: از گوسفند ، نر و ماده  و از بز ، نر و ماده   بگو : آيا، آن دو نر را حرام  کرده  است  يا آن  دو ماده  را يا آنچه  را در شکم  مادگان   است ? اگر راست  مي  گوييد از روي  علم  به  من  خبر دهيد.
وَمِنَ الإِبْلِ اثْنَيْنِ وَمِنَ الْبَقَرِ اثْنَيْنِ قُلْ آلذَّكَرَيْنِ حَرَّمَ أَمِ الأُنثَيَيْنِ أَمَّا اشْتَمَلَتْ عَلَيْهِ أَرْحَامُ الأُنثَيَيْنِ أَمْ كُنتُمْ شُهَدَاء إِذْ وَصَّاكُمُ اللّهُ بِهَـذَا فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللّهِ كَذِبًا لِيُضِلَّ النَّاسَ بِغَيْرِ عِلْمٍ إِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ؛ و از شتر نر و ماده  و از گاو نر و ماده  ، بگو : آيا آن  دو نر را حرام ، کرده  است  يا آن  دو ماده  را يا آنچه  را که  در شکم  مادگان  است  ? آيا آن   هنگام  که  خدا چنين  فرمان  مي  داد شما آنجا بوديد ? پس  چه  کسي  ستمکاتر از  آن کسي  است  که  به  خدا دروغ  مي  بندد تا از روي  بي  خبري  مردم  را گمراه  کند  ?هر آينه  خدا ستمکاران  را هدايت  نمي  کند.
« وَمِنَ الأَنْعَامِ حَمُولَةً وَفَرْشًا» و از چهارپايان، حيواناتي را که باربرند و حيواناتي را که کوچک هستند پديد آورده است.  برخي از حيوانات بار مي برند و بر آنها سوار مي شويد، و برخي به سبب  اينکه کوچکند، براي سوار شدن و باربري صلاحيت ندارند، مانند بچه شترها و امثال آن، و به اين حيوانات فرش گفته مي شود.
پس حيوانات از جهت سواري و باربري به اين دو نوع تقسيم مي شوند، اما از جهت خوردن، همه خوردني هستند، و از همه استفاده مي شود. بنابراين فرمود:« كُلُواْ مِمَّا رَزَقَكُمُ اللّهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ» بخوريد از روزي اي که خدا به شما داده است، و از گامهاي شيطان پيروي نکنيد، يعني از راهها و کارهاي شيطان پيروي نکنيد، که از جمله آن اين است که برخي از آنچه خدا به شما روزي داده است حرام کنيد. « إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ» چرا که او برايتان دشمني آشکار است. پس شما را جز به آنچه که به زيانتان است و باعث شقاوت و بدبختي هميشگي تان مي شود دستور نمي دهد.
 حيواناتي را که خدا به بندگانش ارزاني نموده و آنها را حلال و پاکيزه قرار داده به صورت مشروح بيان کرده و فرموده است:« ثَمَانِيَةَ أَزْوَاجٍ مِّنَ الضَّأْنِ اثْنَيْنِ» هشت جفت اند، از گوسفند دو تا نر و ماده، « وَمِنَ الْمَعْزِ اثْنَيْنِ» و از بز دو تا آفريده است، پس شدند چهار تا، و همه در آنچه که خدا حلال کرده است داخل اند، و ميان آنها فرقي نيست.
پس به اين سخت گيران و کساني که چيزهايي از آن را حرام قرار داده و چيزهايي را حرام قرار ن مي دهند، يا برخي از آن را بر زنان حرام مي کنند و همان قسمت را براي مردان حلال مي دانند، در قالبي الزام آور به آنان بگو: بين آنچه آنها جايز قرار داده و ميان آنچه حرام کرده اند فرقي وجود ندارد. « آلذَّكَرَيْنِ» بگو: آيا خداوند گوسفندان و بزهاي نر را ، « حَرَّمَ» حرام کرده است؟ زيرا شما اين را به طور عام و فراگير نمي گوييد.« أَمِ الأُنثَيَيْنِ» يا گوسفندان و بزهاي ماده را ؟ اين سخن شما نيست، چرا که شما نمي گوييد از اين دو نوع تنها حيوانات نر يا تنها حيوانات ماده حرام  اند.
آنچه که باقي مي ماند اين است که اگر در شکم ماده ها جنين نر يا جنين ماده باشد، و يا در شکمشان جنين نامعلومي باشد. پس فرمود:« أَمَّا اشْتَمَلَتْ عَلَيْهِ أَرْحَامُ الأُنثَيَيْنِ» يا آنچه را ميش ماده يا بز ماده در شکم داشته باشد حرام مي دانيد، و از نظر شما فرقي نمي کند که آنچه در شکم دارند نر باشد يا ماده؟ شما اين گفته را نيز نمي گوييد.
