ضِ) چه کسي با فرستادن روزي از آسمان و بيرون آوردن انواع غذاها از زمين و فراهم آوردن اسباب آن به شما روزي مي دهد؟ ( أَمَّن يَمْلِكُ السَّمْعَ والأَبْصَارَ) يا چه کسي گوشها و چشمها را آفريده و چه کسي مالک آن است؟ و فقط گوش و چشم را ذکر کرد، و اين از باب اشاره به «مفضول» از طريق «فاضل» است، و نيز اينکه دو عضو فوايد بسيار زيادي براي آدامي دارند. ( وَمَن يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ ) و چه کسي زنده را از مرده بيرون مي آورد؟ مانن بيرون آوردن انواع درختان و گياهان از دانه ها و هسته ها، و بيرون آوردن مومن از کافر و پرنده از تخم و مثال آن. (وَيُخْرِجُ الْمَيَّتَ مِنَ الْحَيِّ ) و (چه کسي) مرده را از زنده بيرون مي کند و نيز عکس آنچه که ذکر شد انجام مي دهد؟ (وَمَن يُدَبِّرُ الأَمْرَ ) و (چه کسي) کار هستي را در جهان بالا و پايين تدبير مي کند؟ و اين شامل همۀ انواع تدابير الهي است . و چون در رابطه با اين چيزها از آنان بپرسي، (فَسَيَقُولُونَ اللّهُ) خواهند گفت : خدا چون آنها به همۀ اينها اعتراف کرده و اقرار مي کنند که خداوند در اين چيزها شريکي ندارد. ( فَقُلْ) پس حجت را بر آنان تمام کن و بگو: ( أَفَلاَ تَتَّقُونَ(آيا از خداوند نمي ترسيد؟ و چرا عبادت را تنها براي او انجام نمي دهيد و از همتايان و بت هايي که به جاي او مي پرستيد دست نمي کشيد؟ 
(فَذَلِكُمُ) کسي که ذات خويش را به اين امور توصيف نمود، ( اللّهُ رَبُّكُمُ) خداي معبود و ستده که همۀ خلايق را با نعمت هاي خويش پرورش مي دهد. و او ( الْحَقُّ ) معبود به حق است. (فَمَاذَا بَعْدَ الْحَقِّ إِلاَّ الضَّلاَلُ) و چيست پس از حق جز گمراهي؟
خداوند متعال در آفرينش و تدبير همۀ امور يگانه و يکتاست، خداوندي که بندگان را از تمامي نعمات و برکات برخوردار نموده، و تنها اوست که خوبيها را مي آورد و بدهيا را دور مي کند ، و او داراي نامهاي نيکو و صفتهاي کامل و بزرگ و صاحب شکوه و احسان است. ( فَأَنَّى تُصْرَفُونَ )پس چگونه از عبادت کسي که چنين است به سوي عبادت کسي که وجود ندارد و حتي نمي تواند سودي به خود برساند يا زياني را از خويشتن دور کند و مالک مرگ و زنگي و حشر و نشر نيست، برگردانده مي شويد. پس آنچه که شما به جاي خدا مي پرستيد به اندازۀ ذره اي از فرمانروايي بهره ندارد، و به هيچ صورتي در آن شريک نيست، و جز با اجازۀ خدا نمي تواند شفاعت بکند. 
پس هلاک باد کسي که براي او شريک مي گيرد! و واي بر کسي که به او کفر مي ورزد! به راستي که اين دسته از انسانها دين و خرد و عقلهايشان را از دست داده، بلکه آنها دنيا و آخرتشان را نيز تباه کرده اند. 
