د گروهی از آنان را دور انداختند؟ بلکه بیشتر آنها ایمان ندارند.
در این آیه پروردگار- جلّ جلاله- می خواهد به خاطر پیمانهای زیادی که آنان با خدا می بستند اما بدان عمل نمی کردند، ما را به تعجب وادارد. « کُلَّمَا» مفید تکرار است. یعنی هرگاه پیمانی را می بستند آنرا نقض می کردند. چرا؟ چون بیشتر آنها  ایمان نمی آورند، پس ایمان نیاوردن آنها باعث می شود تا پیمان ها را بشکنند. و اگر آنها صادقانه ایمان می آوردند مانند کسانی می شدند که خداوند در موردشان گفته است: « مِّنَ المُومِنیِنَ رِجَالُ صَدَقُوُا مَا عَهَدُوا اللَّه عَلَیه» از مومنان مردانی هستند که در پیمانی که با خدا بستند راست گفتند.قَالَ يَا مُوسَى إِنِّي اصْطَفَيْتُكَ عَلَى النَّاسِ بِرِسَالاَتِي وَبِكَلاَمِي فَخُذْ مَا آتَيْتُكَ وَكُن مِّنَ الشَّاكِرِينَ؛ گفت  : اي  موسي  ، من  تو را به  پيامهايم  و سخن  گفتنم  از ميان  مردم ، برگزيدم  ، پس  آنچه  را به  تو داده  ام  فرا گير و از سپاسگزاران  باش.
وَكَتَبْنَا لَهُ فِي الأَلْوَاحِ مِن كُلِّ شَيْءٍ مَّوْعِظَةً وَتَفْصِيلاً لِّكُلِّ شَيْءٍ فَخُذْهَا بِقُوَّةٍ وَأْمُرْ قَوْمَكَ يَأْخُذُواْ بِأَحْسَنِهَا سَأُرِيكُمْ دَارَ الْفَاسِقِينَ ؛ براي  او در آن  الواح  هر گونه  اندرز و تفصيل  هر چيز را نوشتيم   پس   گفتيم  : آن  را به  نيرومندي  بگير ، و قومت  را بفرماي  تا به  بهترين  آن   عمل  کنند ، به  زودي  جايگاه  نافرمانان  را به  شما نشان  دهم.
سَأَصْرِفُ عَنْ آيَاتِيَ الَّذِينَ يَتَكَبَّرُونَ فِي الأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَإِن يَرَوْاْ كُلَّ آيَةٍ لاَّ يُؤْمِنُواْ بِهَا وَإِن يَرَوْاْ سَبِيلَ الرُّشْدِ لاَ يَتَّخِذُوهُ سَبِيلاً وَإِن يَرَوْاْ سَبِيلَ الْغَيِّ يَتَّخِذُوهُ سَبِيلاً ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا وَكَانُواْ عَنْهَا غَافِلِينَ ؛ آن  کساني  را که  به  ناحق  در زمين  سرکشي  مي  کنند ، زودا که  از آيات ، خويش رويگردان  سازم  ، چنان  که  هر آيتي  را که  ببينند ايمان  نياورند و اگر طريق هدايت  ببينند از آن  نروند و اگر طريق  گمراهي  ببينند از آن  بروند زيرااينان  آيات  را دروغ  انگاشتند و از آن  غفلت  ورزيدند.
وَالَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا وَلِقَاء الآخِرَةِ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ هَلْ يُجْزَوْنَ إِلاَّ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ؛ و اعمال  آنان  که  آيات  ما و ديدار قيامت  را دروغ  انگاشتند ، ناچيز شد، آيا جز در مقابل  کردارشان  کيفر خواهند ديد ?
وَاتَّخَذَ قَوْمُ مُوسَى مِن بَعْدِهِ مِنْ حُلِيِّهِمْ عِجْلاً جَسَدًا لَّهُ خُوَارٌ أَلَمْ يَرَوْاْ أَنَّهُ لاَ يُكَلِّمُهُمْ وَلاَ يَهْدِيهِمْ سَبِيلاً اتَّخَذُوهُ وَكَانُواْ ظَالِمِينَ ؛ قوم  موسي  بعد از او از زيورهايشان  تنديس  گوساله  اي  ساختند که  بانگ   مي کرد  آيا نمي  بينند که  آن  گوساله  با آنها سخن  نمي  گويد و ايشان  را به   هيچ  راهي  هدايت  نمي  کند ? آن  را به  خدايي  گرفتند و بر خود ستم  کردند.
وَلَمَّا سُقِطَ فَي أَيْدِيهِمْ وَرَأَوْاْ أَنَّهُمْ قَدْ ضَلُّواْ قَالُواْ لَئِن لَّمْ يَرْحَمْنَا رَبُّنَا وَيَغْفِرْ لَنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ؛ و چون  از آن  کار پشيمان  شدند و ديدند که  در گمراهي  افتاده  اند ، گفتند  :اگر پروردگارمان  به  ما رحم  نکند و ما را نيامرزد ، در زمره  زيان   کردگان خواهيم  بود.
