نکات: مراد از حکم؛ نبوت است ظاهرا و مراد از قریه، قریة سدوم است که اهل آن اراذل و اوباش و مردم فاسقی بودند و قراء سدوم در اطراف شام بوده است چنانکه در سورة قبل بیان شده و مقصود از رَحْمَتِنَا یا اهل رحمت است و یا بهشت. آیه 76 الی 77
متن آیه:
وَنُوحًا إِذْ نَادَى مِنْ قَبْلُ فَاسْتَجَبْنَا لَهُ فَنَجَّينَاهُ وَأَهْلَهُ مِنَ الْكَرْبِ الْعَظِيمِ(الأنبياء/76) وَنَصَرْنَاهُ مِنَ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنَا إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمَ سَوْءٍ فَأَغْرَقْنَاهُمْ أَجْمَعِينَ(الأنبياء/77)
ترجمه: و نوح را به یادآور هنگامی که ندا کرد پیش از همة انبیاء، پس او را اجابت کردیم و او و اهل او را از اندوه بزرگ نجات دادیم(76) و او را از شر آن قومی که به آیات ما تکذیب کردند یاری نمودیم زیرا آنان قوم بدی بودند پس تمامشان را غرق نمودیم(77). 
نکات: مِنْ قَبْلُ، مضاف إلیه آن محذوف است بقرینة کلام، ممکن است قبل الأنبیاء باشد و ممکن است قبل الطوفان باشد. و جملة: «مِنَ الْقَوْمِ»، بقرینة لام مضاف آن حذف شده یعنی من ضرر القوم و یا من مکروه القوم باشد. و کرب و اندوه عظیم حضرت نوح این بود که چرا باید قوم او به نفرین او هلاک شوند. حق‌تعالی به او خطاب کرد «یا نوح لا تتحسر فإن دعوتك وافقت قدري»، و لذا از اندوه نجات پیدا کرد. آیه 78 الی 82
متن آیه:
وَدَاوُودَ وَسُلَيمَانَ إِذْ يحْكُمَانِ فِي الْحَرْثِ إِذْ نَفَشَتْ فِيهِ غَنَمُ الْقَوْمِ وَكُنَّا لِحُكْمِهِمْ شَاهِدِينَ(الأنبياء/78) فَفَهَّمْنَاهَا سُلَيمَانَ وَكُلًّا آتَينَا حُكْمًا وَعِلْمًا وَسَخَّرْنَا مَعَ دَاوُودَ الْجِبَالَ يسَبِّحْنَ وَالطَّيرَ وَكُنَّا فَاعِلِينَ(الأنبياء/79) وَعَلَّمْنَاهُ صَنْعَةَ لَبُوسٍ لَكُمْ لِتُحْصِنَكُمْ مِنْ بَأْسِكُمْ فَهَلْ أَنْتُمْ شَاكِرُونَ(الأنبياء/80) وَلِسُلَيمَانَ الرِّيحَ عَاصِفَةً تَجْرِي بِأَمْرِهِ إِلَى الْأَرْضِ الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا وَكُنَّا بِكُلِّ شَيءٍ عَالِمِينَ(الأنبياء/81) وَمِنَ الشَّياطِينِ مَنْ يغُوصُونَ لَهُ وَيعْمَلُونَ عَمَلًا دُونَ ذَلِكَ وَكُنَّا لَهُمْ حَافِظِينَ(الأنبياء/82)
ترجمه: و داود و سلیمان را به یادآور هنگامی که در آن زراعت حکم می‌کردند وقتی که گوسفندان آن قوم در آن شبانه چریدند و ما گواه حکم ایشان بودیم(78) پس آن را به سلیمان فهماندیم و هر یک را حکم و علم دادیم و با داود کوه‌ها را مسخر کردیم که کوه‌ها و پرنده تسبیح کنند و ما فاعل بودیم(79) و آموختیم او را ساختن لباس جنگ برای شما تا شما را از آسیب خودتان نگه دارد پس آیا شما شکر گزارید(80) و برای سلیمان باد را مسخر کردیم در حالی که تند بوزد، به أمر او برود به سوی زمینی که در آن برکت ایجاد کردیم و به هر چیزی دانا بوده‌ایم(81) و بعضی از شیاطین برای او به دریا فرو می‌رفتند و کاری غیر آن می‌کردند و ما نگاهدار ایشان بودیم(82). 
