دي و از تباهكاري بودي؟ و همانطور كه خداوند متعال فرموده است (فلما راواباسنا قالوا ءامنا بالله وحده و كفرنا بما كنا به مشركين فلم يك ينفعهم ايمنهم لما راواباسنا سنت الله التي قد خلت في عباده) پس هنگامي كه عذاب ما را ديدند، گفتند: تنهابه خدا ايمان آورده، و به آنچه شريك خدا مي ساختيم كفر ورزيديم. پس ايمان آوردنشان هنگامي كه عذاب ما را ديدند به آنان سودي نبخشيد. اين سنت خداست كه در ميان بندگانش گذشته است. 
و خداوند متعال فرموده است:(حتي اذاجاء احدهم الموت قال رب ارجعون لعلي اعمل صلحا فيما تركت كلا) تا هنگامي كه مرگ به سراغ يكي از آنها آيد، مي گويد «اي پروردگارم! من را دوباره به دنيا برگردان اميد است به تلافي كارهاي گذشته عمل صاحل انجام دهم» نه چنين نيست. 
و حكمت اين امر ظاهر است، زيرا ايمان اضطراري در حقيقت ايمان نيست، چون اگر عذاب و كاري كه او را مجبور به ايمان آوردن كرده است از او دور شودبه كفر و ناسپاسي بر مي گردد. 
(إِلاَّ قَوْمَ يُونُسَ لَمَّآ آمَنُواْ ) مگر قوم يونس كه چون بعد از اينكه عذاب را مشاهده كردند ايمان آوردند (كَشَفْنَا عَنْهُمْ عَذَابَ الخِزْيِ فِي الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَمَتَّعْنَاهُمْ إِلَى حِينٍ) عذاب رسوايي را در زندگاني دنيا از آنان دور كرديم، و آنان را تا مدتي برخوردار نموديم. پس آنها از اين قاعدة كلي و سابق مستثني هستند و حتماً در اين حكمتي است از جانب خدايي كه به پيدا و پنهان آگاه است و فهم و درك ما از آن عاجز است. خداوند متعال فرموده است: (و ان يونس لمن المرسلين) و بي گمان يونس از زمرة پيامبران است . تا آنجا كه مي فرمايد: (و ارسلنه الي مائه الف او يزيدون فامنوا فمعتهم الي حين) و او را به سوي صد هزار يا بيشتر فرستاديم، پس ايمان آوردند و آنان را تا مدتي بهره مند ساختيم. وشايد حكمت اين باشد كه اگر هلاك شدگان باز گردانده مي شدند به آنچه از آن نهي شده بودند برگشته و آن را تكرار مي كردند. اما خداوند دانست كه قوم يونس بر ايمانشان پايدار خواهند ماند، و خداوند بهتر مي داند. (وَلَوْ شَاء رَبُّكَ لآمَنَ مَن فِي الأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعًا أَفَأَنتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُواْ مُؤْمِنِينَ ) و اگر پروردگارت مي خواست همة آنان كه در زمين اند جملگي ايمان مي آوردند، آيا مي تواني مردمان را مجبور سازي كه ايمان بياورند؟ 
وَمَا كَانَ لِنَفْسٍ أَن تُؤْمِنَ إِلاَّ بِإِذْنِ اللّهِ وَيَجْعَلُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لاَ يَعْقِلُونَ  و هيچ كس نمي تواند ايمان بياورد مگر آنكه خدا اجازه دهد، و بر آنان كه نمي فهمند پليدي قرار مي دهد. 
خداوند متعال به پيامبرش عليه السلام فرمود: (وَلَوْ شَاء رَبُّكَ لآمَنَ مَن فِي الأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعًا ) و اگر پروردگارت مي خواست همة آنان را در زمين هستند ايمان مي آوردند. به اين صورت كه خداوند ايمان را به آنها الهام مي كردف و دلهايشان را بر پرهيزگاري ياري مي داد. پس او مي تواند چنين كاري بكند، اما حكمتش اقتضا نموده است كه برخي از مردم مومن و برخي كافر باشند. 
(أَفَأَنتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُواْ مُؤْمِنِينَ ) آيا شما مي تواني مردمان را مجبور سازي كه ايمان بياورند؟ يعني اين كار را نمي تواني بكني، و هيچ كس غير از خدا نمي تواند اين كار را بكند. (وَمَا كَانَ لِنَفْسٍ أَن تُؤْمِنَ إِلاَّ بِإِذْنِ اللّهِ ) و هيچ كس نمي تواند ايمان بياورد مگر اينكه خدا اجازه دهد. يعني با اراده و اجازه و تقدير شرعي خدا مي تواند ايمان بياورد. پس هر كس كه شايستة ايمان آوردن باشد خداوند او را توفيق داده و هدايت مي نمايد 
(وَيَجْعَلُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لاَ يَعْقِلُونَ  ) و گمراهي و بدي را بر كساني قرارمي دهد كه اوامر و نواهي خداوند را نمي فهمند و به اندرز و پندهاي او توجهي نمي كنند.قُلِ انظُرُواْ مَاذَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا تُغْنِي الآيَاتُ وَالنُّذُرُ عَن قَوْمٍ لاَّ يُؤْمِنُونَ بگو: «بنگريد كه چه چيزي در آسمانها و زمين است؟» اما آيات و بيم دادنها به گروهي كه ايمان نمي آورند سودي نمي بخشد. 
فَهَلْ يَنتَظِرُونَ إِلاَّ مِثْلَ أَيَّامِ الَّذِينَ خَلَوْاْ مِن قَبْلِهِمْ قُلْ فَانتَظِرُواْ إِنِّي مَعَكُم مِّنَ الْمُنتَظِرِينَ پس آيا جز مانند مصيبت هاي پيشينيان را انتظار مي كشند؟ بگو: «پس چشم به راه باشيد، من نيز با شما از چشم به راهانم». 
ثُمَّ نُنَجِّي رُسُلَنَا وَالَّذِينَ آمَنُواْ كَذَلِكَ حَقًّا عَلَيْنَا نُنجِ الْمُؤْمِنِينَ سپس پيامبران خود و مؤمنان رانجات مي دهيم و اين حق است بر ما.
خداوند بندگانش را به تأمل و انديشه در آنچه كه در آسمانها و زمين است فرا مي خواند. و منظور از نگاه كردن، تفكر و عبرت گرفتن و انديشيدن در آنچه در آسمانها وز مين است، زيرا براي گروهي كه ايمان مي آورند و يقين مي كنند در آن عبرت ها و نشانه هايي است دال بر اين كه تنها خداوند معبود شايسته و پسنديده و بزرگ و بخشنده و داراي نامها و صفات بزرگ است. (وَمَا تُغْنِي الآيَاتُ وَالنُّذُرُ عَن قَوْمٍ لاَّ يُؤْمِنُونَ ) و آيات و بيم دادنها به گروهي كه ايمان نمي آورند سودي نمي بخشد. زيرا آنها از آيات و نشانه ها بهره مند نشده و فايده نمي برند، زيرا روي گرداني كرده و مخالفت مي ورزند. .
(فَهَلْ يَنتَظِرُونَ ) پس آيا جز مانند روزهاي پيشينيان را انتظار مي كشند؟ آيا كساني كه به ايات واضح و روشن خدا ايمان نمي آورند، جز هلاكت و عذابي را كه پيشينيان را در برگرفت انتظار مي كشند؟ اينان كارشان مانند كار آنهاست، و سنت و قانون خدا در ميان گذشتگان و آيندگان جاري است. (قُلْ فَانتَظِرُواْ إِنِّي مَعَكُم مِّنَ الْمُنتَظِرِينَ ) بگو: چشم به راه باشيد، من نيز همراه شما از چشم به راهانم. پس خواهيد دانست كه سرانجام نيكو و نجات يافتن در دنيا و آخرت از آن چه كسي خواهد بود و حقيقتاً سرانجام نيك و نجات جز براي پيامبران و پيروانشان نخواهد بود. بنابراين فرمود: (ثُمَّ نُنَجِّي رُسُلَنَا وَالَّذِينَ آمَنُواْ ) سپس پيامبران خود و مؤمنان را از ناگواري ها و سختي هاي دنيا و آخرت نجات مي دهيم. (كَذَلِكَ حَقًّا عَلَيْنَا نُنجِ الْمُؤْمِنِينَ ) به همان شيوه بر خود واجب كرده ايم كه مؤمنان را نجات دهيم. و اين جزو دفاع كردن خداوند از مؤمنان است. پس خداوند از مؤمنان دفاع مي نمايد و بر حسب ايماني كه بنده دارد او را از سختي ها نجات مي دهد.قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِن كُنتُمْ فِي شَكٍّ مِّن دِينِي فَلاَ أَعْبُدُ الَّذِينَ تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللّهِ وَلَـكِنْ أَعْبُدُ اللّهَ الَّذِي يَتَوَفَّاكُمْ وَأُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ بگو: «اي مردم! اگر شما دربارة آيين من در شك و ترديد هستيد، من كساني را نمي پرستم كه شما به غير از خدا مي پرستيد، بلكه خداوندي را مي پرستم كه شما را مي ميراند، و فرمان يافته ام از مومنان باشم». 
وَأَنْ أَق