 پس جز خدا هيچ هدايت کننده اي براي او نيست و ياور مددکاري ندارد که وي را از عذاب او نجات  دهد؛ آنگاه که خداوند آنها را بر چهره يشان، کور و کر و لال حشر نمايد. پس آنها نمي بينند و حرف نمي زنند و کر هستند و نمي شوند. (مَّأْوَاهُمْ ) جايگاه آنان (جَهَنَّمُ) جهنم است که سراسر اندوه و غم و عذاب است. ( كُلَّمَا خَبَتْ ) هرگاه که زبانه آتش فرو کش کند و بخواهد خاموش شود. (زِدْنَاهُمْ سَعِيرًا) به وسيله ي آنان بر زبانه ي آتش مي افزاييم و عذاب از آنها کاسته نمي شود؛ نه کارشان به پايان مي رسد تا بميرند و نه از عذابشان کاسته مي گردد. و خداوند بر آنها ستم نکرده، بلکه آنان را به سبب کفر ورزيدن به آيات الهي و انکار رستخيز که پيامبران از آن خبر داده و کتابها از آن سخن گفته اند، و به خاطر اينکه خداوند را ناتوان دانستند و قدرتش را انکار کردند، مجازات مي نمايد. 
(وَقَالُواْ أَئِذَا كُنَّا عِظَامًا وَرُفَاتًا أَإِنَّا لَمَبْعُوثُونَ خَلْقًا جَدِيدًا) آنان گفتند: زماني که ما تبديل به استخوانهايي گشتيم  و از هم پاشيده شديم، آفرينش تازه اي پيدا مي کنيم و برانگيخته مي شويم.؟ يعني چنين چيزي که محقق نخواهد شد، چون از ديدگاه فاسد آنان تحقق چنين چيزي بعيد است. 
(أَوَلَمْ يَرَوْاْ أَنَّ اللّهَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ) تواناست که مانند ايشان را بيافريند؟ آري ! او بر کار تواناست. 
(وَجَعَلَ لَهُمْ أَجَلاً لاَّ رَيْبَ فِيهِ) و خداوند بر آنان ميعادي مقرر کرده است که شکي در آن نيست، و اگر خدا مي خواست، ناگهان آن را مي آورد. و با اينکه خداوند دلايل و حجت هايي را براي رستاخيز و زنده شدن پس از مرگ به آنان ارائه اده است اما (فَأَبَى الظَّالِمُونَ إَلاَّ كُفُورًا ) ستمگران از روي ستم و افترا جز کفر از در انکار در نمي آيند. (قُل لَّوْ أَنتُمْ تَمْلِكُونَ خَزَآئِنَ رَحْمَةِ رَبِّي ) بگو: اگر شما مالک گنجينه هاي نعمت پروردگارم که تمام شدني نيست بوديد (إِذًا لَّأَمْسَكْتُمْ خَشْيَةَ الإِنفَاقِ ) باز هم از ترس اينکه مبادا آنچه مي بخشد تمام شود، بخل مي ورزيديد، با اينکه تمام شدن گنجينه هاي نعمت الهي محال است، اما انسان طبعاٌ موجود بخيلي است.وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى تِسْعَ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ فَاسْأَلْ بَنِي إِسْرَائِيلَ إِذْ جَاءهُمْ فَقَالَ لَهُ فِرْعَونُ إِنِّي لَأَظُنُّكَ يَا مُوسَى مَسْحُورًا و به راستي موسي را نه معجزه آشکار داديم. پس، از بني اسرائيل بپرس بدانگاه که موسي به سويشان آمد و فرعون به او گفت: «اي موسي ! من مي پندارم».
قَالَ لَقَدْ عَلِمْتَ مَا أَنزَلَ هَـؤُلاء إِلاَّ رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ بَصَآئِرَ وَإِنِّي لَأَظُنُّكَ يَا فِرْعَونُ مَثْبُورًا [موسي به فرعون] گفت: «تو که [خوب] مي داني اين معجزه هاي روشني بخش را جز پروردگار آسمانها و زمين نفرستاده است، و من تو را اي فرعون! نابود شدني مي پندارم».
فَأَرَادَ أَن يَسْتَفِزَّهُم مِّنَ الأَرْضِ فَأَغْرَقْنَاهُ وَمَن مَّعَهُ جَمِيعًا پس [فرعون] خواست که آنان را از سرزمين [مصر] بيرون براند، و ما او و کساني را که با وي بودند همگي غرق نموديم . 
