بارت از طلوع و غروب خورشیدمی باشد، و هرکس که صاحب این دو جهت باشد مالک تمام اطراف و جهات است. 
« فَأَيْنَمَا تُوَلُّواْ» پس به هر جهتی که رو کنید مادامی که روکردنتان به آن سو به فرمان خدا باشد، یااز سر ناچاری و داشتن عذر باشد، مانند آنکه به شما دستور داد که به کعبه رو کنید پس از آنکه به شما دستور داده بود که در نمازهایتان رو به سوی بیت المقدس بایستید، یا اگر در سفر بودید و خواستید بر پشت مرکب نماز سنت بخوانید، به شما امر شده است.
بر سر همان مرکب نماز بخوانید و قبله ی شما همان جهتی است که مرکب شما رو به سوی آن دارد. و یا اینکه چنانچه در جایی قرار گرفتید و ندانستید که جهت قبله کدام است، به شما دستور داده است که اجتهاد کنید و جهتی را انتخاب نمایید  و بر این اساس که این همان جهت کعبه است، بدان رو کنید. و اگر بعدا مشخص شد که تشخیص شما اشتباه بوده است ایرادی ندارد.
و یا چنانچه به دلیل مریضی یا هر مانع دیگری نتوانستید رو به سوی کعبه بایستید، در تمام این حالت ها، که یا معذور هستید یا مامور به هر جهتی رو کنید، آن جهت از گستره ی فرمانروایی خدا خارج نیست. « فَثَمَّ وَجْهُ اللّهِ إِنَّ اللّهَ وَاسِعٌ عَلِيمٌ» پس روی آن جا است، همانا خدا گشایشگر و دانا است.
در این آیه چهره برای خدا ثابت شده است، چهره ای که شایسته او است، و خداوند چهره ای دارد که هیچ چهره ای  به آن نمی ماند. و خداوند دارای فضل و صفاتی گسترده و عظیم است و به رازها و نیت ها دانا است. پس به سبب گشایشگری و دانایی اش مسئله ی روکردنتان را به سوی کعبه برایتان وسیع گرداند و آنچه را که به شما دستور داده است انجام دهید از شما می پذیرد.وَمِنْهُم مَّن يَقُولُ ائْذَن لِّي وَلاَ تَفْتِنِّي أَلاَ فِي الْفِتْنَةِ سَقَطُواْ وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكَافِرِينَ؛ بعضي  از آنان  مي  گويند : مرا رخصت  ده  و به  گناه  مينداز آگاه  باش   که اينان  خود در گناه  افتاده  اند و جهنم  بر کافران  احاطه  دارد.
« وَمِنْهُم مَّن يَقُولُ» و در ميان اين منافقان کسي هست که براي نيامدن به جنگ اجازه مي گيرد و عذر عجيب و غريب آورده و مي گويد: « ائْذَن لِّي» به من اجازه بده تا بمانم، « وَلاَ تَفْتِنِّي» و مرا در بيرون رفتن دچار فتنه مکن ، زيرا اگر من بيرون بيايم و زنان «بني اصفر» را ببينم نمي توانم خودم را کنترل کنم. همان طور که «جد بني قيس» اين را گفت، و سخنش خداوند او را در روز قيامت رسوا کند، چيزي جز ريا و نفاق نبود. 
با زبان مي گفت:« هدف خوبي دارم، زيرا بيرون رفتن من باعث فتنه و قرار گرفتن در معرض شر مي شود، و بيرون نرفتنم باعث مصونيت از فتنه و دست نگاه داشتن از شر مي گردد.» خداوند متعال با بيان اينکه اين سخن دروغ است، فرمود:« أَلاَ فِي الْفِتْنَةِ سَقَطُواْ» آگاه باش که در فتنه افتاده اند. زيرا به فرض اينکه در هدفش صداقت داشته باشد، اما باز در اثر باز ماندن و نرفتن به جنگ، فساد و فتنه بزرگي پديد مي آيد، و آن  نافرماني خدا و پيامبر و جرات کردن براي ارتکاب گناه بزرگ مي باشد. اما بيرون رفتن و به فتنه مبتلا شدن نسبت به شرکت نکردن در جنگ فساد  کمتري دارد، و فقط گمان مبتلا شدن به آن مي رود. با اينکه هدف اين گوينده جز شرک نکردن در جنگ نبود. بنابراين خداوند به آنها هشدار داد و فرمود:« وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكَافِرِينَ» و به راستي که جهنم در برگيرنده کافران است و آنها راه فرار و گريزي از آن ندارند و از آن نجات پيدا نمي کنند.إِن تُصِبْكَ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ وَإِن تُصِبْكَ مُصِيبَةٌ يَقُولُواْ قَدْ أَخَذْنَا أَمْرَنَا مِن قَبْلُ وَيَتَوَلَّواْ وَّهُمْ فَرِحُونَ؛ اگر خيري  به  تو رسد اندوهگينشان  سازد ، و اگر به  تو مصيبتي  رسد مي ، گويند: ما چاره  کار خويش  پيش  از اين  انديشيده  ايم   آنگاه  شادمان  باز  مي  گردند.
