داوند وقتی زمین را آفرید قصد آفرینش آسمان ها را نمود و آن را هفت آسمان آفرید و محکم گرداند « وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ» و او به هر چیزی دانا است. « یَعلَم مَا یَلِجُ فِی الأَرضِ وَمَا یَخرُجُ مِنهَا وَمَا یَنزِلُ مِنَ السَّماءِ وَمَا یَعرُجُ فِیهاَ» پس او به آنچه در زمین فرو می رود و به آنچه که از زمین بیرون می آید و به آنچه که از آسمان پایین می آید و یا به آن بالا می رود، دانا می باشد. « یَعلَمُ مَا تُسِرُّونَ وَ مَا تُعلِنُونَ» می داند آنچه را پنهان می کنید و آنچه را که آشکار می نمایید، و به اسرار و نهانها آگاه است. خداوند در بسیاری جاها بین آفرینش مخلوقات و اثبات علم خود مقارنه ایجاد می کند، همانگونه که در این آیه آمده است: « أَلا یَعلَمُ مَن خَلَقَ وَهُوَ اللَّطِیفُ الخَبیِرُ» آیا کسی که آفریده است نمی داند در حالی که او باریک  بین آگاه است؟ زیرا آفرینش مخلوقات از جانب خدا روشن ترین دلیل بر عدم و حکمت و قدرت او می باشد.إِذْ تُصْعِدُونَ وَلاَ تَلْوُونَ عَلَى أحَدٍ وَالرَّسُولُ يَدْعُوكُمْ فِي أُخْرَاكُمْ فَأَثَابَكُمْ غُمَّاً بِغَمٍّ لِّكَيْلاَ تَحْزَنُواْ عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلاَ مَا أَصَابَكُمْ وَاللّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ ، آنگاه  که  مي  گريختيد و به  کس  نمي  نگريستيد و پيامبر شما را از پشت   سرفرا مي  خواند  پس  به  پاداش  ، غمي  بر غم  شما افزود  اکنون  اندوه   آنچه را که  از دست  داده  ايد ، يا رنجي  را که  به  شما رسيده  است  ، مخوريد  خدا به  هر کاري  که  مي  کنيد آگاه  است.
ثُمَّ أَنزَلَ عَلَيْكُم مِّن بَعْدِ الْغَمِّ أَمَنَةً نُّعَاسًا يَغْشَى طَآئِفَةً مِّنكُمْ وَطَآئِفَةٌ قَدْ أَهَمَّتْهُمْ أَنفُسُهُمْ يَظُنُّونَ بِاللّهِ غَيْرَ الْحَقِّ ظَنَّ الْجَاهِلِيَّةِ يَقُولُونَ هَل لَّنَا مِنَ الأَمْرِ مِن شَيْءٍ قُلْ إِنَّ الأَمْرَ كُلَّهُ لِلَّهِ يُخْفُونَ فِي أَنفُسِهِم مَّا لاَ يُبْدُونَ لَكَ يَقُولُونَ لَوْ كَانَ لَنَا مِنَ الأَمْرِ شَيْءٌ مَّا قُتِلْنَا هَاهُنَا قُل لَّوْ كُنتُمْ فِي بُيُوتِكُمْ لَبَرَزَ الَّذِينَ كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقَتْلُ إِلَى مَضَاجِعِهِمْ وَلِيَبْتَلِيَ اللّهُ مَا فِي صُدُورِكُمْ وَلِيُمَحَّصَ مَا فِي قُلُوبِكُمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ ، آنگاه  ، پس  از آن  اندوه  ، خدا به  شما ايمني  ارزاني  داشت  ، چنان  که ، گروهي  را خواب  آرام  فرو گرفت   اما گروهي  ديگر که  چون  مردم  عصر جاهلي   به  خدا گماني  باطل  داشتند ، هنوز دستخوش  اندوه  خويش  بودند و مي  گفتند  : آياهرگز کار به  دست  ما خواهد افتاد ? بگو : همه  کارها به  دست  خداست   آنان  در دل  خود چيزي  را پنهان  مي  دارند که  نمي  خواهند براي  تو آشکارش   سازند  مي  گويند : اگر ما را اختياري  بود اينجا کشته  نمي  شديم   بگو :  اگر در خانه  هاي  خود هم  مي  بوديد ، کساني  که  کشته  شدن  بر آنها مقرر شده   است  از خانه  به  قتلگاهشان  بيرون  مي  رفتند  خدا آنچه  را که  در سينه   داريد مي  آزمايد و دلهايتان  را پاک  مي  گرداند و خدا به  آنچه  در دلهاست   آگاه  است.
