طور نکرده است. 
(خَالِدِينَ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ) در آنجا به حکم پروردگارشان براي هميشه مي مانند. يعني آنها با اراده و نيروي خود به آنجا نرفته اند بلکه به حول و قوه الهي به آن جا درآمده اند. (تَحِيَّتُهُمْ فِيهَا سَلاَمٌ ) درودشان در آنجا سلام است. يعني به همديگر سلام گفته و درود و سخن خوب رد و بدل مي کنند. أَلَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِي السَّمَاء آيا نمي داني که خداوند چگونه مثال مي زند: سخن خوب و زيبا به درخت پاک و زيبايي مي ماند که ريشه اش استوار و شاخه اش در آسمان است. 
تُؤْتِي أُكُلَهَا كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّهَا وَيَضْرِبُ اللّهُ الأَمْثَالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ به حکم پروردگارش در هر زماني ميوۀ خود را مي دهد، و خداوند اين مثالها را براي مردم مي زند تا پند پذيرند. 
وَمَثلُ كَلِمَةٍ خَبِيثَةٍ كَشَجَرَةٍ خَبِيثَةٍ اجْتُثَّتْ مِن فَوْقِ الأَرْضِ مَا لَهَا مِن قَرَارٍ و سخن پليد به درخت پليدي مي ماند که از روي زمين کنده شده و آن را هيچ قرار نباشد. 
خداوند متعال مي فرمايد: (أَلَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً كَلِمَةً طَيِّبَةً) آيا ندانسته و نديده اي که خداوند چگونه مثال مي زند: سخن خوب را که عبارت است از «لا اله الا الله» و فروعات آن است، (كَشَجَرةٍ طَيِّبَةٍ ) همچون درخت خوب خرما است، (أَصْلُهَا ثَابِتٌ) ريشه اش در زمين استوار است، (وَفَرْعُهَا فِي السَّمَاء ) و شاخه اش در آسمان و فضا پخش شده است. و اين درخت همواره فوايد زيادي براي مردم دارد. (تُؤْتِي أُكُلَهَا كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّهَا) در هر زماني ميوۀ خود را به حکم پروردگارش مي دهد. پس درخت ايمان نيز اين چنين ريشه اش در قلب مومن استوار است؛ آن را مي شناسد و به آن باور دارد. و شاخه ي د رخت ايمان که سخن خوب و عمل صالح و اخلاق پسنديده  و آداب نيکو است همواره در آسمان است، و کارها و گفتارهايي که درخت ايمان ببار مي آورد و مومن و ديگران از آن بهره مند مي شوند و به سوي خدا بالا مي رود (وَيَضْرِبُ اللّهُ الأَمْثَالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ ) و خداوند براي مردم مثالها مي زند تا پند پذيرند و اوامر و نواهي او را به ياد مي آورند، زيرا زدن مثال اين فايده را دارد که مفاهيم معقول را به مثال ها ي محسوس نزديک مي نمايد و معنايي را که خداوند اراده نموده است به بهترين وجه روشن و واضح مي گرداند. و اين از جمله رحمت الهي و حسن تعليم اوست . پس کاملترين و فراگيرترين ستايش از آن خدا است. اين است حالت کلمۀ توحيد و ثبات آن در قلب مومن 
سپس خداوند ضد کلمۀ طيبه را که کلمۀ کفر و فرع آن است بيان نمود و فرمود: (وَمَثلُ كَلِمَةٍ خَبِيثَةٍ كَشَجَرَةٍ خَبِيثَةٍ) و سخن پليد به درخت ناپاکي مي ماند که طعم و مزه ي بد دارد و آن درخت هندوانۀ ابوجهل و امثال آن است. (اجْتُثَّتْ مِن فَوْقِ الأَرْضِ مَا لَهَا مِن قَرَارٍ ) اين درخت ناپاک ضمن اينکه ميوه اش طعم و مزه اي بد دارد از روي زمين بر کنده شده و آن را نيز قراري نباشد. يعني ريشه اي ندارد که آن را نگاه دارد، و ميوۀ خوبي ندارد که ببار آورد، بلکه فقط ميوه اي بد مي دهد. کفر و گناهان نيز متين و استوار نبوده و فايده اي براي قلب ندارند و فقط سخن و عمل به بار مي آورند، و صاحبش را معذب مي سازند . و کسي که درخت کفر و عصيان در قلبش ريشه روانيده است عمل شايسته اش به سوي خدا بالا نمي رود، و به خود او نيز فايده اي نمي رساند و کسي از او بهره مند نمي شود.يُثَبِّتُ اللّهُ الَّذِينَ آمَنُواْ بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الآخِرَةِ وَيُضِلُّ اللّهُ الظَّالِمِينَ وَيَفْعَلُ اللّهُ مَا يَشَاء خداوند مومنان را در زندگاني دنيا و آخرت به سبب سخن استوار پايدار نموده و ستمگران را گمراه و سرگشته ساخته، و هر چه بخواهد انجام مي دهد. 
