ّه» و چه کسی ستمکارتر از سکی است که شهادتی از خدا نزد خ ود دشته باشد و آن را کتمان نماید؟ و این شهادتی است که از سوی خدا به آنها سپرده شده است نه از جانب مردم، پس لازم است به این امر اهتمام داده شود، اما آنها آن را کتمان کردند و خلاف آن را اظهار نمودند حق را کتمان کرده و باطل را ترویج نموده و مردم را به سوی آری! خداوند در آینده به شدیدترین وجه آنها را سزا می دهد. به همین جهت فرمود: « وَمَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ» خداوند از آنچه می کنند بی خبر نیست، بلکه خداوند کارهایشان را برشمرده و در آینده سزایشان را خواهد داد. پس سزای آنها بد سزایی است و آتش جهنم  بد جایگاهی برای ستمگران است.
در قرآن همیشه به دنبال آیاتی که متضمن اعمالی هستند که «آدمی» بر آنها سزا داده می شود آیاتی ذکر می گردند که بیانگر علم و قدرت خداوند می باشند. پس این دسته از آیات که متضمن برخی از صفات و نامهای نیکوی خدا هستند ، هم مفید وعد و وعید، و ترغیب و ترهیب بوده و هم بیانگر آنند که اومر دینی و جزائی بخی از آثار نامهای نیکوی خدا می باشند و این نامها چنین اوامری را اقتضا می نمایند.يَوْمَ يَأْتِ لاَ تَكَلَّمُ نَفْسٌ إِلاَّ بِإِذْنِهِ فَمِنْهُمْ شَقِيٌّ وَسَعِيدٌ  روزي که (قيامت) فرا مي رسد هيچ کس جز به اذا او سخن نمي گويد، پس دسته اي از آنان بدبختند و دسته اي از آنان خوشبخت. 
فَأَمَّا الَّذِينَ شَقُواْ فَفِي النَّارِ لَهُمْ فِيهَا زَفِيرٌ وَشَهِيقٌ  اما آنان که بدبختند در آتش اند، آنان در آن جا (در دم و بازدم خود) ناله دارند. 
خَالِدِينَ فِيهَا مَا دَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَالأَرْضُ إِلاَّ مَا شَاء رَبُّكَ إِنَّ رَبَّكَ فَعَّالٌ لِّمَا يُرِيدُ آنان که در آن جا تا زماني که آسمانها و زمين باقي است جاودانه مي مانند مگر مدت زماني که پروردگارت بخواهد، بي گمان پروردگار تو هر کاري را که بخواهد انجام مي دهد. 
وَأَمَّا الَّذِينَ سُعِدُواْ فَفِي الْجَنَّةِ خَالِدِينَ فِيهَا مَا دَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَالأَرْضُ إِلاَّ مَا شَاء رَبُّكَ عَطَاء غَيْرَ مَجْذُوذٍ و اما کساني که خوشبخت اند در بهشت به سر مي برند و در انجا تا زماني که آسمانها و زمين باقي است جاودانه اند مگر مدت زماني که پروردگارت بخواهد، بخشش بزرگي مي دهد که گسستني نيست. 
(يَوْمَ يَأْتِ) آن روزي که (قيامت) فرا مي رسد و خلق گرد مي آيند، (لاَ تَكَلَّمُ نَفْسٌ إِلاَّ بِإِذْنِهِ ) هيچ کس جز به اجازۀ خدا سخن نمي گويد، حتي پيامبران و فرشتگان بزرگوار جز با اجازۀ او شفاعت نمي کنند. ( فَمِنْهُمْ) برخي از مردم، ( شَقِيٌّ وَسَعِيدٌ ) بدبختند و برخي خوشبخت. بدبختان کساني اند که به خدا کفر ورزيده، و پيامبران را تکذيب کرده و از دستور خدا سرپيچي کرده اند. و خوشبختان، مومنان پرهيزگار هستند. 
(فَأَمَّا الَّذِينَ شَقُواْ) و سزاي کساني که دچار بدرختي و رسوايي شده اند اين است که، ( فَفِي النَّارِ ) در عذاب آتش غوطه ور شده و عذاب آتش بر آنان سخت مي آيد، (لَهُمْ فِيهَا ) آنان از سختي عذابي که در آن گرفتار آمده اند، (زَفِيرٌ وَشَهِيقٌ ) در آن جا در هر دم و بازدم خود ناله سر مي دهند، و آن بدترين و زشت ترين صداست. 
(خَالِدِينَ فِيهَا مَا دَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَالأَرْضُ إِلاَّ مَا شَاء رَبُّكَ) آنان که در جهتنم که چنين عذاب سختي دارد براي هميشه در آن جاودانه مي مانند، مگر مدت زماني که پروردگارت بخواهد در آن نباشند، و اين قبل از دخول آن است. همانطور که جمهور مفسرين گفته ان. پس استثنا بر اين مبنا مربوط به قبل از وارد شدن به جهنم است. پس آنان همواره در جهنم جاودانه مي مانند، به جز زماني که قبل از وارد شدن به جهنم است. 
