فبعث فیهم رسله ..."، تا آخر. پس از این آیات و دلالل، کسی که می‌گوید أنبیاء موجب اختلاف شدند، صحیح نگفته، و صحیح آن است که أنبیاء برای رفع اختلاف وایجاد اتحاد آمدند. و جملة: لِيحْكُمَ بَينَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ، دلالت دارد که رافع اختلاف کتاب آسمانی است، زیرا ضمیر "لیحکم" برمی‌گردد به کتاب نه به انبیاء، زیرا ضمیر مفرد است و أنبیاء جمع. و  اگر کسی بگوید ضمیر برگردد به الله صحیح نگفته زیرا کلمة الله أبعد و کلمة کتاب أقرب است. پس فقط کتاب حاکم است در رفع اختلاف. ودر زمان ما فقط قرآن رافع اختلاف است. و جملة:وَمَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلَّا الَّذِينَ أُوتُوهُ ، دلالت دارد که موجد اختلاف پس از آمدن أنبیاء و کتب آسمانی دکانداران ظلم و حسد بوده‌اند چنانکه فرموده:بَغْيا بَينَهُمْ ، و موجد اختلاف و مقصر دانشمندانند که به کتاب خدا آشنا بوده و کتاب بر ایشان آمده است، که روی حرص به دنیا و ریاست ایجاد اختلاف می‌کنند چنانکه فرموده: إِلاَّ الَّذِينَ أُوتُوهُ مِن بَعْدِ مَا جَاءتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ بَغْياً بَيْنَهُمْ، یعنی "والذین أوتوا التوراة و أوتوا الإنجیل و أوتوا القرآن"، وآنان همین دانشمندان یهود ونصاری و مسلمین می‌باشند که اکثرشان باعث اختلاف در أمت خود شده‌اند و تفرقه و شقاق و عناد را آورده‌اند، ولی در این میان هر کس طالب حق و حقیقت باشد و در راه آن سعی کند و به کتاب آسمانی خود مراجعه کند، خدا او را هدایت می‌کند. پس هر کس بایدخود سعی کند و عقل خود را بکار اندازد و بامید دانشمندان نباشد. واین اختلافات از دین نیست بلکه از مذاهب است: 
فرق بین دین و مذهب
دین اسلام دین توحید، و دعوت به اتحاد می‌کند، ولی مذاهبی که ایجاد شده موجد اختلاف است، و از جمله فرق‌های بین دین ومذهب به قرار ذیل است: 
1- الدین من الله و المذهب من الناس. «دین از طرف خدا و مذهب ساختة بشر است».
2- الدین یدعوا إلی الإتحاد والتوحید و الوفاق، والمذهب یدعو إلی العناد والتفرقة والشقاق. «دین دعوت به اتحاد و توحید می کند ولی مذهب بدشمنی و تفرقه و جنگ و اختلاف.
3- دین مردم را بخدا توجه می دهد، ولی مذهب مردم را به بزرگان و اولیا و احبار (یعنی بزرگان یهود)، و در دین در عبادت خواندن غیر خدا شرک است، ولی در مذهب خواند بندگان مقرب لازم و موکد است.
4- دین سهل و آسان است و یک عرب بیسواد بزودی آن را فرا می گرفت، ولی مذهب سخت و مشکل است و باید پنجاه سال تحصیل و درس بخوانند تا شاید بفهمند.
5- دین غیر خدا را مؤثر نمی داند، ولی مذهب غیر خدا مؤثر می داند.
6- دین موجب عزت و شهامت است، ولی مذهب موجب ذلت و تملق است، و مداحی برای بزرگان مذهب لازم است حتی در مقابل قبر شان نیز باید مداحی و چاپلوسی های زیاد کرد.
7- در دین کسی حق جعل قانون و حق فتوی و رای و صدور حکم ندارد جز خدا، ولی در مذهب، بزرگان مذهب و هر امام و ملائی حق فتوی داشته و می تواند قواعد و قوانینی بیاورند. و در دین خدا احکام آن تغییر و تبدیل ندارد ولی در مذهب هر سال فتوی و حکم  عوض می تواند عوض شود، و نیز به فوت ملا احکام او از اعتبار ساقط می شود.
8- در دین اسلام بحکم آیه (165) سوره نساء، پس از انبیا کسی دیگر حجت نیست، ولی در مذهب هر امام و غیر امام ممکن است حجت باشد.
9- در دین باید همیشه اولو الأمر صالحی میان مردم مجری احکام خدا باشد، ولی در مذهب ممکن است غایب و از دسترس مردم خارج باشد، و در دین اسلام انتخاب زمامدار و اولو الأمر با مردم است، ولی در مذهب انتخاب امام و زمامدار با خدا است، یعنی انتصابی است نه انتخابی.
