ست. پس با برکت است خداوندي که کرم و  احسان او بي نهايت است، و اقيانوس جود و بخشش او بيکران  است، خداوندي که هيچ در صفات ذاتش و در صفات افعالش مانند او نبوده و هيچ چيزي در عظمت و پادشاهي شبيه او نيست. (كَذَلِكَ يَجْزِي اللّهُ الْمُتَّقِينَ(  خداوند اين چنين به پرهيزگاراني که با انجام دادن آنچه از فرايض و واجبات قلبي و بدني و زباني در حق او و حق بندگانش بر آنان واجب نموده است ، و با ترک کردن آنچه که خداوند آنان را از آن نهي کرده است، از خشم و عذاب او مي پرهيزند، پاداش مي دهد. 
(الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلآئِكَةُ ) آنان که فرشتگان در حالي جانشان را مي گيرند که بر تقواي خود پايدار بوده اند. (طَيِّبِينَ)و در حالي که از هر نقص و آلودگي که به ايمانشان خلل وارد کند، پاک وپاک داشته شده هستند. پس دلهايشان با شناخت و محبت خدا و زبانهايشان با ذکر و ستايش خدا و اعضاي بدنشان با طاعت و توجه به خدا پاک شده است. 
(يَقُولُونَ سَلامٌ عَلَيْكُمُ) مي گويند: درود بر شما باد! و از هر آفت و بلايي بدور باشيد و شما از هر آنچه که نمي پسنديد در امان هستيد. (ادْخُلُواْ الْجَنَّةَ بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ) به خاطر کارهايي خوبي که مي کرديد از قبيل ايمان به خدا و فرمان بردن از دستورات وارد  بهشت شويد . به درستي که عمل و رفتار علت اصلي وارد شدن به بهشت و رهايي يافتن از آتش جهنم است، وچنين عمل و رفتاري در سآيه رحمت و منت خداوند بر آنان برايشان حاصل گشته است، نه با قوت و توانايي خودشان. إِنَّ الصَّفَا وَالْمَرْوَةَ مِن شَعَآئِرِ اللّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْهِ أَن يَطَّوَّفَ بِهِمَا وَمَن تَطَوَّعَ خَيْرًا فَإِنَّ اللّهَ شَاكِرٌ عَلِيمٌ ، بی گمان صفا و مروه از نشانه های خدا هستند، پس هرکس که حج یا عمره بگذارد بر او گناهی نخواهد بود که آن دو را طواف کند، و هرکس که طاعتی را به دلخواه و مخلصانه انجام دهد پس همانا خداوند سپاس گذار و آگاه است.
خداوند متعال خبر می دهد صفا و مروه که دو کوه معروف هستند. « مِن شَعَآئِرِ اللّهِ» از نشانه های آشکار دین خدا می باشند که بندگان با حضور در این اماکن، خدا را می پرستند. این دو محل، اماکن پرستش خدا هستند، و خدا دستور داده است که شعایر وی گرامی داشته شود: « وَمَن یُعَظِم شَعَئِرَ اللّهَ فَإِنَّهَا مِن تَقوَی القُلوُب» و هرکس نشانه های خدا را تعظیم کند همانا آن از پرهیزگاری دلهاست.
پس مجموع هر دو نص دلالت می نمایند که صفا و مروه از نشانه های خدا هستند و تعظیم و بزرگداشت نشانه های خداوند از پرهیزگاری دلهاست. و تقوا و پرهیزگاری بر هر مکلفی واجب است. و این دلالت می نماید که سعی بین صفا و مروه در حج و عمره فرض است، همانطور که جمهور بر این باورند و احادیث نبوی و عملکرد پیامبر (ص) بر آن دلالت می نماید. پیامبر فرموده است: « خُذوُا عَنِّی مَنَاسِکَکُم» مناسک خود را از من فرا گیرید.
« فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْهِ أَن يَطَّوَّفَ بِهِمَا» این دفع توهمی است که بعضی از مسلمین دچار آن شدند و از سعی بین صفا و مروه خودداری کردند، چون در دوران جاهلیت در صفا و مروه بت ها پرستش می شدند، خداوند به خاطر اینکه این  توهم را دفع نماید، فرمود: « سعیِ بین صفا و مروه اشکالی ندارد.