( إِنَّ رَبَّكَ فَعَّالٌ لِّمَا يُرِيدُ ) بي گمان پروردگارت تو هر کاري را که بخواهد انجام دهد انجام مي دهد. پس آنچه را که بخواهد انجام دهد و حکمت او انجام شدنش را اقتضا نمايد آن را انجام مي دهد، و هيچ کس نمي تواند او را از آنچه که مي خواهد باز دارد. 
(وَأَمَّا الَّذِينَ سُعِدُواْ) و اما کساني کهبه سعادت و رستگاري و موفقيت دست يافته اند ، ( فَفِي الْجَنَّةِ خَالِدِينَ فِيهَا مَا دَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَالأَرْضُ إِلاَّ مَا شَاء رَبُّكَ ) در بهشت اند، و تا زماني که آسمانها و زمين باقي است جاودانه مي مانند مگر مدت زماني که پروردگارت بخواهد. اين را با ( عَطَاء غَيْرَ مَجْذُوذٍ ) بخشش ناگسستني ، تاکيد کرد. يعني ناز و نعمت پايدار و لذت عالي که خداوند به آنها بخشيده است هميشگي مي باشد، و هيچ وقت قطع نمي شود. از خداوند بزرگوار مي خواهيم که ما را از زمرۀ آنان بگرداند.فَلاَ تَكُ فِي مِرْيَةٍ مِّمَّا يَعْبُدُ هَـؤُلاء مَا يَعْبُدُونَ إِلاَّ كَمَا يَعْبُدُ آبَاؤُهُم مِّن قَبْلُ وَإِنَّا لَمُوَفُّوهُمْ نَصِيبَهُمْ غَيْرَ مَنقُوصٍ پس ، از بطلان آنچه مي پرستند در ترديد مباش، اينان همان چيزهايي را مي پرستند که پدرانشان در گذشته مي پرستيدند، و ما بهرۀ آنان را بدون هيچ کم و کاستي به آنان خواهيم داد. 
خداوند متعال به پيامبرش عليه السلام مي فرمايد: (فَلاَ تَكُ فِي مِرْيَةٍ مِّمَّا يَعْبُدُ هَـؤُلاء ) از باطل بودن آنچه اين مشرکان مي پرستند ترديد نکن، زيرا دليل عقلي و شرعي ندارند، بلکه دليل و شبهۀ آنان اين است که، (مَا يَعْبُدُونَ إِلاَّ كَمَا يَعْبُدُ آبَاؤُهُم مِّن قَبْلُ ) آنان همان چيزهايي را مي پرستند که پدرانشان در گذشته مي پرستيدند . و مع لوم است که اين حتي شبهه اي را نيز ايجاد نمي کند، گذشته از اينکه دليلي باشد، چون به جز سخن پيامبران که سند و مدرک معتبري هستند سخن ديگران معتبر نيست، و بايد براي اثبات صحت آن دليل آورد. خصوصاً سخن چنين افرادي گمراه که در رابطه با موضوع دين سخنان پوچ و باطل فراواني از آنان روايت شده است، زيرا گفته هايشان هر چند که بر آن اتفاق نموده بودند اشتباه و آکنده از گمراهي است. 
(وَإِنَّا لَمُوَفُّوهُمْ نَصِيبَهُمْ غَيْرَ مَنقُوصٍ (و ما بهرۀ آنان را بدون هيچ کم و کاستي به آنان خواهيم داد. حتماً بهره شان از دنيا که برايشان مقدور شده است به آنان مي رسد گرچه آن بهره در نگاه مردم زياد يا زيبا باشد. اما اين امر دليلي بر شايستگي آنان نيست زيرا خداوند دنيا را به کسي که دوستش بدارد و نيز به کسي که دوست نمي دارد مي بخشد، اما ايمان و دين را جز به کسي که دوستش دارد نمي دهد. بنابراين از اتفاق نظر گمراهان بر سخنان پدران گمراهشان و نعمت هايي که خداوند به آنان ارزاني داشته است نبايد فريب خورد. وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ فَاخْتُلِفَ فِيهِ وَلَوْلاَ كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِن رَّبِّكَ لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ وَإِنَّهُمْ لَفِي شَكٍّ مِّنْهُ مُرِيبٍ  و به درستي که ما کتاب را به موسي داديم، آن گاه در آن اختلاف شد، و اگر سخن پروردگارت از پيش بر اين نرفته بود قطعاً در ميان آنان داوري مي شد و آنان سخت در شک و ترديدند. 
وَإِنَّ ك