« يَا مُوسَى إِنِّي اصْطَفَيْتُكَ عَلَى النَّاسِ» هنگامي که خداوند موسي را بعد از اينکه بسيار مشتاق رويت خداوند بود از ديدن خود باز داشت، خير و نيکي فراواني به او بخشيد، پس فرمود: اي موسي ! تو را انتخاب کردم و برگزيدم و تو را برتري دادم و فضيلت هاي بزرگ و مناقب فراوان را بويژه تو گردانيدم، « بِرِسَالاَتِي» به واسطه رسالت هايم، که آن را جز به بهترين مردم اختصاص نمي دهم.
« وَبِكَلاَمِي» و ترا با سخن گفتن ِ بدون واسطه ام با تو برتري دادم و برگزيدم. و اين فضيلتي است که به موسي کليم اختصاص يافته و در ميان برادران پيامبرش به آن معروف است.« فَخُذْ مَا آتَيْتُكَ» پس نعمت ها و نهي و امري که به تو دادم با شرح صدر برگير و آن را با پذيرفتن و فرمان بردن فراگير. « وَكُن مِّنَ الشَّاكِرِينَ» و از شاکرين باش. يعني خدا را به خاطر آنچه که تو را بدان اختصاص داده و تو را با آن فضيلت و برتري بخشيده است، سپاسگزار باش.
« وَكَتَبْنَا لَهُ فِي الأَلْوَاحِ مِن كُلِّ شَيْءٍ» و براي او در الواح از هر چيزي که بندگان به آن نياز دارند، نوشتيم. « مَّوْعِظَةً» تا پند و اندرزي باشد که مردم را بر انجام کارهاي خوب تشويق نمايد و از انجام کارهاي بد برحذر دارد. « وَتَفْصِيلاً لِّكُلِّ شَيْءٍ» و بيانگر هر چيزي از احکام شرعي و عقايد و اخلاق و  ادب باشد. « فَخُذْهَا بِقُوَّةٍ» پس آن را با جديت بگير و براي عمل کردن به آن و تحکيم نمودنش نهايت سعي خود را بکن، « وَأْمُرْ قَوْمَكَ يَأْخُذُواْ بِأَحْسَنِهَا» و قومت را دستور بده تا نيکوترين آن را بگيرند، و آن اوامر واجب و مستحب است، زيرا آن بهترين و نيکوترين است. و اين دليلي است بر اينکه دستورات خدا در هر شريعتي کامل و دادگرانه و خوب و نيکو است. « سَأُرِيكُمْ دَارَ الْفَاسِقِينَ » و به شما سرزمين فاسقان و گناهکاران را نشان خواهم داد که خداوند آنها را هلاک ساخت و سرزمين هايشان را پس از آنان براي عبرت ديگران باقي گذاشت تا مومنانِ توفيق يافته و فروتن از آن عبرت گيرند. 
و اما در مورد کساني ديگر غير از مومنان فرمود:« سَأَصْرِفُ عَنْ آيَاتِيَ» از نشانه هايم باز مي دارم. يعني از درس گرفتن و عبرت آموختن از نشانه هاي الهي در آفاق و انفس، و فهم آيات کتاب، کساني را باز مي دارم، « الَّذِينَ يَتَكَبَّرُونَ فِي الأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ» که در زمين به ناحق تکبر مي ورزند. يعني بر بندگان خدا و بر حق و برکساني که حق را آورده اند  تکبر مي ورزند، پس هرکس چنين باشد خداوند او را خير زيادي محروم مي نمايد، و او را رسوا مي کند و از نشانه هاي خدا چيزي نمي فهمد که از آن استفاده ببرد، بلکه حقايق در مقابل ديدگان او دگرگون مي شود و او زشت را خوب مي انگارد. « وَإِن يَرَوْاْ كُلَّ آيَةٍ لاَّ يُؤْمِنُواْ بِهَا» و اگر هر دليل و نشانه اي را ببينند به خاطر اعتراض و روي گردانيشان و مبارزه با خدا و پيامبرش به آن ايمان نمي آورند، « وَإِن يَرَوْاْ سَبِيلَ الرُّشْدِ لاَ يَتَّخِذُوهُ» و اگر راه هدايت و استقامت را  ببينند آن را در پيش نمي گيرند، و رغبتي بدان نشان نمي دهند، و آن راهي است که انسان را به خدا و سراي بهشت مي رساند. « وَإِن يَرَوْاْ سَبِيلَ الْغَيِّ» و اگر راه گمراهي را ببينند که صاحبش را به سراي بدبختي و شقاوت مي رساند، « يَتَّخِذُوهُ سَبِيلاً» آن را در پيش مي گيرند. « ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا وَكَانُواْ عَنْهَا غَافِلِينَ» و سبب  انحرافشان اين است 