یده دارند در معرض آن خود را گم می‌کنند و بر اثر فال بد راحتی را از کف می‌دهند، و حتی گاهی یک عمر در رنج روحی و نگرانیند مثلا دختری از اشراف اروپا که به نحوست سیزده معتقد بوده و روز سیزده به دنیا آمده بود چون بزرگ شد و فهمید تا آخر عمر ناراحت و وحشت داشت، فال بد ساختة خود انسان و یک آفت و یک نوع تلقین رنج آوری است که فکر مردم ضعیف و جاهل را تیره می‌کند، اسلام واقعیتی برای آن قائل نیست. رسول خدا(ص) فرموده: الطیرة شرك. یعنی فال بد را مؤثر دانستن شرک به خدا است. و نیز فرموده: «من ردته الطیرة عن حاجته فقد أشرك». یعنی کسی که فال بد او را از حاجتش باز دارد پس محققا مشرک شده. و علی(ع) فرموده: «الطیرة لیست بحق». آری مردم پاره‌ای از حوادث بد که علل آن از خودشان است به حساب فال بد می‌گذارند، مانند اینکه روز 13 شراب می‌خورند و مست می‌کنند و به زمین می‌خورند و دچار شکستگی استخوان می‌شوند و به حساب 13 می‌گذارند. از حضرت صادق نقل شده که فرمود: «الطیرة علی ما تجعلها إن شددتها تشددت و إن لم تجعلها شیئا لم تکن شیئا». و حضرت رسول خدا(ص) می‌فرماید: «إن الرقی و التمائم و التولة شرك»، یعنی طلسم‌ها و آنچه بر گردن اطفال بسته می‌شود و ورد محبت شرک است. 
و در جملة أَئِنْ ذُكِّرْتُمْ، إن شرطیه را وصلیه گرفتیم. 
و جملة: اتَّبِعُوا مَنْ لَا يسْأَلُكُمْ أَجْرًا  دلالت دارد که مبلغ دینی نباید اجر بخواهد و وجوهی بنام دین نباید از مردم مطالبه کند و باید برای امرار معاش کار کند چنانکه انبیاء چنین بودند. کتاب محجة البیضاء نقل کرده است که: «کان سید المرسلین یشتري الشئ فیحمله إلی بیته بنفسه، فیقول له صاحبه أعطني فیقول صاحب المتاع أحق بحمله». یعنی رسول اکرم(ص) هر گاه چیزی می‌خرید خود به خانه می‌برد و اگر کسی همراه آن حضرت بود و می‌گفت: آن را به من بده بیاورم حضرت می‌فرمود صاحب متاع سزاوار است که خود مال خود را حمل کند. و نیز نقل کرده از علی ابن حمزه که: «رأیت أبا الحسن(ع) یعمل في أرض له قد استنقعت قدماه في العرق، قلت: جعلت فداك، أین الرجال؟ فقال(ع): یا علي عمل بالید من هو خیر مني و من أبي في أرضه، فقلت له و من هو؟ فقال(ع): رسول الله و امیر المؤمنین و آبائی کلهم قد عملوا بأیدیهم و هو من عمل النبیین و المرسلین و الصالحین». در کتاب زندگانی خود گفته‌ام: 
اقتدا کن بر امام لا فتی
		دین حق می‌کن ز بدعت‌ها جدا

آن امام کارگر در بوستان
		نی امامی که کند دین را دکان

و تنکیر رَجُلٌ دلالت دارد بر کمال او در رجولیت و تنوین برای تعظیم است. آیه 22 الی 25
متن آیه:
وَمَا لِي لَا أَعْبُدُ الَّذِي فَطَرَنِي وَإِلَيهِ تُرْجَعُونَ(يس/22) أَأَتَّخِذُ مِنْ دُونِهِ آلِهَةً إِنْ يرِدْنِ الرَّحْمَنُ بِضُرٍّ لَا تُغْنِ عَنِّي شَفَاعَتُهُمْ شَيئًا وَلَا ينْقِذُونِ(يس/23) إِنِّي إِذًا لَفِي ضَلَالٍ مُبِينٍ(يس/24) إِنِّي آمَنْتُ بِرَبِّكُمْ فَاسْمَعُونِ(يس/25)
ترجمه: و چرا نپرستم آن را که مرا پدید آورده و بسوی او رجوع داده می‌شوید(22) آیا غیر او را إلاهان و معبودان دیگری بگیرم که اگر خدای رحمن ضرر مرا بخواهد شفاعت ایشان به هیچ وجه کفایت از من نکند و مرا نرهانند(23) براستی که در این صورت البته در گمراهی آشکارا می‌باشم(24) بدرستی که من ایمان آوردم به پروردگار شما پس از من بشنوید(25). 
