ت که روی به سوی مشرق و مغرب کنید. پس بحث و مجادله زیاد در این مورد جز خستگی و اختلاف و دو دستگی در بر ندارد. این مانند سخن پیامبر (ص) است که می فرماید: « اَلیسَ الشَّدیدُ بِالصّرعَةِ ، إنَّما الشَّدیِدُ الذَّی یَملِکُ نَفسَهُ عِندَ الغَضَبِ » قوی آن کس نیست که هنگام کشتی گرفتن طرف را خاک کند، بلکه قوی کسی است که هنگام خشم، خود را کنترل نماید.
« وَلَـكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللّهِ» بلکه نیکوکار کسی است که به خدا ایمان داشته باشد، و اینکه او معبودی به حق و یگانه است، معبود به حقی که به هر صفت کمالی متصف است، و از هر نقص و کمبودی مبرا است. « وَالْيَوْمِ الآخِرِ» و به روز آخرت ایمان بیاورد، و پیامبر از آن خبر داده اند که پس از مرگ اتفاق می افتد. « وَالْمَلآئِكَةِ » و به فرشتگان ایمان داشته باشد، موجودات فرمانبری که خداوند در کتابش و پیامبر (ص) در احادیث خود برای ما توصیف  نموده اند. « وَالْكِتَابِ» و کتابهایی که خداوند بر پیامبرانش نازل کرده است، که بزرگترین آن قرآن است . پس به اخبار و احکامی که قرآن در بردارد ایمان داشته باشد. «  وَالنَّبِيِّينَ» و به پیامبران به طور عموم، و به ویژه به آخرین و بهترین آنها که محمد (ص) است ایمان داشته باشد. « وَآتَى الْمَالَ» و این شامل هر چیزی است که انسان می اندوزد، کم باشد یا زیاد. یعنی مال را ببخشد، « عَلَى حُبِّهِ» با اینکه آن را دوست می دارد. این بیانگر آن است که مردم مال را دوست دارند، و بخشش آن دشوار است. پس هرکس مالش را به منظور نزدیکی جستن به خدا ببخشاید نشانه ایمان است.
یکی از مصادیق « وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ» آن است که صدقه بدهد در حالی که آزمند است، امید ثروتمند شدن را دارد و از فقر و تنگدستی می ترسد. و اگر صدقه از مال قلیل باشد بهتر است، چون او در این حالت نگاه داشتن مال را دوست دارد، زیرا همواره فقر و تنگدستی خیال او را آواز می دهد. و همچنین بخشیدن مال گرانبها و ارزشمند و مالی که آن را دوست دارد، بسیار مهم است. همانطور که خداوند متعال فرموده است: « لَن تَنالُوا البِرَّ حَتَّی تُنفِقُوا مَمَّا تُحِبُونَ» هرگز به نیکی نخواهید رسید مگر اینکه از آنچه دوست دارید انفاق کنید.
 پس نیکی حقیقی از آن کسانی است که مال دوست داشتنی را می بخشند. سپس خداوند از کسانی نام برد که باید صدقه را به آنان داد، همانهایی که از همه مردم به نیکوکاری و احسان شایسته ترند، از قبیل « ذَوِي الْقُرْبَى» خویشاوندان، آنهایی که به خاطر مشکلات و گرفتاریهایشان دردمند و ناراحت می شوی، و به خاطر شادی آنها شادمان می گردی، و به هنگام بروز حوادث به یاری شما می آیند و حتی در این مواقع بخشی از هزینه های مالی شما را تقبل می کنند. پس بهترین نیکی، کمک کردن به خویشاوندان است برحسب نزدیکی و نیازشان.
« وَالْيَتَامَى» و یتیمان، آنهایی که کسی را ندارند برایشان کار کند و پول در بیاورد، و سرمایه ای ندارند که به وسیله آن از دیگران بی نیاز شوند. 
و این بیانگر رحمت خداوند نسبت به بندگانش می باشد، و اینکه او نسبت به آنها از پدر به فرزندش مهربان تر است. خداوند بندگان را توصیه نموده و بر آنها فرض گردانید، به  کسانی که پدرانشان را از دست داده اند نیکی کنند، تا همواره سایه پدران خود را بر سر یتیمی مهربانی کند، یتیم او مورد مهربانی قرار خواهد گرفت.
