نچه شریک او می‌کنند(23) اوست خدای آفرینندة هستی دهندة صورت‌گری که مخصوص اوست نام‌های نیکو، برای او تسبیح می‌کند آنچه در آسمان‌ها و زمین است و اوست نیرومند درستکار(24). 
نکات: در این آیات اسماء حسنای حق‌تعالی ذکر شده و خواندن آن بسیار فضیلت دارد و برای حق‌تعالی صد نام است که در قرآن ذکر شده از آن جمله این آیات است که خواندن آن بهرة بسیار دارد، و در روایتی رسول خدا(ص) سفارش نمود که به هنگام صبح؛ أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بگوییم و سپس سه آیة آخر سورة حشر را بخوانیم. بهر حال خدا را باید با همان اسامی که در وحی آمده است، خواند. و در روایتی از رسول خدا(ص) سؤال شد از اسم اعظم؟ فرمود: بر شما باد به آخر سورة حشر. و جملة: لَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى که دارای الف و لام عهد است دلالت دارد بر اینکه حق‌تعالی نام‌های معینی دارد که در وحی معین شده و بندگان او باید همان‌ها را بدانند و بخوانند نه غیر آنها را. و رسول خدا(ص) فرمود: نگوئید بر خدا سلام زیرا که خدا خود سلام است. <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1666.txt">آيه 3-1 (الممتحنة)</a><a class="text" href="w:text:1667.txt">آیه 6-4 (الممتحنة)</a><a class="text" href="w:text:1668.txt">آیه 9-7 (الممتحنة)</a><a class="text" href="w:text:1669.txt">آيه 11-10 (الممتحنة)</a><a class="text" href="w:text:1670.txt">آيه 12 (الممتحنة)</a><a class="text" href="w:text:1671.txt">آيه 13 (الممتحنة)</a></body></html>سورة ممتحنه مدنی و دارای 13 آیه می‌باشد.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
آیه 1 الی 3
متن آیه:
يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِياءَ تُلْقُونَ إِلَيهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَقَدْ كَفَرُوا بِمَا جَاءَكُمْ مِنَ الْحَقِّ يخْرِجُونَ الرَّسُولَ وَإِياكُمْ أَنْ تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ رَبِّكُمْ إِنْ كُنْتُمْ خَرَجْتُمْ جِهَادًا فِي سَبِيلِي وَابْتِغَاءَ مَرْضَاتِي تُسِرُّونَ إِلَيهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَأَنَا أَعْلَمُ بِمَا أَخْفَيتُمْ وَمَا أَعْلَنْتُمْ وَمَنْ يفْعَلْهُ مِنْكُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَوَاءَ السَّبِيلِ(الممتحنة/1) إِنْ يثْقَفُوكُمْ يكُونُوا لَكُمْ أَعْدَاءً وَيبْسُطُوا إِلَيكُمْ أَيدِيهُمْ وَأَلْسِنَتَهُمْ بِالسُّوءِ وَوَدُّوا لَوْ تَكْفُرُونَ(الممتحنة/2) لَنْ تَنْفَعَكُمْ أَرْحَامُكُمْ وَلَا أَوْلَادُكُمْ يوْمَ الْقِيامَةِ يفْصِلُ بَينَكُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ(الممتحنة/3)
ترجمه: بنام خدای کامل الذات و الصفات رحمن رحیم. ای مؤمنین، دشمن من و دشمن خود را دوستانی قرار ندهید که با ایشان طرح دوستی افکنید در حالی که آنان به آن حقی که برای شما آمده کفر و انکار می‌ورزند، پیامبر و شما را بیرون می‌‌کنند که چرا ایمان به خدا و پروردگارتان آورده‌اید، اگر شما برای جهاد در راه من و طلب رضای من بیرون آمده‌اید (چنین مکنید) پنهانی به سوی ایشان دوستی می‌افکنید و حال آن که من داناترم و می‌دانم آنچه را نهان دارید و آنچه را آشکار کرده‌اید، و هر کس از شما چنین کند راه هدایت را گم کرده است(1) اگر با شما برخورند دشمنانتان باشند و دستها و زبانهایشان را به سوی شما به بدی بگشایند و دوست دارند که شما کافر شوید(2) خویشاوندان شما و اولاد شما برای شما در روز قیامت سودی ندارند، خدا میان شما جدائی می‌افکند و خدا به آنچه می‌کنید بیناست(3). 