قُل لَّن يُصِيبَنَا إِلاَّ مَا كَتَبَ اللّهُ لَنَا هُوَ مَوْلاَنَا وَعَلَى اللّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ؛ بگو : مصيبتي  جز آنچه  خدا براي  ما مقرر کرده  است  به  ما نخواهد رسيد  او مولاي  ماست  و مؤمنان  بر خدا توکل  کنند.
خداوند متعال با بيان اينکه منافقان دشمنان حقيقي هستند و از دين متنفرند، مي فرمايد: « إِن تُصِبْكَ حَسَنَةٌ» اگر نيکي به تو برسد، از قبيل پيروز شدن بر دشمن، « َسُؤْهُمْ» آنان را اندوهگين و غمگين مي کند، « وَإِن تُصِبْكَ مُصِيبَةٌ» و اگر  مصيبتي به شما دست دهد از قبيل پيروز شدن دشمن بر شما ،« يَقُولُواْ» با افتخار و باليدن به سلامتي خود ، و اينکه همراه تو شرکت نجسته اند، مي گويند:« قَدْ أَخَذْنَا أَمْرَنَا مِن قَبْلُ» ما پرهيز نموديم و کارهايي کرديم که ما را از افتادن در چنين مصيبتي نجات داد. « وَيَتَوَلَّواْ وَّهُمْ فَرِحُونَ» و شادمان از مصيبتي که براي تو پيش آمده است، و از اينکه با تو مشارکت نکرده اند، بر مي گردند. خداوند در حالي که سخنان آنان را رد مي نمايد، مي فرمايد:« قُل لَّن يُصِيبَنَا إِلاَّ مَا كَتَبَ اللّهُ لَنَا» بگو:« هرگز به ما چيزي نمي رسد جز آنچه خداوند برايمان مقرر نموده»، و در لوح محفوظ قرار داده است. « هُوَ مَوْلاَنَا» او در امور ديني و دنيوي سرپرست و ياور ما است، پس بايد به تقديرات او راضي باشيم، و ما اختياري نداريم وهيچ کاري در دست ما نيست. « وَعَلَى اللّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ» و مومنان  بايد در جلب منافع و مصالح خود و دور کردن زيان هايشان بر خدا اعتماد و تکيه نمايند، و بايد در به دست آوردن خواسته هايشان به او اعتماد نمايند، پس هرکس که بر او توکل نمايد ناکام نمي گردد، ولي هرکس به غير او توکل کند خوار مي گردد و شکست مي خورد و به آرزوهايش دست نمي يابد.قُلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنَا إِلاَّ إِحْدَى الْحُسْنَيَيْنِ وَنَحْنُ نَتَرَبَّصُ بِكُمْ أَن يُصِيبَكُمُ اللّهُ بِعَذَابٍ مِّنْ عِندِهِ أَوْ بِأَيْدِينَا فَتَرَبَّصُواْ إِنَّا مَعَكُم مُّتَرَبِّصُونَ ؛ بگو : آيا جز يکي  از آن  دو نيکي  ، انتظار چيز ديگري  را براي  ما داريد، ?ولي  ما منتظريم  که  عذاب  خدا ، يا از جانب  او يا به  دست  ما به  شما  برسد پس  شما منتظر باشيد ما نيز منتظر مي  مانيم.
به منافقان که چشم به راهند تا مصيبت هايي به شما برسد، بگو:« درباره ما منتظر چه چيزهايي هستيد؟» شما در مورد ما جز چيزي که نهايتا به سود ماست انتظار نمي کشيد، و آن، يکي از دو امر نيکو است: يا بر دشمنان پيروز مي شويم و پاداش آخرت و دنيا را به دست مي آوريم و يا اينکه شهيد مي شويم که شهادت بالاترين مقام در نزد خدا است. ولي ما درباره شما  منافقان انتظار داريم که خداوند به عذابي از جانب خويش گرفتارتان سازد که ما در آن دخالتي نداريم. يا اينکه شما را با دستان ما عذاب دهد، به اين صورت که ما را بر شما مسلط نمايد تا شما را به قتل برسانيم. « فَتَرَبَّصُواْ» پس براي ما چشم به راه خير باشيد، « إِنَّا مَعَكُم مُّتَرَبِّصُونَ» و ما 