دازند.
« وَيَتَرَبَّصُ بِكُمُ الدَّوَائِرَ» و از آنجا که با مومنان دشمني مي ورزند و از آنها متنفرند چشم انتظار آنند که پيشامدهاي ناگوار روزگار و مصيبت هاي زمانه بر آنان وارد شود، اما برعکس بر آنان خواهد آمد، « عَلَيْهِمْ دَآئِرَةُ السَّوْءِ» پيشامد ناگوار و مصيبت بر آنان باد و روزگار خوب و سرانجام نيکو و پيروزي بر دشمنان از آن مومنان خواهد  بود. « وَاللّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ» و خداوند دانا و حکيم است؛ نيت بندگان و اخلاص و رياي آنان را مي داند.
و همه باديه نشينان مذموم و نکوهش شده نيستند بلکه از ميان آنها کساني هستند که « يُؤْمِنُ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ» به خدا و روز  قيامت ايمان دارند، و از کفر و نفاق در امان و سالم مانده و به مقتضاي ايمان عمل مي کنند. « وَيَتَّخِذُ مَا يُنفِقُ قُرُبَاتٍ عِندَ اللّهِ» و از بخشش و انفاق خود چشم داشت پاداش الهي را دارند و هدفشان از آن رضاي خدا و نزديک شدن به اوست. «وَ» و بخشش خود را وسيله اي قرار مي دهد براي « َصَلَوَاتِ الرَّسُولِ» دعاي پيامبر و برکت خواستن او براي آنها. خداوند متعال با بيان مفيد بودن دعاي پيامبر مي فرمايد:« أَلا إِنَّهَا قُرْبَةٌ لَّهُمْ» هان! بي گمان آن مايه نزديکيشان به خداست، و مالهايشان رشد مي کند، و با برکت مي شود. « سَيُدْخِلُهُمُ اللّهُ فِي رَحْمَتِهِ» خداوند آنان را در زمره بندگان شايسته اش به رحمت خود در خواهد آورد. « إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ» همانا خداوند آمرزنده و مهربان است. 
پس گناهان بزرگ کسي را که به سوي او بازگردد و  توبه نمايد مي آمرزد، و بندگانش را مشمول رحمت گسترده اش مي گرداند که همه چيز را فرا گرفته است. و بندگان مومنش را از رحمتي ويژه  برخوردار مي کند و آنها را به انجام خوبي ها توفيق مي دهد، و از بزهکاريها مصون مي دارد، و انواع پاداشها را به صورت فراوان به آنان مي دهد. اين آيه بيانگر آن است که برخي از باديه نشينان مانند شهرنشينان خوب هستند و برخي بد و قابل مذمت مي باشند، پس خداوند آنها را فقط به خاطر باديه نشيني مذمت و نکوهش نکرده است، بلکه به خاطر ترک دستوراتش مذمت نموده است. هرچند که باديه نشين در مظان بد بودن مي باشد. 
اين آيه همچنين بيانگر آن است که  کفر و نفاق کم و زياد مي شود، و برحسب شرايط حال و مقام غلظت و رقّت پيدا مي کند. در اين آيه همچنين  به فضيلت علم اشاره شده، و اينکه کسي که دانش ندارد از کسي که اهل دانش است  به شر نزديک تر است ، چون خداوند باديه نشينان را مذمت نمود و خبر داده که کفر و نفاقشان بيشتر و سخت تر است، و علت اين امر را نيز بيان داشته است . و اين که باديه نشينان سزاوارترند که حدود آنچه را که خدا بر پيامبرش نازل کرده است ندانند. نيز از اين آيه  بر مي آيد که مفيدترين علم؛ شناخت حدود ومقررات آييني است که خدا بر پيامبرش نازل کرده است؛ از قبيل اصول و فروع دين، و شناخت حدود ايمان و اسلام و احسان، و پرهيزگاري و رستگاري و طاعت و نيکي و برقرار داشتن پيوند خويشاوندي و احسان. و شناخت حدود کفر و نفاق و فسق و گناه و زنا و شراب و ربا و امثال آن. 
