان/22)
ترجمه: و بگرد ایشان طواف کنند پسران همیشه جوان که چون آنان را ببینی گمان می‌کنی مروارید افشان شده که تازه و نورانی باشند(19) و چون ببینی آنجا را ببینی نعمت و سلطنت بزرگی را(20) در حالیکه بر اندامشان جامه‌های دیبای سبز و استبرق باشد و به دستبندهای نقره زیور شده‌ان