انَكُمْ دَخَلاً بَيْنَكُمْ ) و سوگندها و پيمانهايتان را تابع خواست ها خود مسازيد؛ هرگاه خواستيد به آن وفا کنيد و هرگاه دلتان خواست آن را بکشنيد ، زيرا اگر چنين کنيد گامهايتان پس از استوار شدن بر راه راست مي لغزد. (وَتَذُوقُواْ الْسُّوءَ ) و عذابي را بچشيد که شما را ناگوار آيد و به غم و اندوه اندازد (بِمَا صَدَدتُّمْ عَن سَبِيلِ اللّهِ( به سبب جلوگيري شما از راه خدا، بدانگاه که گمراه شديد و ديگران را گمراه نموديد، (وَلَكُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ) و در آخرت عذابي بزرگ و چند برابر خواهيد داشت.وَلاَ تَشْتَرُواْ بِعَهْدِ اللّهِ ثَمَنًا قَلِيلاً إِنَّمَا عِندَ اللّهِ هُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ و پيمان خدا را به بهاي اندک نفروشيد، بي گمان آنچه نزد خداست همان براي شما بهتر است اگر بدانيد. 
مَا عِندَكُمْ يَنفَدُ وَمَا عِندَ اللّهِ بَاقٍ وَلَنَجْزِيَنَّ الَّذِينَ صَبَرُواْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ  آنچه نزد شماست از ميان مي رود و آنچه نزد خداست ماندگار و باقي است و به شکيبايان به (حسب) نيکوترين آنچه مي کردند پاداش مي دهيم. 
مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ هر کس چه زن و چه مرد کار شايسته انجام دهد و مومن باشد بدو زندگي پاکيزه و خوشايندي مي بخشيم و پاداششان را طبق بهترين کارهايشان خواهيم داد. 
خداوند متعال بندگانش را از شکستن پيمانها و سوگندهايشان به خاطر برخورداري از منافع دنيا بر حذر داشته و مي فرمايد: (وَلاَ تَشْتَرُواْ بِعَهْدِ اللّهِ ثَمَنًا قَلِيلاً ) و پيمان خدا را به بهاي اندک نفروشيد، و به خاطر دنيا آن را نشکنيد ، بلکه به آن وفادار باشيد. (إِنَّمَا عِندَ اللّهِ) همانا پاداشي که در دنيا و آخرت نزد خداست براي کسي که خشنودي خدا را بر هر چيز ترجيح داده و به پيمان خدا وفا نموده است، (هُوَ خَيْرٌ(   اگر متاع فاني دنيا بهتر است (إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ ) اگر شما بدانيد. 
نعمتهاي که نزد شماست فاني و ناپايدار است و آنچه نزد خدا مي باشد ماندگار و باقي است، بنابراين آنچه را که ماندگار و باقي است بر آنچه که از بين مي رود ترجيح دهيد، زيرا آنچه شما داريد گرچه خيلي زياد هم باشد، (يَنفَدُ ) از ميان مي رود و فنا مي شود (وَمَا عِندَ اللّهِ بَاقٍ(  و آنچه نزد خداوند است باقي مي ماند و از بين نمي رود. پس هر کس چيز فاني و بي ارزش را بر آنچه که ماندگار و با ارزش است ترجيح مي دهد عاقل نيست. و اين مانند فرمودۀ الهي است که فرموده است: (بل توثرون الحيوه الدنيا ، و الاخره خير و ابقي) بلکه زندگي دنيا را ترجيح مي دهيد حال آنکه آخرت بهتر و ماندگارتر است. (و ما عند الله خير للابرار) و آنچه نزد خداوند است براي نيکوکاران بهتر است . دراين آيات آدمي به زهد و بي توجهي به دنيا تشويق شده ، به ويژه زهدي که بر بندگان لازم است و آن زهد در اموري است که به زيان بنده مي باشد، و باعث مي شود بنده بدان مشغول شود و خداوند را فراموش کند، و آن را بر حق خدا مقدم دارد. پس چنين زهدي واجب است. 
