ونس، و سوره‌های مفصّل، سوره‌های کوچک است، و اگر بنا بود ترتیب و تنظیم قرآن بنظر مردم واگذار شود، هزاران قرآن‌های مختلف التّرتیب باختلاف ذوق ها بوجود می‌آمد، و حال آنکه نیامده، پس معلوم می‌شود بنظر مردم نبوده. از خود قرآن استفاده می‌شود که زمان رسول خدا(ص) سوره‌های قرآن معیّن و مرتّب بوده، و لذا با کفار مبارزه کرده که اگر می‌توانید یک سوره مانند آن بیاورید و فرموده: «فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِّنْ مِثْلِهِ» و در سورة نور فرموده: «سُورَةٌ أَنْزَلْنَاهَا» معلوم می‌شود سوره سوره بودن را نیز خدا تعیین فرموده، و نیز روایتی نقل شده در مقدّمة اوّل تفسیر "صافی" و تفسیر "نورالثّقلین" در تفسیر آیة 7 سورة آل عمران از رسول خدا(ص) که می‌فرمود: « جمیع سور القرآن مآة و أربع عشرة سورة و جمیع آیات القرآن ستة آلاف آیة  مأة آیة و ست و ثلاثون آیة ».	
این روایت روشن می‌کند که قرآن معمولی زمان ما، همان قرآن زمان رسول خدا(ص) است که خود رسول(ص) تنظیم نموده و در زیر نظر آن حضرت ترتیب و تدوین یافته و مقدار سوره‌های آن 114 و آیاتش چنانکه فرموده 6336 عدد بوده است. دلیل دیگر بر تنظیم سوره‌ها در زمان رسول خدا(ص) این است که چون رسول خدا(ص) می‌فرمود: «شیبتنی سورة هود» اکثر اصحاب می‌دانستند سورة هود کدام و کجای قرآن است. و چون می‌فرمود در شب قدر سورة روم وعنکبوت بخوانید و یا سورة دخان قرائت کنید اهل مدینه می‌دانستند این سوره‌ها کدام و کجای قرآن است، و نمی‌پرسیدند یا رسول الله سورة روم یعنی چه.آيه 187
متن آيه:
أُحِلَّ لَكُمْ لَيلَةَ الصِّيامِ الرَّفَثُ إِلَى نِسَائِكُمْ هُنَّ لِبَاسٌ لَكُمْ وَأَنْتُمْ لِبَاسٌ لَهُنَّ عَلِمَ اللَّهُ أَنَّكُمْ كُنْتُمْ تَخْتَانُونَ أَنْفُسَكُمْ فَتَابَ عَلَيكُمْ وَعَفَا عَنْكُمْ فَالْآنَ بَاشِرُوهُنَّ وَابْتَغُوا مَا كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ وَكُلُوا وَاشْرَبُوا حَتَّى يتَبَينَ لَكُمُ الْخَيطُ الْأَبْيضُ مِنَ الْخَيطِ الْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّيامَ إِلَى اللَّيلِ وَلَا تُبَاشِرُوهُنَّ وَأَنْتُمْ عَاكِفُونَ فِي الْمَسَاجِدِ تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ فَلَا تَقْرَبُوهَا كَذَلِكَ يبَينُ اللَّهُ آياتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يتَّقُونَ
ترجمه: در شب ماه صیام نزدیکی و دخول به زنانتان حلال شده، ایشان برای شما لباسند و شما برای ایشان لباسید، خدا دانست که شما به خود خیانت می‌کنید، پس بر شما بخشید، و از شما گذشت، پس اکنون با آنان مباشرت کنید، و آنچه خدا برای شما مقرر کرده، بجوئید (یعنی از رخصت او بهره برید) و بخورید و بیاشامید تا ظاهر گردد برای شما رشتة سفید روز از رشتة سیاه شب، سپس روزه را تا شب به پایان رسانید، و با زنان مباشرت مکنید در حالیکه شما در مساجد معتکفید، این است حدود خدای‌تعالی، پس نزدیک آن نشوید، چنین بیان می‌کند خدا برای مردم آیات خود را تا شاید مردم بپرهیزند.(187)
