دیگر منتقل می کند. پس هرکس با بندگانش چنین  کند، و اینگونه به احوال آنها نظر نماید و یک لحظه از آنها غافل نماند؛ از همان زمانیکه آنان را به وجود می آورد تا زمانی که آنان را می میراند، شریکی  ندارد و یکتا و تنهاست. پس مشخص است که جز او کسی سزاوار عبادت نیست.
«  لاَ إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ» جز او معبود بر حقی نیست، توانا و با حکمت است و با قدرت خویش بر خلایث چیره است، و بالاتر از آن است که به نقصی متصف باشد و مذمت شود. « الحَکِیم» و در آفریدن آفریدگانش و در تشریع و قانون گذاری اش با حکمت است.هُوَ الَّذِيَ أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ في قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاء الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاء تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اللّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُوْلُواْ الألْبَابِ ، او ذاتی است که کتاب را بر تو نازل کرد، و بخشی از آن آیات محکمی هستند که معانی آن واضح و روشن است و آنها اصل کتاب هستند. و بخشی از آن «متشابهات» هستند که احتمال معانی دیگری هم دارند، و اما کسانی که در دلهایشان انحراف است برای فتنه انگیزی و تاویل نادرست آن، به دنبال متشابهات می روند، و تاویل آن را جز خدا کسی نمی داند، و راسخان در علم می گویند: « به آن ایمان آورده ایم، همه از جانب پروردگار ماست» و جز خردمندان پند نمی پذیرند.
« رَبَّنَا لاَ تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِن لَّدُنكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنتَ الْوَهَّابُ» پروردگار را پس از اینکه ما را هدایت کرده ای دلهای ما را منحصر مگردان، و از جانب خود به  ما رحمتی ببخش، بی گمان ت و بخشایشگری.
خداوند متعال از عظمت و شکوه و کمال تصرف خویش خبر می دهد و اینکه او یگانه است، واین کتاب بزرگ را که در هدایت و بلاغت و اعجاز و  اصلاح مردم نظیری نداشته و نخواهد داشت، نازل  کرده است، کتابی که شامل آیات محکم است و معانی آن واضح و روشن بوده و یا چیزی مشتبه نمی شود. و بخشی از آن متشابه بوده و معانی مختلفی را در بر دارد و با نگاه صرف به این متشابهات نمی توان یکی از این دو معنی محتمل را تعیین نمود، مگر اینکه این آیات متشابه را بر آیات محکم عرضه نماییم و از آنها مدد بجوییم.
پس کسانی که در دلهایشان بیماری و انحراف و کژی است، به خاطر اهداف پلیدی که دارند از متشابهات پیروی می کنند و برای اثبات گفتارها و عقاید باطل و آرای نادرست خود، و به منظور فتنه انگیزی و تحریف کتاب خدا، و تاویل آن طبق مذاهب خود، به آن استدلال می کنند، در نتیجه هم گمراه می شوند، و هم دیگران را گمراه می کنند. و اما کسانی که دارای علم راسخ هستند و علم و یقین به دلهایشان رسیده ، و درخت عمل و معارف آنان ببار نشسته است، می دانند که تمام قرآن از جانب خداست، و  همه آن اعم از محکم و متشابه حق است، و تناقض و اختلافی در آن وجود ندارد.
پس چون می دانند معانی محکمات بی نهایت صریح و روشن است، متشابه را که جاهلان و کسانی که علم و معرفت  ناقصی دارند و در آن دچار حیرت می شوند، بر آیه محکم بر می گردانند، پس معانی همه محکم و روشن گشته و می گویند: « آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُوْلُواْ الألْبَابِ» ما بدان ایمان آوردیم چون محکم و متشابه هر دو از جانب پروردگار ماست. و جز کسانی که دارای عقل درستی هستند، متذکر نمی شوند و به امور مفید و علوم نافع دست نمی یابند.
این بیانگر آن است که این کار از نشانه های خردمندان است، و دنبال کردن آیات متشابه از صفات کسانی است که افکارشان غلط و عقلهایشان پوپ و اهدافشان نادرست است.
« وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اللّهُ» اگر منظور از «تاویل» شناختن سرانجام کارها است باید بر « إِلاَّ اللّهُ» وقف کرد، زیرا با این مفهوم تنها خداست که تاول را می داند. و اگر منظور از «تاویل» تفسیر و دانستن معنی سخن باشد، عطف کردن بهتر است ، و این ستایشی برای راسخان در علم است، که آنها می دانند چگونه نصوص کتاب و سنت و محکم و متشابه را در جایش قرار دهند.
و چون در اینجا مردم به منحرف و مهتدی تقسیم می شوند، از خداوند خواستند که آنها را بر ایمان ثابت قدم بگرداند. پس گفتند: « رَبَّنَا لاَ تُزِغْ قُلُوبَنَا» پروردگارا! دلهای ما را از حق بسوی باطل منحرف مگردان، « بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِن لَّدُنكَ رَحْمَةً» بعد از اینکه ما را هدایت نمودی، و از رحمت خود به ما ببخش، رحمتی که با آن احوال ما را سر و سامان دهی، « إِنَّكَ أَنتَ الْوَهَّابُ» و تو دارای بخشش زیادی هستی.
این آیه ما را رهنمود می کند که در مورد متشابهات چه راهی را در پیش بگیریم. و خداوند بیان کرده است که راسخان در علم از خداوند می خواهند که دلهایشان را منحرف نگرداند. و در آیاتی دیگر از اسبابی که بوسیله آن دلهای اهل انحراف منحرف می شود خبر داده و بیان فرموده است که انحراف آنها به سبب کارهایی است که خود انجام می دهند: « فَلَمَّا زَاغُوا أَزَاغَ اللَّهُ قُلُوبَهُم» وقتی منحرف شدند خداوند دلهای آنان را منحرف کرد. « ثُمَّ انَصَرفُوا صَرَفَ الّلهُ قُلُوبَهُم» سپس بازگشتند و روی برتافتند پس خداوند دلهایشان را برگرداند. « وَنُقَلِّبُ أَفئِدَتَهُم وَأَبصَرَهُم کَماَ لَم یُومِنُوا بِهِ أَوَّلَ مَرَّةِ» و دلها و چشمهایشان را بر می گردانیم آنگونه که نخستین بار به آن ایمان نیاوردند. پس هرگاه بنده از پروردگارش روی برگرداند، و دشمنش را به دوستی بگیرد، و حق رامشاهده کند و از آن روی برتابد، و باطل را ببیند و آن را انتخاب کند ،خداوند او را به آنچه برای خود برگزیده است واگذار می کند و دلش را به سزای انحرافش منحرف می نماید. و خداوند بر او ستم نکرده، بلکه او بر خودش ستم کرده است، پس او کسی را جز نفس امر کننده به بدی ملامت نکند.رَبَّنَا إِنَّكَ جَامِعُ النَّاسِ لِيَوْمٍ لاَّ رَيْبَ فِيهِ إِنَّ اللّهَ لاَ يُخْلِفُ الْمِيعَادَ، پروردگارا! تو مردم را در روزی که هیچ شکی در آن نیست جمع خواهی کرد، بی گمان خداوند خلاف وعده نمی کند.
این است پایان بخش سخن راسخان در علم، و آن  اعتراف به رستاخیز و سزا و جزا است و اینکه وعده خداوند حتما تحقق خواهد یافت. ایمان به آخرت باعث می شود تا انسان عمل شایسته انجام دهد، و خود را برای آن آماده کند، زیرا ایمان به زنده شدنِ پس از مرگ و اعتقاد به سزا و جزا، اساس اصلاح دلها و زیر بنای «رغبت» علاقه مندی به کار خیر و « رهبت» ترس و پرهیز از کار بد می باشد؛ رغبت و رهبتی که زیر بنای همه ی کارهای نیک می باشند.مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ نَاراً فَلَمَّا أَضَاءتْ مَا حَوْلَهُ ذَهَبَ اللّهُ بِن