خداوند متعال خبر مي دهد که او بندگان مومنش را که ايمان کامل قلبي دارند پايدار مي دارد . ايمان قلبي مستلزم اعمال جوارح است و اعمال جوارح نتيجۀ ايمان قلبي مي باشد، پس خداوند مومنان را در زندگاني دنيا به هنگام رويارويي با شبهات هدايت نموده و به سوي يقين رهنمون ساخته و پايدار مي دارد، و هنگام پيش رهنمون ساخته و پايدار مي دارد، و هنگام پيش آمدن شهوات آنان را ارائه اي قطعي و راستين برخوردار مي سازد تا آنچه را که خدا دوست دارد بر آنچه که هواي نفس است مقدم دارند و آنها را به هنگام مرگ بر دين اسلام و خاتمۀ نيک پايدار مي دارد و آنها را در قبر و به هنگام سوال دو رشته ثابت قدم مي دارد تا درست پاسخ بگويند. آنگاه که در قبر به مرده گفته مي شود: پروردگارت کيست؟ دينت چيست؟ و پيامبرت کيست؟ خداوند آنها را به سوي پاسخ درست هدايت مي نمايد تا بگويد: «الله» پرورگارمان است، و اسلام دين ماست، و محمد پيامبرمان مي باشد. (وَيُضِلُّ اللّهُ الظَّالِمِينَ) و خداوند ستمگران را در دنيا و آخرت از راه راست منحرف مي سازد و خداوند بر آنها ستم نکرده است بلکه خودشان بر خويشتن ستم کرده اند. 
اين آيه بر فتنه و عذاب و نعمت قبر دلالت مي نمايد . همانطور که احاديث زيادي در مورد قبر و چگونگي آن و نعمت و عذاب آن به تواتر از پيامبر عليه السلام نقل شده اند.أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ بَدَّلُواْ نِعْمَةَ اللّهِ كُفْرًا وَأَحَلُّواْ قَوْمَهُمْ دَارَ الْبَوَارِ آيا نديده اي کساني که نعمت خداوند را به ناسپاسي تبديل کرده اند (چگونه خويشتن) و قومشان را به سراي نابودي در آورده اند؟
جَهَنَّمَ يَصْلَوْنَهَا وَبِئْسَ الْقَرَارُ ( آن سراي نابودي) جهنم است که وارد آن مي شوند و بد جايگاهي است. 
وَجَعَلُواْ لِلّهِ أَندَادًا لِّيُضِلُّواْ عَن سَبِيلِهِ قُلْ تَمَتَّعُواْ فَإِنَّ مَصِيرَكُمْ إِلَى النَّارِ و براي خداوند همتايي قرار دادند تا (مردم را) از راه او گمراه کنند، بگو: «بهره و لذت ببرند، بي گمان بازگشتتان به سوي آتش جهنم است».
خداوند متعال در حالي که اوضاع و احوال و سرانجام کافران قريش را که پيامبرش را تکذيب کرده اند بيان مي کند، مي فرمايد: (أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ بَدَّلُواْ نِعْمَةَ اللّهِ كُفْرًا) آيا ننگريستي به کساني که نعمت خداوند را به ناسپاسي تبديل کردند؟ (نعمت خدا فرستادن محمد به سوي آنها بود، واو آنان را به سوي خوبي هاي دنيا و آخرت و رهايي يافتن از شر و بدي هاي دنيا و آخرت دعوت مي کرد، اما آنها اين نعمت را با نپذيرفتن و کفر ورزيدن به آن و جلوگيري کردن از آن پاسخ دادند، (وَ) و ديگران را نيز از پذيرفتن آن بازداشتند، تا اينکه (أَحَلُّواْ قَوْمَهُمْ دَارَ الْبَوَارِ ) قومشان را به سراي نابودي داخل کردند که سراي جهنم است، زيرا کافران قريش باعث گمراه شدن قومشان شدند. بنابراين عامل نابودي قومشان شدند در حالي که گمان مي رفت کافران به آنان سود برسانن