نکات: حق‌تعالی در این آیات از کیفیت دعوت حبیب و ارشاد او کفار قوم خود را بیان کرده، و استدلال او را بیان کرده که بنده باید فقط خالق خود را عبادت کند و او را ملجأ در حوائج بداند، بدلیل اینکه او هستی داده. ثانیا: بازگشت همه برای حساب بسوی اوست. ثالثا: در صورت عذاب إلهی برای بنده و تعیین کیفر او، شفاعت احدی مفید نباشد. رابعا: شفیعان از عهدة انقاذ برنیایند، و لذا ایمان خو را اعلام کرد و گفت: ای کفار بشنوید. از رسول خدا(ص) نقل شده که فرمود: «سباق الأمم ثلاثة لم یکفروا بالله طرفه عین: علی بن أبی طالب(ع) و صاحب یس و مؤمن آل فرعون». در تاریخ حال او آمده که قوم بر او حمله‌ور شدند و زیر پا او را شهید کردند، و لذا در آیة ذیل بیان شده که او را به بهشت خواندند از طرف خدای تعالی. آیه 26 الی 30
متن آیه:
قِيلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ قَالَ يا لَيتَ قَوْمِي يعْلَمُونَ(يس/26) بِمَا غَفَرَ لِي رَبِّي وَجَعَلَنِي مِنَ الْمُكْرَمِينَ(يس/27) وَمَا أَنْزَلْنَا عَلَى قَوْمِهِ مِنْ بَعْدِهِ مِنْ جُنْدٍ مِنَ السَّمَاءِ وَمَا كُنَّا مُنْزِلِينَ(يس/28) إِنْ كَانَتْ إِلَّا صَيحَةً وَاحِدَةً فَإِذَا هُمْ خَامِدُونَ(يس/29) يا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ مَا يأْتِيهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا كَانُوا بِهِ يسْتَهْزِئُونَ(يس/30)
ترجمه: گفته شد وارد بهشت شو گفت: ای کاش قوم من می‌دانستند(26) به چه چیز مرا پروردگارم آمرزید و مرا از گرامی شدگان کرد(27) و نفرستادیم بر قوم او پس از او لشکری از آسمان و ما نازل‌کننده نبودیم(28) نبود مگر یک فریادی که ناگهان خاموش شدند(29) دریغا بر این بندگان، رسولی بر ایشان نیامد مگر اینکه به او استهزاء می‌کردند(30). 
نکات: جملة: قِيلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ دلالت دارد که حبیب نجار و یا هر شهیدی پس از وفات داخل در بهشت برزخی و یا أخروی می‌گردد و متنعم به نعم إلهی است، زیرا او را لگد کوب و یا سنگسار و یا به دار زدند و او شهید از دنیا رفته و خدا او را گرامی داشته. و جملة: وَمَا أَنْزَلْنَا عَلَى قَوْمِهِ.... دلالت بر تحقیر قوم دارد، یعنی حق‌تعالی اهمیت به آنان نمی‌دهد و آنان را به یک صیحه هلاک نمود و احتیاج به لشکر آسمانی نداشتند. ولی حق‌تعالی برای بندگان سرکش خود اظهار تأسف نموده که به فرستادگان او استهزاء می‌کردند، و معنی تأسف اینجا از حق‌تعالی اخبار اوست که اینجا مورد آن است، و حبیب نجار را سرباز گم نام گویند. آیه 31 الی 35
متن آیه:
أَلَمْ يرَوْا كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُمْ مِنَ الْقُرُونِ أَنَّهُمْ إِلَيهِمْ لَا يرْجِعُونَ(يس/31) وَإِنْ كُلٌّ لَمَّا جَمِيعٌ لَدَينَا مُحْضَرُونَ(يس/32) وَآيةٌ لَهُمُ الْأَرْضُ الْمَيتَةُ أَحْيينَاهَا وَأَخْرَجْنَا مِنْهَا حَبًّا فَمِنْهُ يأْكُلُونَ(يس/33) وَجَعَلْنَا فِيهَا جَنَّاتٍ مِنْ نَخِيلٍ وَأَعْنَابٍ وَفَجَّرْنَا فِيهَا مِنَ الْعُيونِ(يس/34) لِيأْكُلُوا مِنْ ثَمَرِهِ وَمَا عَمِلَتْهُ أَيدِيهِمْ أَفَلَا يشْكُرُونَ(يس/35)
ترجمه: آیا ندیدند که چقدر از مردم قرن‌ها را پیش از ایشان هلاک نمودیم که آنان بسوی ایشان بر نمی‌گردند(31) و محققا تمامشان بی‌شک به پیشگاه ما احضار شدگانند(32) و نشانة قدرت ما برای ایشان آن زمین مرده است که ما آن را زنده کردیم و از آن حبه بیرون آوردیم که از آن می‌خورند(33) و در آن بوستان‌هائی از درخت خرما و انگور قرار دادیم و در آن چشمه‌ها روان ساختیم(34) تا از میوة آن و از آنچه بدست‌های خود عمل کرده‌اند بخورند پس آیا شکر نمی‌گزارند(35). 
نکات: در و دیوار عالم موجب عبرت و آثار قدرتست ولی چون بشر مکرر دیده م