بنابراين خداوند در مورد آنها فرمود: (كَذَلِكَ حَقَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ عَلَى الَّذِينَ فَسَقُواْ أَنَّهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ ) اين گونه فرمان پروردگارت بر کساني که نافرماني مي کنند محقق گشت که آنان ايمان نمي آورند، زيرا بعد از اينکه نشانه ها و دلايل روشن را که مايۀ عبرت خردمندان و پند پرهيزگاران و هدايت جهانيان است به آنها نشان داد، از آن روي برتافتند. (قُلْ هَلْ مِن شُرَكَآئِكُم مَّن يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ قُلِ اللّهُ يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ ) بگو: «آيا از انبازان شما کسي هست که آفرينش را آغاز کند سپس آن را باز گرداند؟» بگو: «تنها خدا آفرينش را آغاز مي کند سپس آن را باز مي گرداند.» پس چگونه منحرف مي شويد؟
(قُلْ هَلْ مِن شُرَكَآئِكُم مَّن يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ قُلِ اللّهُ يَهْدِي لِلْحَقِّ أَفَمَن يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَن يُتَّبَعَ أَمَّن لاَّ يَهِدِّيَ إِلاَّ أَن يُهْدَى فَمَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ ) بگو: «آيا از انبازان شما کسي هست که به سوي حق راهنمايي کند؟» بگو: «خداوند به سوي حق راهنمايي مي کند. آيا آن کس که به سوي حق هدايت مي کند سزاوارتر است که پيروي شود يا کسي که خود راه نمي يابد مگر اينکه راهنمايي گردد؟ پس شما را چه شده است؟ چگونه حکم مي کنيد؟ 
وَمَا يَتَّبِعُ أَكْثَرُهُمْ إِلاَّ ظَنًّا إَنَّ الظَّنَّ لاَ يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئًا إِنَّ اللّهَ عَلَيمٌ بِمَا يَفْعَلُونَ ) و بيشترشان جز از گمان پيروي نمي کنند، و همانا گمان، انسان را از حق بي نياز نمي کند. به راستي خداوند به آنچه مي کنند آگاه است. 
خداوند متعال با بيان ناتواني معبودان مشرکين و اينکه معبودان مشرکان به چنان صفاتي متصف نيستند که موجب معبود گشتن آنها باشد، مي فرمايد: (قُلْ هَلْ مِن شُرَكَآئِكُم مَّن يَبْدَأُ الْخَلْقَ) آيا از انبازان شما کسي هست که آفرينش را آغاز نمايد؟ ( ثُمَّ يُعِيدُهُ ) سپس آن را باز گرداند؟ و اين است،هام به معني نفي و تاکيد است. يعني هيچ کس از آنان نيست که بتواند آفرينش را آغاز کند، سپس آن را باز بگرداند. اين انبازان ضعيف تر و ناتوانتر از آنند که بتوانند آفرينش را آغاز کنند و سپس آن را باز بگردانند. (قُلِ اللّهُ يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ ) بگو: تنها خدا است که آفرينش را آغاز مي کند، و سپس آن را باز مي گرداند، بدون اينکه در اين کار شريک و ياوري داشته باشد. (فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ ) پس چگونه از عبادت خداوند يگانه اي که در آفرينش اوليه و باز گرداندن آن يکتاست، به عبادت کساني منحرف مي شويد که چيزي نمي آفرينند و خودشان آفريده مي شود. (قُلْ هَلْ مِن شُرَكَآئِكُم مَّن يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ) بگو: آيا از انبازان شما کسي هست که به سوي حق راهنمايي کند و با بيانات و ارشادات و الهام و توفيق خود مردم را به حق هدايت نمايد؟» (قُلِ اللّهُ يَهْدِي لِلْحَقِّ ) بگو: تنها خدا به سوي حق و به وسيلۀ دلايل و ارائۀ حجت و با الهام و توفيق دادن و کمک براي در پيش گرفتن بهترين و استوارترين راه، مردم را هدايت مي کند. (أَفَمَن يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَن يُتَّبَعَ أَمَّن لاَّ يَهِدِّيَ) آيا آن کس که به سوي حق هدايت مي کند سزاوارتر است که پيروي شود يا کسي که خود راه نمي يابد مگر اينکه راهنمايي گردد؟ چون نمي داند و گمراه است. و اين همان معبودان آنهايند که با خدا شريک مي ساختند؛ نه هدايت مي کنند و نه هدايت مي يابند مگر اينکه هدايت شوند. (فَمَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ ) پس چه چيزي چنين بلايي را بر سر شما آورده است که به باطل حکم کرده و به درست بودن عبادت طاغوت هايي همراه با خدا حکم مي کنيد؟ در حالي که برايتان آشکار شده است که جز خدا هيچ کس سزاوار عبادت نيست؟ پس روشن شد معبودان دروغيني را که همراه با «الله» پرستش مي کنند داراي آن چنان صفت هاي معنوي و علمي نيستند که اقتضا نمايد در کنار خدا عبادت شوند، بلکه معبودان باطل آنها به کمبود و نقص هايي که موجب بطلان الوهيت آنهاست متصف اند، پس پرا اين معبودان را به خدايي مي گيرند؟
پاسخ اين است که شيطان زشت ترين دروغ و گمراه ترين گمراهي را براي انسان مي آرايد،  وآن را چنان براي او آراسته مي گرداند که انسان به آن معتقد شده و ب