نکات: این سوره را سورة امتحان و سورة مودت نیز نامیده‌اند. و جملة وَأَنَا أَعْلَمُ ... ممکن است أَعْلَمُ در اینجا اسم تفضیل باشد، ولی ما به صیغة متکلم نیز ترجمه کردیم. و این آیات دربارة حاطب بن ابی بلتعه نازل شده، چون زنی بنام ساره که کنیز ابی عمرو بن صیفی بود از مکه آمد نزد رسول خدا(ص) پس از جنگ بدر، رسول خدا(ص) فرمود: آیا مسلمان شده‌ای؟ گفت: نه، فرمود: آیا هجرت کرده‌ای؟ گفت: نه، فرمود: برای چه آمده‌ای؟ عرض کرد: موالی من از بین رفته و من بسختی محتاجم، آمده‌ام تا مرا عطا دهید و بپوشانید و مرا مرکبی بدهید، فرمود: جوانان مکه را چرا ندیدی (در حالی که آن زن آوازه‌خوان برای ایشان بود) عرض کرد پس از جنگ بدر دیگر مرا نخواستند، پس رسول خدا(ص) ترغیب کرد بنی عبدالمطلب را که به او جامه دادند و نفقة او را با مرکبی به او عطا کردند، رسول خدا(ص) خود را مجهز می‌کرد برای فتح مکه و میل نداشت اهل مکه بفهمند، حاطب بن ابی بلتعه آمد نزد آن زن و نامه‌ای به او داد که به اهل مکه برساند و ده دینار نیز به او داد با جامه‌ای در مقابل اینکه نامه را به اهل مکه برساند و در آن نامه نوشت؛ ای مکیان رسول خدا ارادة فتح مکه دارد خود را مجهز کنید و بر حذر باشید. تا این زن ساره نام از مدینه بیرون شد جبرئیل آمد به رسول خدا(ص) خبر داد، حضرت او علی و عمار و عمر و زبیر و طلحه و مقداد و ابا مرشد را فرستاد، در حالی که همه سوار بودند، فرمود: این زن را در فلان مکان می‌بینید با او نامه‌ایست برای مشرکین از او می‌گیرید، ایشان حرکت کردند و در همان مکان او را یافتند و گفتند: نامه کجاست؟ او به خدا قسم خورد که نامه‌ای ندارد، پس متاع او را تفتیش کردند و نامه را نیافتند وخواستند برگردند، علی(ع) گفت: به خدا قسم دروغ به ما نگفته‌اند و شمشیر خود را کشید و گفت: نامه را بیرون آور و إلا گردنت را می‌زنم، آن زن چون چنین دید نامه را از میان گیس خود بیرون آورد، نامه را گرفتند و برگشتند خدمت رسول خدا(ص)، حضرت حاطب را احضار نمود و فرمود: این نامه را می‌شناسی؟ گفت: بلی، فرمود: چرا این کار کردی؟ عرض کرد: یا رسول الله من کافر نشده‌ام از روزی که مسلمان شدم و خدعه نکردم و کفار را دوست نداشتم ولیکن هر کس از مهاجرین کسی را دارد که از کسان او دفاع کند ولی من کسی را ندارم که از اهل من در مکه دفاع کند، من بر اهل خود ترسیدم، خواستم بر گردن کفار حقی داشته باشم که اهل مرا آزار نرسانند و دانسته‌ام که خدا سطوتش را بر اهل مکه نازل خواهد کرد و نامة من برای ایشان نافع نخواهد بود، رسول خدا(ص) او را تصدیق کرد ولیکن عمر برخاست و گفت: یا رسول الله اجازه بده من گردن او را بزنم، رسول خدا(ص) فرمود: ای عمر تو چه می‌دانی شاید خدا مجاهدین بدر را آمرزیده باشد (و حاطب از مجاهدین بدر بوده است). آیه 4 الی 6
متن آیه:
قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْرَاهِيمَ وَالَّذِينَ مَعَهُ إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآءُ مِنْكُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ كَفَرْنَا بِكُمْ وَبَدَا بَينَنَا وَبَينَكُمُ الْعَدَاوَةُ وَالْبَغْضَاءُ أَبَدًا حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ إِلَّا قَوْلَ إِبْرَاهِيمَ لِأَبِيهِ لَأَسْتَغْفِرَنَّ لَكَ وَمَا أَمْلِكُ لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَيءٍ رَبَّنَا عَلَيكَ تَوَكَّلْنَا وَإِلَيكَ أَنَبْنَا وَإِلَيكَ الْمَصِيرُ(الممتحنة/4) رَبَّنَا لَا تَجْعَلْنَا فِتْنَةً لِلَّذِينَ كَفَرُوا وَاغْفِرْ لَنَا رَبَّنَا إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ(ال