پس وقتي که هيچ يک از اين سه گفته متعلق به شما نيست که تمام حالت هاي حيوانات در اين اقسام منحصر است، به چه راهي مي رويد؟! و چه مي گوييد؟! « نَبِّؤُونِي بِعِلْمٍ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ » مرا از روي آگاهي و دانش با خبر سازيد اگر در گفتار و  ادعايتان راست مي گوييد. و مشخص است که آنها نمي توانند جز يکي از اين سه گفته را بگويند، زيرا غير از اين سه مورد در عقل نمي گنجد، و آنها يکي از اين سه گفته مذکور را نمي گويند، بلکه مي گويند: برخي از چهارپايان که آنها از سوي خود اصطلاحاتي برايشان گذاشته اند بر زنان حرام هستند. و يا گفته هايي از اين قبيل، که بدون شک م صدر و منبع آن جهل مرکب و عقل هاي منحرف و آراي فاسد مي باشد، و خداوند بر صحت آن دليلي نازل نکرده است و آنان نيز بر راستي اش دليل و حجتي  ارائه نکرده اند.
سپس مطلب فوق را در مورد شتر و گوسفند نيز تکرار کرد. و پس از آنکه باطل بودن گفته ي آنان را بيان کرد، طوري با آنها سخن گفت که راهي جز پيروي از شريعت خدا براي آنان باقي نگذاشت:« أَمْ كُنتُمْ شُهَدَاء إِذْ وَصَّاكُمُ اللّهُ بِهَـذَا» يعني شما ادعايي بيش نداريد و هيچ دليلي براي اثبات صدق و صحت آن نداريد، جز اينکه از سرِ هوي و هوس بگوييد:« خداوند ما را به اين سفارش نموده و به ما وحي کرده است، همانطور که بر پيامبرش وحي فرستاده است، و پيامي که خداوند به ما وحي کرده است با آنچه پيامبران، مردم را به سوي آن دعوت مي کنند و کتابها بر آن نازل شده اند مخالف است.»
و اين دروغ و افترايي است که همه آن را مي دانند، بنابراين فرمود:« فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللّهِ كَذِبًا لِيُضِلَّ النَّاسَ بِغَيْرِ عِلْمٍ» پس کيست ستمگرتر از کسي که بر خدا دروغ ببندد تا مردم را بدون علم و آگاهي گمراه سازد؟ يعني هدف وي از دروغ گفتن و نسبت دادن دروغ به خدا، گمراه نمودن بندگان خدا از راه وي است. و براي  توجيه عمل خود دليل و حجتي از عقل و شرع ندارد. « إِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ » همانا خداوند قوم ستمگر را هدايت نمي کند؛ کساني که جز ظلم و ستم و دروغ بستن بر خدا بلد نيستند، و چيزي ديگر را نمي خواهند.وَلَمَّا جَاءهُمْ كِتَابٌ مِّنْ عِندِ اللّهِ مُصَدِّقٌ لِّمَا مَعَهُمْ وَكَانُواْ مِن قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُواْ فَلَمَّا جَاءهُم مَّا عَرَفُواْ كَفَرُواْ بِهِ فَلَعْنَةُ اللَّه عَلَى الْكَافِرِينَ ، و آنگاه که کتابی از جانب خدا پیش آنها آمد که تصدیق کننده کتابی بود که با خود داشتند و حال آنکه پیش از آن بر کافران یاری می جستند، پس وقتی پیش آنها آمد، آنچه را که از قبل شناخته بودند انکار کردند، پس لعنت خدا بر کافران باد.

بِئْسَمَا اشْتَرَوْاْ بِهِ أَنفُسَهُمْ أَن يَكْفُرُواْ بِمَا أنَزَلَ اللّهُ بَغْياً أَن يُنَزِّلُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ عَلَى مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ فَبَآؤُواْ بِغَضَبٍ عَلَى غَضَبٍ وَلِلْكَافِرِينَ عَذَابٌ مُّهِينٌ ، خود را به بد چیزی فروختند، و آنچه را خداوند فرو فرستاده بود از روی حسد انکار کردند، و این بدان خاطر بود که می گفتند: چرا خداوند فضل خود را بر هرکس که بخواهد فرو می فرستد؟ پس خشم خدا یکی پس از دیگری آنها را فرا گرفت و برای کافران عذاب خوارکننده ای است.
وقتی ک