َا أَن تَقُولُواْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِينَ ؛ و پروردگار تو از پشت  بني  آدم  فرزندانشان  را بيرون  آورد  و آنان  را  برخودشان  گواه  گرفت  و پرسيد : آيا من  پروردگارتان  نيستم  ? گفتند : آري   ،گواهي  مي  دهيم  تا در روز قيامت  نگوييد که  ما از آن  بي  خبر بوديم.
أَوْ تَقُولُواْ إِنَّمَا أَشْرَكَ آبَاؤُنَا مِن قَبْلُ وَكُنَّا ذُرِّيَّةً مِّن بَعْدِهِمْ أَفَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ؛ يا نگوييد که  پدران  ما پيش  از اين  مشرک  بودند و مانسلي  بوديم  بعد از، آنها و آيا به  سبب  کاري  که  گمراهان  کرده  بودند ما را به  هلاکت  مي  رساني   ?
وَكَذَلِكَ نُفَصِّلُ الآيَاتِ وَلَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ؛ آيات  را اينچنين  به  تفصيل  بيان  مي  کنيم  ، شايد باز گردند.
سپس خداوند متعال فرمود:« وَإِذ نَتَقْنَا الْجَبَلَ فَوْقَهُمْ» و يادآور هنگامي که کوه را از جاي برکنديم و بر بالاي سرشان نگاه داشتيم، و آن زماني بود که از پذيرفتن آنچه که در تورات آمده بود امتناع ورزيدند. پس خداوند آنان را به عمل کردن به آنچه در  تورات است ملزم نمود و کوه را از جايش برکند و بر بالاي سرشان نگاه داشت. پس کوه بالاي سر آنها قرار گرفت، « كَأَنَّهُ ظُلَّةٌ وَظَنُّواْ أَنَّهُ وَاقِعٌ بِهِمْ» انگار که سايباني بر آنان بود و گمان بردند که کوه بر آنان  فرو خواهد افتاد. و به آنان گفته شد:« خُذُواْ مَا آتَيْنَاكُم بِقُوَّةٍ» آنچه را که به شما داده ايم با جديت و تلاش برگيريد. « وَاذْكُرُواْ مَا فِيهِ» و از طريقِ بررسي و خواندن و مباحثه و عمل به آنچه که در آن هست آن را به ياد آوريد. « لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ» باشد که اگر آن را انجام دهيد، متقي شويد .
خداوند متعال مي فرمايد:« وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِن بَنِي آدَمَ مِن ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ» و به يادآور آن گاه که پروردگارت از پشت فرزندان آدم فرزندانشان را بيرون آورد. يعني از پشت آنان فرزندانشان را پديد آورد و آنان را طوري آفريد که توليد مثل کنند و هر نسل، نسلي ديگر را بر جاي گذارد.
«وَ» و هنگامي که آنان را از پشت پدران و شکم مادرانشان بيرون آورد، « َأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنفُسِهِمْ أَلَسْتَ بِرَبِّكُمْ» ايشان را بر خودشان گواه گرفت که آيا من پروردگار شما نيستم؟ يعني آنان را وادار کرد که به ربوبيت او اقرار کنند، چرا که در سرشت آنها اين را نهاده بود که اقرار کنند او پروردگار و آفريننده و پادشاه آنان است.
گفتند: آري! ما به آن إقرار نموديم . چون خداوند بندگان را بر دين و آئين حق سرشته است، پس سرشت هرکسي چنين است، اما فطرت و سرشت، بعضي اوقات تغيير يافته و بر اثر عقايد فاسدي که بر عقلها عرضه مي شود دگرگون مي گردد. بنابراين:« قَالُواْ بَلَى شَهِدْنَا أَن تَقُولُواْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِينَ » گفتند: آري! بر خود گواهي داديم، تا روز قيام نگويند: ما از اين غافل بوديم. يعني ما شما را آزمايش کرديم تا اينکه به ربوبيت پروردگارتان اعتراف نماييد. تا مبادا روز قيامت انکار و ادّعا کنيد که حجت خدا بر شما اقامه نشده است و شما از آن آگاهي نداشته، و از آن غافل و بي خبر بوده ايد.
