ان خود لطف دارد هر که را بخواهد روزی می‌دهد و اوست نیرومند عزیز(19). 
نکات: وَالَّذِينَ يحَاجُّونَ .... روایت شده که دربارة یهودیان نازل شده که می‌گفتند: دین ما و پیامبر ما مورد اتفاق طرفین است، هم ما قبول داریم و هم مسلمین، ولی دین اسلام مورد اتفاق نیست، باید اولا: در جواب ایشان گفته شود اگر قرآن نباشد دین شما را با آن همه خرافات ما نمی‌پذیریم، آن دین و آن خرافاتش مورد اتفاق و قبول ما نیست. و ثانیا: وقتی حجت الهی آمد و مردم پذیرفتند و ندای الهی را لبیک گفتند، دلیل‌های خلقی ناچیز و در جنب آن بی‌ارزش است. و جملة: أَنْزَلَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ وَالْمِيزَانَ، دلالت دارد که قرآن و میزان یک چیز است اگر عطف خاص بر عام باشد، بنابراین قرآن میزان و مقیاس و معیار امور دینی است از طرف خدا که هر چه موافق این میزان باشد صحیح است و هر چه نباشد باطل است، ولی مسلمان به این میزان باید آشنا شود تا بتواند مطالب دینی را با آن بسنجد و میزان کند. متأسفانه مسلمین به میزان إلهی و مقیاس دین خود آشنا نیستند و بلکه عقائد و اعمالشان ضد قرآن است، ولی ظاهر عطف این است که معطوف غیر از معطوف علیه می‌باشد. و ممکن است بگوئیم الف و لام الْكِتَابَ اشاره به قرآن است و همچنین الف و لام  الْمِيزَانَ، بنابراین الکتاب و المیزان هر دو یک چیز است. آیه 20 الی 22
متن آیه:
مَنْ كَانَ يرِيدُ حَرْثَ الْآخِرَةِ نَزِدْ لَهُ فِي حَرْثِهِ وَمَنْ كَانَ يرِيدُ حَرْثَ الدُّنْيا نُؤْتِهِ مِنْهَا وَمَا لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ نَصِيبٍ(شوري/20) أَمْ لَهُمْ شُرَكَاءُ شَرَعُوا لَهُمْ مِنَ الدِّينِ مَا لَمْ يأْذَنْ بِهِ اللَّهُ وَلَوْلَا كَلِمَةُ الْفَصْلِ لَقُضِي بَينَهُمْ وَإِنَّ الظَّالِمِينَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ(شوري/21) تَرَى الظَّالِمِينَ مُشْفِقِينَ مِمَّا كَسَبُوا وَهُوَ وَاقِعٌ بِهِمْ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فِي رَوْضَاتِ الْجَنَّاتِ لَهُمْ مَا يشَاءُونَ عِنْدَ رَبِّهِمْ ذَلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْكَبِيرُ(شوري/22)
ترجمه: هر کس زراعت و کشت آخرت را خواهد ما در کشت او بیفزائیم و هر کس کشت دنیا را خواهد از دنیا به او بدهیم و برای او در آخرت نصیبی نباشد(20) آیا برای مشرکان شریکانی هست که برای ایشان آئین و کیشی آورند که خدا به آن اجازه نداده و اگر کلمة الفصل نبود بین ایشان حکم می‌شد، و محققا برای ستمگران عذابی دردناکست (21) می‌بینی ستمگران را که هراسانند از آنچه کرده‌اند و آنچه کرده‌اند به ایشان خواهد رسید و آنان که ایمان آورده و عمل‌های شایسته کرده در باغ‌های بهشتند، برای ایشان است هر چه بخواهند نزد پروردگارشان این است همان کرم بزرگ(22). 