زيرا اگر انسان نسبت به اين چيزها علم و آگاهي داشته باشد ، مي تواند به شيوه اي نيکو آنها را انجام دهد چنانچه به او فرمان داده شده بود که آنها را انجام دهد و يا آنها را ترک نمايد چنانچه جزو امور ممنوعه بودند. همچنين مي تواند به شيوه اي نيکو مردم را فرا بخواند تا آنها را انجام دهند و يا ترک نمايند. از  اين آيه همچنين  بر مي آيد که مومن شايسته است حقوقي را که بر اوست با شرح صدر و آرامش خاطر بپردازد و آن را توفيق و غنيمت بشمارد نه باج و خراج .وَالسَّابِقُونَ الأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالأَنصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُم بِإِحْسَانٍ رَّضِيَ اللّهُ عَنْهُمْ وَرَضُواْ عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ؛ از آن  گروه  نخستين  از مهاجرين  و انصار که  پيشقدم  شدند و آنان  که  به ، نيکي از پي  شان  رفتند ، خدا خشنود است  و ايشان  نيز از خدا خشنودند برايشان بهشتهايي  که  در آنها نهرها جاري  است  و هميشه  در آنجا خواهند بود  ، آماده  کرده  است   اين  است  کاميابي  بزرگ.
« وَالسَّابِقُونَ الأَوَّلُونَ» و پيشگامان نخستين، آنها کساني هستند که از ميان اين امت در ايمان و هجرت و جهاد و  اقامه دين خدا از ديگران پيشي گرفته اند.« مِنَ الْمُهَاجِرِينَ» از ميان مهاجران، و آنها کساني هستند که « أُخرِجُوا مِن دِيرِهِم وَأَموَلِهِم يبتَغُونَ فَضلَاَ مِّنَ اللَّهِ وَرِضوَنََاَ وَ ينصُرُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُولَئِکَ هُمُ الصَّدِقُونَ» از سرزمينشان اخراج شدند و مالهايشان از آنان گرفته شد، اما با اين وجود فضل و خشنودي خدا را جستند، و خدا و پيامبرش را ياري  کردند. ايشان راستگويانند.
« وَالأَنصَارِ» و از انصار« وَالَّذِينَ تَبَوَّءُ وَالدَّارَ وَالإِيمَنَ مِن قَبلِهِم يحِبُّونَ مَن هَاجَرَ إِلَيهِم وَلَا يجِدُونَ فِي صُدُورِهِم حَاجَةَ مِّمَّا أُوتُوا وَيوثِرُونَ عَلَي أَنفُسِهِم وَلَو کَانَ بِهِم خَصَاصَةُ» کساني که ساکن مدينه بودند و قبل از هجرت مهاجرين ايمان آوردند؛ آنان مهاجران را دوست دارند و با اموال خود از آنان دلجويي به عمل مي آورند، و در دل خود نسبت به اموال غنيمت و غيره اي که به آنان داده مي شود حسادتي نمي يابند، و مهاجران و نيازمندان را بر خود مقدم مي دارند هرچندکه فقيري و نيازمندي دامان آنان را گرفته باشد. « وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُم بِإِحْسَانٍ» و کساني که با نيکوکاري راه ايشان را همراه با داشتن اعتقادات پاک و گفتار و اعمال نيکو پيمودند، پس ايشان کساني هستند که از مذمت و نکوهش به دورند و به ستايش فراوان و برترين بخشش ها از جانب خدا دست يافته اند. « رَّضِيَ اللّهُ عَنْهُمْ» خداوند از ايشان خشنود است، و خشنودي خدا بزرگترين نعمت هاي بهشت است.
« وَرَضُواْ عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الأَنْهَارُ» و آنان از او خشنودند و خداوند براي ايشان باغهايي آماده  کرده است که از زير درختان آن رودها روان است، رودهاي رواني که به سوي باغهاي بهشت و باغچه هاي شکوفا و پرگل و زيبا جاري هستند. 
« خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا» در آن جا هميشه جاودانند و نمي خواهند از آن جا به جايي ديگر برده شوند، و چيزي ديگر را به جاي آن نمي جويند، چون آنها هر آنچه را که آرزو کرده اند به دست آورده اند و هر آنچه را که خواسته اند يافته اند.
« ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ» اين است کاميابي بزرگ، در آن جا هرآنچه که  براي انسان دوست داشتني و براي ارواح لذت بخش است و مايه شادي دلها و جسم هاست برايش فراهم کرده اند. و هر امر محذوري از او دور شده است.وَمِمَّنْ حَوْلَكُم مِّنَ الأَعْرَابِ مُنَافِقُونَ وَمِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ مَرَدُواْ عَ