پس امروز دليلي نداريد، چرا که حجت رساي خداوند بر شما تمام گردانده است، و نبايد دليل ديگري بياوريد و بگوييد:« إِنَّمَا أَشْرَكَ آبَاؤُنَا مِن قَبْلُ وَكُنَّا ذُرِّيَّةً مِّن بَعْدِهِمْ» همانا پدران ما پيش از ما شرک ورزيدند، و ما فرزندان و نسلي پيش از آنها بوديم . بنابراين از آنها پيروي کرديم و در خط و راه آنها که باطل بود حرکت نموديم، « أَفَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ» آيا ما را به سبب آنچه که باطل گرايان انجام دادند هلاک مي نمايي؟! خداوند در سرشت و فطرت شما به وديعه گذاشته که آنچه پدرانتان بر آن بوده اند باطل بوده است، و حق همان چيزي است که پيامبران آورده اند. و اين مخالف آييني است که پدرانتان را بر آن يافته ايد. آري! گاه بنده گفته هاي پدران گمراهش، و اين فقط بدان خاطر است که از حجت و دلايل ونشانه هايي که درهستي و در وجود انسان است روي گردانده است.
پس اعراض و روي گرداني او و روي آوردنش به آنچه که باطل گرايان در پيش گرفته اند چه بسا وي را به حالتي برساند که باطل را بر حق ترجيح دهد. در تفسير اين آيات همين معني درست است. و گفته شده است : اين همان روزي است که خداوند از  فرزندان آدم آن گاه که آنان را از پشت او بيرون آورد پيمان گرفت و آنان را بر خودشان گواه ساخت، پس به آن گواهي دادند، بنابراين خداوند به آنچه که آنا درآن زمان به آن اعتراف کرده اند، بر ستم و ظلمشان در ارتکاب کفر و عناد در دنيا و آخرت احتجاج مي نمايد. اما اين آيه در حقيقت بر اين مطلب دلالت نمي کند، و مناسبتي با آن ندارد، و حکمت خداوند متعال نيز آن را اقتضا نمي نمايد. 
واقعيت نيز بر همين نکته گواهي مي دهد. زيرا عهد و پيماني که آنها از آن سخن مي گويند زماني بوده که خداوند ذريه و نسل آدم را از پشت او بيرون آورد، در حالي که انسانها در جهاني بودن جهان اتم به سر مي بردند و هيچ کس آن را به ياد نمي آورد، و به ذهن هيچ انساني نمي آيد. پس چگونه خداوند چيزي را بر آنان حجت و دليل قرار مي دهد که از آن خبر ندارند، و هيچ اثري از آن بر جاي نمانده است؟!
پس از آنجا که اين يک موضوع کاملا واضح و روشن است، خداوند متعال مي فرمايد:« وَكَذَلِكَ نُفَصِّلُ الآيَاتِ» و اين گونه آيات خود را توضيح مي دهيم، « وَلَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ» و تا شايد به سوي آنچه که خداوند در فطرت و سرشتشان نهاده، و به سوي آنچه که با خدا پيمان بسته اند باز گردند و از زشتي ها باز آيند.وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذِيَ آتَيْنَاهُ آيَاتِنَا فَانسَلَخَ مِنْهَا فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطَانُ فَكَانَ مِنَ الْغَاوِينَ ؛ خبر آن  مرد را برايشان  بخوان  که  آيات  خويش  را به  او عطا کرده  بوديم   واو از آن  علم  عاري  گشت  و شيطان  در پي  اش  افتاد و در زمره  گمراهان  در  آمد.
وَلَوْ شِئْنَا لَرَفَعْنَاهُ بِهَا وَلَـكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الأَرْضِ وَاتَّبَعَ هَوَاهُ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِن تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَث ذَّلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ ؛ اگر خواسته  بوديم  به  سبب  آن  علم  که  به  او داده  بوديم  به  آسمانش  مي ، برديم  ، ولي  او در زمين  بماند و از پي  هواي  خويش  رفت   مثل  او چون  مثل   آن سگ  است  که  اگر به  او حمله  کني  زبان  از دهان  بيرون  آرد و اگر رهايش   کني باز هم  زبان  از دهان  بيرون  آرد  مثل  آنان  که  آيات  را دروغ  انگاشتند  نيز چنين  است  قصه  را بگوي  ، شايد به  انديشه  فرو روند.
سَاء مَثَلاً الْقَوْمُ الَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا وَأَنفُسَهُمْ كَانُواْ يَظْلِمُونَ؛ بد است  مثل  مرد