« وَالْمَسَاكِينَ» و بینوایان. آنان کسانی هستند که فقر و نیازمندی آنها را زمین گیر و خانه نشین کرده است . بنابراین آنها بر ثروتمندان حق دارند به اندازه ای که بینوایی آنها را برطرف کند یا آن را تقلیل نماید، به آنها کمک نمایند. « وَابْنَ السَّبِيل» و مسافری که دور از شهر و دیار خود در راه مانده است. خداوند بندگانش را تشویق نموده است تا به چنین کسی کمک کنند، به گونه ای که بتواند به خانه و کاشانه خود برسد. چون او در این حالت نیازمند است. پس کسی که خداوند به  او در وطنش نعمت  ارزانی نموده است، بر اوست که با برادر مسافرش مهربانی کند، و به اندازه توانش او را کمک نماید، برای او توشه تهیه کند، یا وسیله سفر به او بدهد، یا ستم هایی که بر او می رود، از وی دور کند.
« وَالسَّآئِلِينَ» و کسانی که نیازی برای آنها پیش آمده و موجب شده است گدائی کنند. مانند کسی که باید دیه بپردازد، یا از طرف حکام جریمه شده است. و یا مانند کسی که  به منظور تعمیر و بازسازی اماکن عمومی از قبیل مساجد و مدارس و پل و امثال آن از مردم کمک می طلبد. پس چنین فردی بر ثروتمندان حق دارد گرچه ثروتمند نیز باشد.
« وَفِي الرِّقَابِ» و در راستای آزاد شدن بردگان. این بخش از آیه شامل آزاد کردن برده، یاری دادن او، و دادن مال به «مُکاتب» و فدیه دادن برای آزادی اسیرانی که در دست کفار هستند. « وَأَقَامَ الصَّلاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ» قبل از این نیز چندین بار خداوند متعال نماز و زکات را در کنار یکدیگر ذکر نموده است، چون هر دو از بهترین عبادت ها و کاملترین آن هستند. نماز و روزه عبادات قلبی، بدنی و مالی هستند، و ایمان و یقین با این دو وزن می شوند. « وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُواْ» عهد یعنی پایبندی به آنچه خداوند، یابنده بر خود لازم گردانده است. پس این تمامی حقوق خداوند را شامل می شود، چون خداوند بندگانش را به اجرای آن ملزم گردانده و بندگان نیز این پیمان را پذیرفته اند. و ادای حقوق بندگان را نیز شامل می شود، چرا که خداوند آن را بر آنها واجب کرده است، و نیز حقوقی را شامل می شود که بنده به گردن گرفته است، مانند کفاره قسم ها، و نذرها و امثال آن. « وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاء» و صبر کنندگان در حالت  فقر، چون فقیر از چند جهت نیاز به صبر و شکیبایی دارد، زیرا  بر اثر فقر همواره دچار دردهای قلبی و جسمی می شود، اما ثروتمند این ناراحتیها را ندارد، زیرا هنگامیکه می بیند ثروتمندان در ناز و تنعم زندگی می کنند، و چنین معیشتی برای او مقدور نیست این موضوع اورا ناراحت می کند. و اگر گرسنه شود یا فرزندانش گرسنه شوند ناراحت و دردمند می گردد. و اگر بر  اثر فقر عذابی برخلاف میل و خواسته اش بخورد، ناراحت و دردمند می شود. و اگر پوشاک مناسبی نداشته باشد دردمند می شود، و اگر دچار سرمایی گردد که توان دفع آن را نداشت باشد دردمند می گردد. پس در همه این حالات باید صبر کند و به پاداش و ثواب الهی چشم بدوزد. «  والضَّرَّاء» و بیماریهای مختلف، از قبیل تب و زخم، نفخ و درد عضو، حتی درد دندان و انگشت و امثال آن . باید بر این بیماری ها صبر نمود، چون جسم ضعیف می گردد و متالم می شود. و این بسیار بر انسان دشوار است، به خصوص وقتی که بیماری به درازا بکشد، پس فرد مبتلا شده به صبر توصیه می شود تا از پاداش خداوند بهره مند گردد. « وَحِينَ الْبَأْسِ» و هنگام جنگ و کارزار با دشمنانی که به جنگ و مبارزه ی با آنان دستور داده شده است، چون جهاد بی نهایت بر انسان دشوار است، و آدمی از کشته یا زخمی شدن، یا به اسارت 