10- در دین اسلام بحکم آیه (74) سوره فرقان هر کس می تواند با کسب علم و عمل امام المتقین گردد، ولی در مذهب امام منحصر به چند نفری است که اهل مذهب معین کنند.
11- در دین اسلام شعائر دینی به جعل إلهی بوده و منحصر است به آنچه خدا دستور داده و نمی‌توان کم و زیاد کرد، ولی در مذاهب شعائر مذهبی از قبیل ساختن گنبد طلا و سینه‌زدن و دم‌گرفتن و غیر از اینها بسیار است. و در دین لعن و سب و تکفیر و قذف و فحش جایز نیست و حرام است، ولی درمذهب لعن و طعن و تکفیر مستحب مؤکد و از مواد مذهبی است.
12- فروع دین اسلام عدد معینی بوده، ولی درمذهب زیادتر.
13- در دین الهی تعیین عدد و شمارة اصول دین با خدا است، ولی درمذهب تعیین اصول دین با مردم مذهبی است.
14- در دین اسلام هر امام و مأم ومی تابع دینند و دین هر دو یک جور است، ولی درمذهب ممکن است امام و امامت اصل دین باشد نه تابع آن، و در دین إلهی، دین امام و مأموم و تکلیف آن فرقی ندارد ولی در مذهب فرق دارد.
15- دین اسلام دین تبعیض‌نژاد نیست وهمة مردم مساویند وامتیاز نزد خدا به تقوی است، ولی مذهب سید وغیر سید و روحانی و غیر روحانی و امام ومأموم هر کدام امتیازاتی دارند، و حال آنکه این امتیازات صدر اسلام نبوده است. و در دین إلهی خمس و سهم امام نبوده و رسول خدا(ص) و علی مرتضی(ع) ازکاسب و تاجر سهم امام نگرفته، ولی درمذهب این چیزها از واجبات مذهبی است. و در دین کسی حق گرفتن اجر برای تبلیغ دین ندارد، ولی در مذهب گرفتن اجر رائج و از لوازم مذهبی است.
16- در اسلام نذر و وقف برای مقبره‌ها نبوده و بلکه اسراف و حرام است، ولی در مذهب نذورات و موقوفات و هدایا برای مقبره‌ها بسیار و از رسوم آن است.
17- در دین إلهی تقلید نبوده وتعلیم و تعلم واجب بوده، ولی در مذهب تقلید لازم بلکه واجب است.
18- مقررات دینی موجب عزت و رفعت وشهامت است، ولی مقررات مذهبی موجب ذلت و تملق و پستی است.
و ما در کتاب دعاهائی از قرآن نیز، مواد فرق بین دین و مذهب را به اشاره آورده‌ایم، مراجعه شود.آیه 25 الی 40
متن آیه:
لَا يسْمَعُونَ فِيهَا لَغْوًا وَلَا تَأْثِيمًا(الواقعة/25) إِلَّا قِيلًا سَلَامًا سَلَامًا(الواقعة/26) وَأَصْحَابُ الْيمِينِ مَا أَصْحَابُ الْيمِينِ(الواقعة/27) فِي سِدْرٍ مَخْضُودٍ(الواقعة/28) وَطَلْحٍ مَنْضُودٍ(الواقعة/29) وَظِلٍّ مَمْدُودٍ(الواقعة/30) وَمَاءٍ مَسْكُوبٍ(الواقعة/31) وَفَاكِهَةٍ كَثِيرَةٍ(الواقعة/32) لَا مَقْطُوعَةٍ وَلَا مَمْنُوعَةٍ(الواقعة/33) وَفُرُشٍ مَرْفُوعَةٍ(الواقعة/34) إِنَّا أَنْشَأْنَاهُنَّ إِنْشَاءً(الواقعة/35) فَجَعَلْنَاهُنَّ أَبْكَارًا(الواقعة/36) عُرُبًا أَتْرَابًا(الواقعة/37) لِأَصْحَابِ الْيمِينِ(الواقعة/38) ثُلَّةٌ مِنَ الْأَوَّلِينَ(الواقعة/39) وَثُلَّةٌ مِنَ الْآخِرِينَ(الواقعة/40)
ترجمه: در آنجا سخن ناروا و گناه نشنوند(25) جز گفتن سلام و جواب سلام(26) و یاران با میمنت چه با سعادتند یاران میمنت(27) در میان درختان سدر بی‌خار(28) و درخت موز پر بار(29) و سایة بلند ممتد(30) و آب جاری زلال(31) و میوة فراوان(32) نه قطع شود و نه منع گردد(33) و فرش‌های گرانقدر بالای یکدیگر و یا حوریان بلند قد(34) بتحقیق ما آنان را ایجاد کردیم ایجاد خاصی(35) و آنان را دوشیزگان بکر قرار دادیم(36) طنازان انس گیرندة همسالان(37) برای یاران با میمنت(38) گروهی از اولین(39) و گروهی از آخرین(40). 
نکا