 باغی ندارد که از آن بخورد»، « وَقَالُوا لَن نُّومِنَ لَکَ حَتَّی تَفجُرَ لَنَا مِنَ الأرضِ یَنبوعاً» و گفتند: « هرگز به تو ایمان نمی آوریم مگر اینکه از زمین برای ما چشمه ای بجوشانی.» 
پس آنها با پیامبر این گونه برخورد کرده و از سر عناد و لجاجت نشانه ها و معجزات عجیب و غریبی می طلبیدند، نه نشانه ها و معجزاتی که با آن راه یابند. و هدف آنها روشن شدن حق نبود زیرا پیامبران به اندازه ای که برای ایمان آوردن انسان کافی باشد، معجزات آوردند. بنابراین خداوند متعال فرمود:« قَدْ بَيَّنَّا الآيَاتِ لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ »  به راستی این نشانه ها را روشن گردانده ایم برای قومی که یقین دارند.
پس اهل یقین با نشانه های روشن و دلیل های آشکار خداوند که به وسیله آن یقین حاصل می شود و شک و تردید دفع می گردد آشنا هستند. 
سپس خداوند متعال یک نشانه را که تمامی معجزات و نشانه های دال بر راستگویی پیامبر (ص) و راست بودن آنچه او آورده است در بر می گیرد، بیان کرده و می فرماید:« إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ بِالْحَقِّ بَشِيرًا وَنَذِيرًا» همانا تو را به حق مژده دهنده و بیم دهنده  فرستاده ایم. پس این آیه مشتمل بر معجزاتی است که پیامبر آورده است. و آن در سه چیز خلاصه می گردد: 
نخست در مبعوث شدن و فرستاده شدن او. دوم در سیره و رهنمودهای پیامبر . سوم در شناخت و معرفت آنچه از  قرآن و سنت بر جای گذاشته است. مورد اول و دوم از « إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ» استنباط می شود، و مورد سوم از « بِالحَقّ» . مورد اول که مبعوث شدن پیامبر می باشد این گونه است که مردم قبل از فرستاده شدن پیامبر (ص) در بت پرستی و آتش پرستی و شقاوت و سنگدلی بسر می بردند و ادیان را تحریف می کردند، و در تاریکی کفر دست و پا می زدند و جز تعداد اندکی از اهل کتاب که قبل از بعثت منقرض شده بودند از این آفت در امان نماندند.
از سویی نیز خداوند مخلوق خود را بیهوده نیافریده و آنها را بدون حساب و کتاب رها نکرده است، چون او حکیم و دانا، و توانا و مهربان است. از جمله حکمت  و مهربانی او نسبت به بندگانش این است که این پیامبر بزرگ را به سوی آنها فرستاده است که این پیامبر بزرگ را به سوی آنها فرستاده است تا آنها را به پرستش خداوند یکتا که شریکی ندارد امر نماید. پس خداوند یکتا که شریکی ندارد امر نماید. پس به محض رسالت یافتن پیامبر فرد عاقل می داند که او راستگو می باشد و این نشانه ای است بزرگ مبنی بر اینکه او پیامبر خدا می باشد.
و اما در رابطه با مورد دوم که عبارت از سیره و هدایت پیامبر است، هرکس پیامبر (ص) را به طور کامل بشناسد و سیره او را قبل از بعثت، و پرورش یافتنش بر کامل ترین خصلتها و خوبی ها و اخلاق بزرگ و کریمانه بداند و حالت او را بررسی کند، خواهد دانست که اخلاق هیچ کسی جز اخلاق پیامبران – که انسان هایی کامل  هستند – چنین نیست، چون خداوند صفات و ویژگی ها را بزرگترین دلیل بر شناخت دارندگان آن و راستگویی و دروغگویی شان قرار داده است.
و اما مورد سوم که عبارت از شناخت شریعت بزرگ، و قرآن کریم است، مشتمل بر خبرهای راست و دستورهای نیکو و نهی از هر زشتی و دربرگیرنده معجزات روشن و آشکار است. پس همه معجزات در این سه مورد داخل می شوند. « بَشیراً» مژده دهنده برای کسی که به منظور رسیدن به سعادت دنیا و آخرت از تو پیروی نماید. « وَنَذِیراً» و بیم دهنده برای کسی که از تو سرپیچی کرده و شقاوت و هلاکت را در دنیا و آخرت انتخاب کرده است. « وَلاَ تُسْأَلُ عَنْ أَصْحَابِ الْجَحِيمِ» و درباره اهل جهنم از تو سوال نمی شود. یعنی تو مسائل آنها نیستی، بلکه فقط رساندن پیام بر تو لازم است و حساب گرفتن با ماست.وَجَاء الْمُعَذِّرُونَ مِنَ الأَعْرَابِ لِيُؤْذَنَ لَهُمْ وَقَعَدَ الَّذِينَ كَذَبُواْ اللّهَ وَرَسُولَهُ سَيُصِيبُ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِنْهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ؛ گروهي  از عربهاي  باديه  نشين  آمدند و عذر آوردند تا آنها را رخصت  دهند، که  به  جنگ  نروند و آنهايي  که  به  خدا و پيامبرش  دروغ  گفته  بودند ، در  خانه  نشستند  زودا که  به  کافرانشان  عذابي  دردآور خواهد رسيد.