نکات: يرِيدُ حَرْثَ الْآخِرَةِ را مقدم داشته برای اهمیت آن و فرق گذاشته بین دنیا خواهی و آخرت خواهی که اگر آخرت را بخواهد اولا: برای او افزون می‌‌دهیم و این افزونی برای دنیا خواهی نیست. و ثانیا: اگر آخرت بخواهد ممکن است دنیا را نیز داشته باشد ولی اگر دنیا بخواهد در آخرت نصیبی ندارد. و مقصود از شُرَكَاءُ شَرَعُوا.... همان پیشوایانی است که مردم آنان را در جعل شرع و احکام شریک خدا قرار داده و حکم ایشان را می‌پذیرند، و بدتر از اینها این است که به بنده‌ای از بندگان خدا شریک القرآن خطاب می‌کنند. آیه 23
متن آیه:
ذَلِكَ الَّذِي يبَشِّرُ اللَّهُ عِبَادَهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى وَمَنْ يقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِيهَا حُسْنًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَكُورٌ
ترجمه: این است آنچه خدا به بندگان خود بشارت می‌دهد آنان را که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده‌اند، بگو من از شما برای رسالتم مزدی نمی‌خواهم مگر دوستی کردن در امری که موجب قرب به سوی خداست و آنکه کار نیکی کند برای او در آن کار نیک بیافزائیم (یعنی مضاعف کنیم) زیرا خدا آمرزندة شکر گزار است(23). 
نکات: ذَلِكَ اشاره است به وعده‌هائی که خدا در آیة قبل داده است، و برای جملة: إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى، معانی متعدده ذکر کرده‌اند اول اینکه؛ مقصود از الْقُرْبَى؛ ما یتقرب إلی الله باشد کما هو الظاهر، و این معنی را مرحوم طبرسی مقدم داشته است. دوم؛ فِي الْقُرْبَى را بمعنی؛ ذی القربی بدانیم یعنی؛ صاحب قرابت و خویشی و این بر خلاف ظاهر است، زیرا فِي بمعنی ذی در هیچ جا نیامده. و مقصود از فِي الْقُرْبَى؛ فی ذی القربی بحذف ذی باشد یعنی در مورد خویشان و عترت من نیکی و مودت کنید و حذف ذی بر خلاف اصل است. سوم فِي الْقُرْبَى یعنی؛ فی قرابتی و چون خطاب به مشرکین است این معنی بعید نیست، یعنی ای مشرکین من از شما مزد نمی‌خواهم جز اینکه خویشی مرا ملاحظه نموده، و از این جهت دوستی مرا منظور دارید زیرا رسول خدا(ص) با تمام قریش و مشرکین خویشی داشت، و از جهت اینکه این سوره در مکه نازل شده و آن وقت رسول خدا(ص) عترتی نداشت که معنی دوم مقصود باشد، پس این معنی را که ابن عباس و بسیاری از مفسرین نموده‌اند می‌توان پذیرفت، ولی اشکال این است که فِي الْقُرْبَى را بمعنی؛ فی قرابتی گرفتن دلیلی ندارد. و مخفی نماند ما مودت عترت و خویشان مؤمن رسول خدا(ص) را واجب می‌دانیم بدلیل‌های دیگری از روایات و آیات، اما بحث این است که از این آیه استفاده نمی‌شود، خدا در آیه 71 سوره توبه فرموده: «وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ»، و البته عترت و اهل بیت رسول فرد کامل مؤمنین می‌باشند، و محبت و مودت ایشان بر هر مسلمانی لازم است، و رسول خدا(ص) فرموده: «ألا من مات علی حب آل محمد مات مؤمنا مستکمل الإیمان»، ولی خطاب به مشرکین و گفتن این که من از رسالتم مزد نمی‌خواهم مگر دوست با عترتم صحیح نیست زیرا مشرکین رسالت او را قبول نداشتند، باضافه در زمان نزول این آیه رسول خدا(ص) عترتی نداشته و باضافه فِي الْقُرْبَى را بمعنی ذی القربی گرفتن بدون دلیل است. آیه 24 الی 26
متن آیه:
أَمْ يقُولُونَ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا فَإِنْ يشَإِ اللَّهُ يخْتِمْ عَلَى قَلْبِكَ وَيمْحُ اللَّهُ الْبَاطِلَ وَيحِقُّ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ(شوري/24) وَهُوَ الَّذِي يقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَيعْفُو عَنِ السَّيئَاتِ وَيعْلَمُ مَا تَفْعَلُونَ(شوري/25) وَيسْتَجِيبُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَيزِيدُهُمْ مِنْ فَضْلِهِ وَالْكَافِرُونَ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ(شوري/26)
ترجمه: بلکه می‌گویند بر خدا دروغ بسته (در ادعای رسالت) پس اگر خدا می‌خواست مهر می‌زد بر قلبت وخدا باطل را زائل و حق را با کلمات خود ثابت می‌دارد زیرا او به آنچه در سینه‌ها و دل‌هاست عالم می‌باشد(24) و اوست که توبه را از بندگانش می‌پذیرد و از بدی‌ها عفو می‌کند و می‌داند آن