و از اسباب زهد يکي اين است که بنده لذت هاي دنيا و شهوتهاي آن را با خوبي هاي آخرت مقايسه نمايد، و چون دنيا و آخرت را با يکديگر مقايسه نمايد چنان فرقي و تفاوتي ميان اين دو بيند که او را وادار کند تا آنچه را که برتر است ترجيح دهد. 
زهدي که در مورد پسند خدا و پيامبر است آن نيست که آدمي تنها به عبادت هايي از قبيل نماز و روزه و روي آورد که نفع و سودشان فقط عادي انجام دهنده مي گردد، بلکه زاهد واقعي کسي است که به اندازۀ توانايي خود دستورات ظاهري و باطني شريعت را انجام دهد و با گفتار و کردار به سوي خدا و دين خدا دعوت دهد. 
پس زهد حقيقي به معني فاصله گرفتن از چيزي است که نه به سود د ين است و نه به سود دنيا، و اينکه آدمي به چيزي علاقه مند باشد و در مسيرش تلاش کند که براي او مفيد است. 
(وَلَنَجْزِيَنَّ الَّذِينَ صَبَرُواْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ) و به کساني که بر طاعت خدا بردباري کردند و خويشتن را از نافرماني و معصيت او باز داشتند و به شهوات نيالودند، پادششان را بهتر و زيباتر از آنچه مي کردند مي دهيم؛ يک نيکي ده برابر مي شود و تا هفتصد برابر افزايش مي يابد و بيش از آن نيز افزايش مي يابد. و خداوند پاداش کسي را که عملي خوب انجام دهد ضايع نمي کند. بنابراين پاداش دنيوي و خروي کساني را که عمل نيک انجام دهند بيان نموده و فرمود: 
(مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ ) هر کس چه زن و چه مرد کار شايسته انجام دهد و مومن باشد به او زندگي پاک و گوارايي مي بخشيم. پس ايمان براي صحت و پذيرفته شدن اعمال صالح شرط است، بلکه اعمال بدون ايمان، صالح و شايسته ناميده نمي شود، زيرا ايمان اقتضا مي نمايد تا انسان کار شايسته انجام دهد. ايمان يعني تصديق قطعي و باور راستين، که ثمره ي آن اعمال واجب و مستحب جوارح است. پس هر کس ايمان داشته باشد و کار شايسته انجام دهد؛ (فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً ) به او زندگي گوارا و خوشايندي مي بخشيم و به گونه اي که قلب او سرشار از آرامش مي گردد و از هر تشويق و پريشاني مصون خواهد بود و خداوند روزي پاکي را از جايي که گمان نمي برد به او مي دهد. 
(وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ ) و در روز قيامت پاداششان را بر حسب بهترين عملي که انجام مي دادند، مي دهيم و آنها را با انواع لذتها و شادي هايي که هيچ چشمي مانند آن را نديده و هيچ گوشي اخبار آن را نشنيده و به قلب هيچ انساني خطور نکرده است پاداش مي دهيم پس خداوند به چنين کسي در دنيا و آخرت خوبي و نيکي مي کند.فَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ  پس هنگامي که خواستي قرآن بخواني از (شر) شيطان رانده شده به خدا پناه ببر.
إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلَى الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ بي گمان شيطان بر کساني که ايمان دارند و بر پروردگارشان توکل مي نمايند هيچگونه تسلطي ندارد. 
إِنَّمَا سُلْطَانُهُ عَلَى الَّذِينَ يَتَوَلَّوْنَهُ وَالَّذِينَ هُم بِهِ مُشْرِكُونَ يک سلطۀ او فقط بر کساني است که او را به دوستي مي گيرند، و بر کساني است که آنها به او (= خداوند) شرک مي ورزند. 
هرگاه خواستي کتاب خدا را بخواني که بهترين و بزرگترين کتابهاست و صلاح دلها و علوم فراواني در آن نهفته است به خدا پناه ببر، زيرا هر گاه انسان بخواهد کار خوبي را شروع کن شيطان براي منصرف کردن وي بسيار تلاش مي نمايد تا او را از فهميدن و پرداختن به مفاهيم و معاني آن باز دارد. 
پس راه در امان ماندن از شر شيطان اين است که انسان به خدا پنان برد. بنابراين خوانندۀ قران بايد بگويد: «اعوذ بالله من الشيطا