لَّيْسَ عَلَى الضُّعَفَاء وَلاَ عَلَى الْمَرْضَى وَلاَ عَلَى الَّذِينَ لاَ يَجِدُونَ مَا يُنفِقُونَ حَرَجٌ إِذَا نَصَحُواْ لِلّهِ وَرَسُولِهِ مَا عَلَى الْمُحْسِنِينَ مِن سَبِيلٍ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ؛ بر ناتوانان  و بيماران  و آنان  که  هزينه  خويش  نمي  يابند ، هر گاه  در  عمل براي  خدا و پيامبرش  اخلاص  ورزند گناهي  نيست  اگر به  جنگ  نيايند ،  که  بر نيکوکاران  هيچ  گونه  عتابي  نيست  و خدا آمرزنده  و مهربان  است.
وَلاَ عَلَى الَّذِينَ إِذَا مَا أَتَوْكَ لِتَحْمِلَهُمْ قُلْتَ لاَ أَجِدُ مَا أَحْمِلُكُمْ عَلَيْهِ تَوَلَّواْ وَّأَعْيُنُهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ حَزَنًا أَلاَّ يَجِدُواْ مَا يُنفِقُونَ ؛ و نيز بر آنان  که  نزد تو آمدند تا ساز و برگ  نبردشان  دهي  و تو گفتي ، که ساز و برگي  ندارم  و آنها براي  خرج  کردن  هيچ  نيافتند و اشک  ريزان  و محزون بازگشتند ، گناهي  نيست.
إِنَّمَا السَّبِيلُ عَلَى الَّذِينَ يَسْتَأْذِنُونَكَ وَهُمْ أَغْنِيَاء رَضُواْ بِأَن يَكُونُواْ مَعَ الْخَوَالِفِ وَطَبَعَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ؛ خشم  و عذاب  خدا بر کساني  است  که  در عين  توانگري  از تو رخصت  مي   خواهندو بدان  خشنودند که  با خانه  نشينان  در خانه  بمانند  خدا دلهايشان   را مهربر نهاده  است  که  نمي  دانند.
خداوند متعال مي فرمايد:« وَجَاء الْمُعَذِّرُونَ مِنَ الأَعْرَابِ لِيُؤْذَنَ لَهُمْ» برخي از باديه نشينان که سستي کردند و از رفتن به جهاد کوتاهي ورزيدند، آمدند تا به آنها اجازه داده شود که به جهاد نروند، و به خاطر پُر رويي و بي حيايي اشان از عذر خواستن خود باکي نداشتند و به سبب ضعيف بودن ايمانشان اين کار را انجام دادند. اما کساني از آنان که با خدا و پيامبرش دروغ گفتند در خانه هايشان نشستند و حتي معذرت خواهي نکردند. و احتمال دارد که « الْمُعَذِّرُونَ» به معني کساني باشد که در حقيقت عذر داشتند و پيش پيامبر (ص) آمدند تا آنها را معذور بدارد، و عادت پيامبر چنين بود هرکس را که عذري داشت معذور مي شود.
« وَقَعَدَ الَّذِينَ كَذَبُواْ اللّهَ وَرَسُولَهُ»  و کساني را مورد تهديد قرار داد که در ادعاي داشتن ايمان که مقتضي بيرون رفتن براي جهاد است به خدا و پيامبرش دروغ گفتند، در خانه نشستند، و نه براي عذرخواهي و نه براي جهاد بيرون نرفتند. سپس آنان را تهديد کرد و فرمود:« سَيُصِيبُ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِنْهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ» به  کافرانشان در دنيا و آخرت عذابي دردناک خواهد رسيد .
پس از آنکه از عذرآورندگان سخن به ميان آورد، و آنها را به دو گروه تقسيم کرد؛ گروهي که در شريعت معذور شمرده مي شوند، و گروهي که معذور قرار نمي گيرند، فرمود:« لَّيْسَ عَلَى الضُّعَفَاء» بر ناتوانان که ناتواني