خداوند حالت آنها را به هنگام شکست خوردنشان در جنگ بيان مي دارد و آنان را به خاطر آن مورد عتاب قرار مي دهد. پس فرمود: « إِذْ تُصْعِدُونَ» هنگامي که در حال گريختن بوديد، « وَلاَ تَلْوُونَ عَلَى أحَدٍ» و هيچ يک از شما به ديگر توجهي نمي کرد، و هريک از شما جز به فرار و نجات خود نمي انديشيد. در حالي که خطر بزرگ بر شما نبود، زيرا شما نزديکترين مردم به دشمنان و در خط مقدم جنگ نبوديد، « وَالرَّسُولُ يَدْعُوكُمْ فِي أُخْرَاكُمْ» و پيامبر از پشت سر شما را صدا مي زد که « اي بندگان خدا! به سوي من بياييد» ، و شما به او توجه نکرديد، و به سوي او برنگشتيد. پس فرار، خود موجب سرزنش است، و صدا زدن پيامبر و اينکه مي بايست او را بر خود مقدم داريد، اما به او پاسخ نداديد و به طرف وي نرفتيد، سبب سرزنش بزرگتري است. « فَأَثنَکُم» پس شما را در مقابل کارتان مجازات کرد، « عَمَّا بِغَمِ» يعني غمي بر غمتان افزود، غمي به سبب از دست دادن پيروزي و غنيمت، و غمي به سبب شکست خوردنتان و غمي ديگر که همه غمها را از ياد شما برد، و آن اين بود که خبر کشته شدن محمد (ص) را شنيديد. 
اما خداوند به سبب لطف ومهرباني و عنايتي که نسبت به بندگان خويش دارد، همه اين چيزها را مايه خير بندگان مومن خود گردانيد، پس فرمود: « لِّكَيْلاَ تَحْزَنُواْ عَلَى مَا فَاتَكُمْ» تا بر آنچه که از دست داده ايد از قبيل پيروزي، غمگين نگرديد.
« وَلاَ مَا أَصَابَكُمْ» و به خاطر کشته و زخمي شدن و شکستي که به آن دچار شديد محزون نگرديد، و آن زماني بود که برايتان محقق شد پيامبر (ص) کشته نشده است، پس همه اين مصيبت ها برايتان آسان گرديد، و از زنده بودن پيامبر (ص) که تسلي بخش هر مصيبت و مشکلي بود، شادمان شديد.
خداوند در مشکلات و مصيبت ها اسرار و حکمت هاي عجيبي قرار داده است. و همه اين  امور از روي دانش و کمال آگاهي خداوند نسبت به کارها و ظاهر و باطن شما انجام مي شود، بنابراين فرمود: « وَاللّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ» و خداوند به آنچه مي کنيد آگاه است. و احتمال دارد که معني « لِّكَيْلاَ تَحْزَنُواْ عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلاَ مَا أَصَابَكُمْ» اين باشد که خداوند اين غم و مصيبت را براي شما پيش آورد تا پابرجا و استوار بمانيد و به هنگام مشکلات بردباري و صبر را تمرين کنيد، و تحمل دشواريها برايتان آسان شود.
« ثُمَّ أَنزَلَ عَلَيْكُم مِّن بَعْدِ الْغَمِّ» و پس ازغمي که به شما رسيده بود، « أَمَنَةً نُّعَاسًا يَغْشَى طَآئِفَةً مِّنكُمْ» آرامشي را بر شما نازل کرد به گونه اي که خواب سبکي گروهي از شما را فرا گرفت. 
و شکي نيست که اين رحمت خدا و احسان او نسبت به آنها بود، و باعث تثبيت دلهايشان و اطمينان بيشتر آنان گرديد، زيرا کسي که مي ترسد، خواب و چرت اورا فرا نمي گيرد، چون او در دل ترس دارد، پس وقتي ترس از دل او دور شد، مي تواند بخوابد و چرت بزند. و گروهي که خداوند بوسيله خواب سبک بر آنها انعام نمود مومنان بودند؛ کساني که جز اقامه دين خدا و به دست آوردن خشنودي پروردگار و پيامبرش و مصلحت برادران مسلمانشان هدف ديگري نداشتند و اما گروه ديگر کساني بودند که « قَدْ أَهَمَّتْهُمْ أَنفُسُهُمْ» فقط به فکر خودشان بودند، و به خاطر اينکه منافق بودند يا به سبب اينکه ايمانشان ضعيف بود، به فکر کسي ديگر نبودند، بنابراين چرت و خواب سبک که ديگران را فرا گرفته بود به آنها نرسيد « يَقُولُونَ هَل لَّنَا مِنَ الأَمْرِ مِن شَيْءٍ» اين استفهام انکاري است. پس معني آن چنين است: ما از پيروزي بهره اي نداريم . پس نسبت به پروردگار و آيين و پيامبرش گمان بد بردند، و تصور کردند که خداوند پيامبر را ياري نمي دهد. و اين شکست کار وي را فيصله ميدهد، و دين خدا را به کلي نابود مي سازد. خداوند متعال در جواب آنان فرمو