نکات: حضرت داود و فرزند او سلیمان دربارة گوسفندانی که شبانه در زراعتی چریده بودند و زراعت را تلف کرده بودند هر یک بر خلاف دیگری حکمی کردند. داود گفت: باید صاحب گوسفند گوسفندان را بدهد به صاحب زراعت در عوض ضرری که به او وارد شده، سلیمان که یازده ساله بود گفت: گوسفندان را مدتی در اختیار صاحب زراعت بگذارند تا او از منافع شیر و پشم و کرک و اولاد آنها بهره برد و زراعت را بدهند به مالک گوسفند تا آنچه فاسد شده به اصلاح آورد و چنانچه بوده بشود، آن وقت به یکدیگر برگردانند و هر کسی مال خود را تصرف کند، حضرت داود فرمود: حکم همین است. در این قضیه می‌توان گفت: هر دو پیامبر، حکم به صواب داده‌اند ولی حکم سلیمان مناسب‌تر بوده، زیرا خدا فرموده: «فَفَهَّمْنَاهَا سُلَيمَانَ وَكُلًّا آتَينَا حُكْمًا». و مقصود از این حکم ظاهرا نبوت است. از حکم داود معلوم می‌شود قیمت ما تلف از زراعت بقدر قیمت گوسفندان بوده است. و جملة: «وَكُنَّا لِحُكْمِهِمْ شَاهِدِينَ» دلالت دارد که حق‌تعالی شاهد و ناظر قضاوت است. پس باید در قضاوت خدا را مراعات کنند. و جملة: «وَكُنَّا فَاعِلِينَ» دلالت دارد که معجزات انبیاء را خدا به وجود می‌آورد نه خود ایشان، پس فاعل معجزه خدا است.آیه 83 الی 84
متن آیه:
وَأَيوبَ إِذْ نَادَى رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِي الضُّرُّ وَأَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ(الأنبياء/83) فَاسْتَجَبْنَا لَهُ فَكَشَفْنَا مَا بِهِ مِنْ ضُرٍّ وَآتَينَاهُ أَهْلَهُ وَمِثْلَهُمْ مَعَهُمْ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنَا وَذِكْرَى لِلْعَابِدِينَ(الأنبياء/84)
ترجمه: و به یاد آر ایوب را وقتی که پروردگارش را ندا کرد که مرا ضرر و سختی رسیده و توئی بهترین رحم‌کنندگان(83) پس ما او را اجابت کردیم که ضرر و سختی او را برطرف کردیم و خانوادة او را به او دادیم و مانند آنان را با آنان برای رحمتی از جانب ما و تذکری برای عبادت‌کنندگان(84). 
نکات: قصة ششمی که در این سوره آمده قصة ایوب است که خدا چندین سال او را مبتلا کرد به مرض و به گرفتاری و رفتن مال و گله و زراعت و مردن اولاد، ولی او صبر کرد و هر قدر کفار قوم او بر این ابتلاءات او را تحقیر و تعقیب کردند او ناشکری نکرد که خدا در سورة ص آيه44 او را تمجید کرده و فرموده: «إِنَّا وَجَدْنَاهُ صَابِراً نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ». و ایوب از فرزندان عیص بن اسحق بوده و مادر او از فرزندان حضرت لوط بوده و او دارای فرزندان متعدد و چهارپایان بسیار و باغ و بوستان‌ها و رمه‌ها بود و نسبت به مساکین مهربان و نسبت به ایتام و ارامل سرپرست و نسبت به واردین میزبان بود و سه نفر به او ایمان آورده و به فضل او عارف بودند. پس هیجده سال مبتلا شد که دور و نزدیک او را رها کردند و چون دوستان او را سرزنش کردند گفت: پروردگارا أَنِّي مَسَّنِي الضُّرُّ. و این در وقتی بود که زنش رحمه نیز او را رها کرد و یا وقتی بود که عیالش رحمه گیسوی خود را فروخت که برای او غذا تهیه کند. و باقی قصة او در سورة ص ذکر شده است. آیه 85 الی 86
متن آیه:
وَإِسْمَاعِيلَ وَإِدْرِيسَ وَذَا الْكِفْلِ كُلٌّ مِنَ الصَّابِرِينَ(الأنبياء/85) وَأَدْخَلْنَاهُمْ فِي رَحْمَتِنَا إِنَّهُمْ مِنَ الصَّالِحِينَ(الأنبياء/86)
ترجمه: و به یاد آر اسماعیل و ادریس و ذالکفل را که هر یک از صبر‌کنندگان بودند(85) و ایشان را در رحمت خود داخل نمودیم زیرا که ایشان از شایستگان بودند(86). 
نکات: حق‌تعالی تمجید نموده از این انبیاء به اینکه از صابرین و صالحین بودند. اما اسماعیل زیرا صبر کرد بر انقیاد برای ذبح و اقامت در زمینی که نه زراعت داشت و نه بنائی. و اما ادریس صبر کرد بر انکار قوم خود تا خدا او را به مقام اعلی رسانید. و اما ذا الکفل او نیز در کفالت و تعهدات خود صبر می‌ورزید و گویند نام او الیاس بوده است. آیه 87 الی 88
متن آیه:
وَذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغَاضِبًا فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيهِ فَنَادَى فِي الظُّلُمَاتِ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا أ