وَقُلْنَا مِن بَعْدِهِ لِبَنِي إِسْرَائِيلَ اسْكُنُواْ الأَرْضَ فَإِذَا جَاء وَعْدُ الآخِرَةِ جِئْنَا بِكُمْ لَفِيفًا و پس از او به بني اسرائيل گفتيم: «در آن سرزمين سکوت جوييد، آنگاه چون وعدۀ آخرت فرا رسد همۀ شما را با همديگر خواهيم آورد.
اي پيامبري که با معجزات و نشانه هاي [ي قرآن] مورد تاييد قرار گرفته اي! تو اولين پيامبري نيستي که مردم وي را تکذيب کرده اند . بلکه پيش از تو موسي کليم را به سوي فرعون و قومش فرستاديم و به او (تِسْعَ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ ) نه معجزه روشن و آشکار داديم که يکي از آن معجزات براي کسي که هدفش پيروي از حق باشد، کافي بود، مانند معجزۀ اژدها و عصا و طوفان و ملخ و شپش و قورباغه و خون و دست درخشان، و شکافته شدن دريا. و اگر چيزي از اينها ترديد داريد از بني اسرائيل بپرس، (إِذْ جَاءهُمْ فَقَالَ لَهُ فِرْعَونُ)وقتي که موسي به سويشان آمد و با وجود اين همه مجعزات فرعون به او گفت: (إِنِّي لَأَظُنُّكَ يَا مُوسَى مَسْحُورًا) اي موسي ! من تو را جادو زده مي بينم.
(قَالَ لَقَدْ عَلِمْتَ مَا أَنزَلَ هَـؤُلاء إِلاَّ رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ بَصَآئِرَ) موسي به فرعون گفت: تو که خوب مي داني اين معجزه هاي روشني بخش را جز پروردگار آسمانها و زمين نفرستاده است، پس آنچه را که مي گويي دور از حقيقت است، و به خاطر فريب دادن قومت و توهين به آنها چنين مي گويي، (وَإِنِّي لَأَظُنُّكَ يَا فِرْعَونُ مَثْبُورًا ) و من تو را اي فرعون! نابود شدني مي پندارم؛ به عذاب گرفتار خواهي شد و هلاک مي شوي و هلاکت و مذمت و نفرين بدرقۀ راه توست. 
(فَأَرَادَ أَن يَسْتَفِزَّهُم مِّنَ الأَرْضِ فَأَغْرَقْنَاهُ وَمَن مَّعَهُ جَمِيعًا) پس فرعون خواست که موسي و پيروانش را از سرزمين مصر بيرون نمايد، و آواره شان کند، پس او و همگي کساني را که همراهش بودند غرق نموديم، و بني اسرائيل را وارث سرزمين و ديارشان کرديم. 
بنابراين فرمود: (وَقُلْنَا مِن بَعْدِهِ لِبَنِي إِسْرَائِيلَ اسْكُنُواْ الأَرْضَ فَإِذَا جَاء وَعْدُ الآخِرَةِ جِئْنَا بِكُمْ لَفِيفًا) پس از آنکه فرعون را غرق کرديم  به بني اسرائيل گفتيم: در سرزمين مقدسي که به شما وعده داده شده است سکوت گزينيد و هنگامي که  وعده آخرت فرا رسد همۀ شما را در پاي حساب و کتاب حاضر مي گردانيم تا به هر کس طبق عملش سزا و جزا بدهيم.  لَّيْسَ الْبِرَّ أَن تُوَلُّواْ وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَـكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَالْمَلآئِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّآئِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُواْ وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاء والضَّرَّاء وَحِينَ الْبَأْسِ أُولَـئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَأُولَـئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ ، نیکی آن نیست که روی خود را به سوی مشرق و مغرب بگردانید، بلکه نیکوکار کسی است که به خدا و روز آخرت و ملائکه و کتابها و پیامبران ایمان داشته باشد، و مال خود را علی رغم دوست داشتنش به خویشاوندان و یتیمان و بینوایان و ماندگان در راه و نیازمندان و برای آزادی بردگان ببخشید، و نماز را برپا دارد، و زکات را بپردازد، و وفا کنندگان به پیمانشان آنگاه که پیمان بستند، و صبر کنندگان در هنگام فقر و بیماری و هنگام جنگ، ایشان راستگویانند و ایشان پرهیزگاران هستند.
خداوند متعال می فرماید: « لَّيْسَ الْبِرَّ أَن تُوَلُّواْ وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ»  یعنی نیکی آن نی