و مقید کردن « گناه نبودن» برای کسی که به حج و عمره می پردازد در این دلالت می کند که تنها «سعی» عبادت نیست، مگر اینکه با حج یا عمره همراه باشد. به خلاف طواف کردن خانه کعبه که با حج و عمره مشروع است، و بدون حج و عمره هم عبادت است. اما « سعی» و «وقوف در عرفه و مزدلفه» و « رمی جمرات» از مناسک حج است. و اگر در انجام این کارها از ارکان و اعمال حج تبعیت نشود، بدعت محسوب می گردند. چون بدعت در دین دو نوع است: نوعی که بنده، خداوند را با عبادتی پرستش نماید که خداوند آن عبادت را اصلا مشروع نکرده است، و نوعی دیگر آن است که خداوند عبادتی را با ویژگیهای خاصی مشروع نموده است و بنده آن را برخلاف آن صفت و حالت انجام دهد. و وقوف در عرفه و مزدلفه و رمی و .... در غیر ایام حج، از این نوع است . 
« وَمَن تَطَوَّعَ» و هرکس که عبادتی را مخلصانه برای خدا انجام دهد. « خَيْرًا» از قبیل حج و عمره و طواف  نماز و روزه  و دیگر عبادات، « فَهُوَ خَیرُ لََّهُ» این دلالت می نماید که هر اندازه بنده طاعت خدا را بیشتر انجام دهد خیر و کمالش بیشتر خواهد بود و مقامش نزد خداوند به خاطر زیاد شدن ایمانش بالاتر خواهد رفت.
و مقید نمودنِ انجام دادن عبادت به « خیر» بیانگر آن است که هرکس بدعت هایی را که خدا و پیامبرش مشروع نکرده است، انجام دهد، چیزی جز خستگی به دست نمی آورد و هیچ خیری برای وی در پی نخواهد داشت، بلکه اگر بداند که چنین کاری مشروع نیست و به عمد آن را انجام دهد، برای او شر خواهد بود.
« فَإِنَّ اللّهَ شَاكِرٌ عَلِيمٌ» همانا خداوند شکرگذار و داناست. «شاکر» و «شکور» از نامهای خداوند متعال هستند، خداوندی که کوچکترین عمل را از بندگانش می پذیرد و در برابر آن به آنها پاداش بزرگ می دهد. 
خداوندی که هرگاه بنده دستورات او را اجرا نموده و  بر این کار ستایش و تمجید می کند، قلبش  ایجاد می کند و به جسمش نیرو و نشاط می بخشد و در هه حالاتش برکت و فزونی عطا می کند و  به او در کارهایش بیشتر توفیق می دهد، سپس در آینده پاداش خود را به طور کامل می یابد و این چیزها از پاداش او نمی کاهند.
و از جمله شکر و سپاسگذاری خداوند از بنده این است که  هرکس چیزی را به خاطر خدا ترک  کند، خداوند در عوض به او چیزی بهتری می دهد، و هرکس یک وجب به خدا نزدیک شود خداوند یک ذراع به او  نزدیک می شود. و هرکس به اندازه یک ذراع به او نزدیک شود خداوند به اندازه دو ذراع به او نزدیک می شود. و هرکس به سوی خدا  با حالت عادی راه برود، او به سویش دوان دوان می آید . و هرکس با او معامله کند خداوند به او چندین برابر سود می دهد. و با اینکه خداوند شاکر و سپاسگذار است، می داند چه کسی براساس نیّت و ایمان و پرهیزگاری اش مستحق پاداش کامل است، و او به کارهای بندگان دانا است، پس اعمال آنها را ضایع نمی کند ، بلکه اعمالشان را برحسب نیاتشان و کاملتر از آنچه که انجام داده اند، پاداش می دهد.هَلْ يَنظُرُونَ إِلاَّ أَن تَأْتِيَهُمُ الْمَلائِكَةُ أَوْ يَأْتِيَ أَمْرُ رَبِّكَ كَذَلِكَ فَعَلَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَمَا ظَلَمَهُمُ اللّهُ وَلـكِن كَانُواْ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ آيا کافران جز اين انتظاري دارند که فرشتگان به سراغشان بيايند، يا اينکه فرمان پروردگارت فرا رسد، همانطور کساني که پيش از ايشان بودند اين چنين کردند؟ و خداوند بر آنان ستم نکرد بلکه خودشان به خويشتن ستم کردد. 
فَأَصَابَهُمْ سَيِّئَاتُ مَا عَمِلُواْ وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُواْ بِهِ يَسْتَهْزِؤُونَ پس بديهايي که مي کردند بديشان رسيد و آنچه مسخره اش مي کردند آنان را 