نکات: جملة: "أحل لکم..." دلالت دارد که در روز ماه مبارک و شب آن چیزهایی حرام بوده و حلال شده، و از آن جمله هم بسترشدن با عیال، وخوردن وآشامیدن، که در شب حلال‌شده. و کلمة:الرَّفَثُ إِلَى نِسَائِكُمْ ، دلالت دارد که مباشرت با زنان در هر ساعتی از ساعات شب جایز است. و جملة: عَلِمَ اللَّهُ أَنَّكُمْ كُنْتُمْ تَخْتَانُونَ أَنْفُسَكُمْ ... دلالت دارد که قبل از نزول این آیه، حکم صوم مشکل‌تر بوده، و به ورود اين آیه آسانتر شده، چنانکه در خبر آمده که شب‌های ماه مبارک أکل و شرب و جماع نداشت تا إفطار دیگر، پس یکی از اصحاب رسول به نام خوات بن جبیر که پیرمرد ضعیفی بود، پس از فراغ کار رفت منزل برای إفطار، عیال او در آوردن طعام کندی کرد و چون او خسته بود خوابش گرفت و دیگر غذایی نخورد، طبق مقررات صوم، و بدون إفطار شب را به روز آورد، وروز را روزه گرفت، و به جنگ خندق حاضر شد، و به سبب ضعف و گرسنگی در وسط کار بیهوش افتاد. رسول خدا(ص) به حال او رقت کرد. مسئلة دیگر اینکه عده‌ای از جوانان مسملین در شب‌های ماه مبارک با عیال خود هم‌بستر می‌شدند، حتی بعضی از ایشان خدمت رسول خدا(ص) آمده و به این عمل اقرار نمودند. در این حال آیة فوق نازل شد، و کسانیکه مرتکب خلاف مقررات شده بودند اظهار ندامت کردند، و خدا ندامت و توبة ایشان را پذیرفت و این آیه نازل و اجازة أکل و شرب و جماع در شب‌ها تا ساعت فجر مجاز گردید. و مقصود از خیانت مذکور همین خلافی بود که جوانان مرتکب شده بودند. وجملة: أَتِمُّوا الصِّيامَ إِلَى اللَّيلِ ، دلالت دارد که نهایت زمان روزه، شب است، پس همین که شب رسید، باید افطار کند، و روزة وصال که شب را نیز روزه گیرد، و روز بعد را به روز قبل وصل نماید، حرام است، واز این جمله معلوم می‌شود که در تمام روز باید نیت صوم ادامه داشته باشد.آیه 74 الی 80
متن آیه:
إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِي عَذَابِ جَهَنَّمَ خَالِدُونَ(الزخرف/74) لَا يفَتَّرُ عَنْهُمْ وَهُمْ فِيهِ مُبْلِسُونَ(الزخرف/75) وَمَا ظَلَمْنَاهُمْ وَلَكِنْ كَانُوا هُمُ الظَّالِمِينَ(الزخرف/76) وَنَادَوْا يا مَالِكُ لِيقْضِ عَلَينَا رَبُّكَ قَالَ إِنَّكُمْ مَاكِثُونَ(الزخرف/77) لَقَدْ جِئْنَاكُمْ بِالْحَقِّ وَلَكِنَّ أَكْثَرَكُمْ لِلْحَقِّ كَارِهُونَ(الزخرف/78) أَمْ أَبْرَمُوا أَمْرًا فَإِنَّا مُبْرِمُونَ(الزخرف/79) أَمْ يحْسَبُونَ أَنَّا لَا نَسْمَعُ سِرَّهُمْ وَنَجْوَاهُمْ بَلَى وَرُسُلُنَا لَدَيهِمْ يكْتُبُونَ(الزخرف/80)
ترجمه: حقا که تبهکاران در عذاب دوزخ جاویدانند(74) از عذابشان تخفیف داده نشود و ایشان در آنجا ساکت و ناامیدند(75) ما ستمشان نکرده‌ایم بلکه خودشان ستم کرده‌اند(76) و ندا کنند که؛ ای مالک پروردگارت جان ما را بگیرد، مالک گوید که؛ شما ماندنی هستید(77) بتحقیق ما حق را برای شما آوردیم ولیکن بیشتر شما از حق کراهت داشتید(78) آیا کاری را استوار کرده‌اند که ما استوار کنیم(79) و یا پندارند که ما نمی‌شنویم سر و نجوای ایشان را آری و فرستادگان ما نزدشان می‌نویسند(80). 
نکات: اهل دوزخ به مالک دوزخ استغاثه کنند، آیا مالک بزودی جواب می‌دهد و یا برای تحقیرشان مدت‌ها جواب نمی‌دهد، ابن عباس گفته پس از هزار سال جواب ایشان را می‌دهد که شما ماندنی هستید. در جملة: أَمْ أَبْرَمُوا أَمْرًا ... چنانکه ترجمه شد که آیا مشرکین کار خوب محکمی کرده‌اند که از خدا توقع داشته‌اند که خدا برای ایشان آن کار را نگهداری و حفظ و مبرم نماید، و ممکن است أَمْ برای اضراب باشد که معنی چنین می‌شود اینان از حق کراهت داشتند بلکه امری را که باطل باشد استوار می‌داشتند و از باطل طرفداری می‌کردند، چنانکه در دار الندوة جمع شدند برای قتل رسول خدا(ص)، پس آنان باطل را استوار می‌داشتند و ما که خدائیم عذابشان را محکم می‌داریم. و بقرینة آیة بعد باید معنی دوم صحیح باشد. آیه 81 الی 84
متن آیه:
قُلْ إِنْ كَانَ لِلرَّحْمَنِ وَلَدٌ فَأَنَا 