ا فرستادیم، و به عیسی پسر مریم معجزات و دلایل روشنی دادیم و او را به وسیله روح القدس نیرو بخشیدیم، آیا هرگاه پیامبری پیش شما(احکامی) به خلاف میل و آرزویتان آورد سرکشی کردید، آن گاه گروهی را تکذیب و درغگو قرار دادید و گروهی را کشتید؟
خداوند بر بنی اسرائیل منت می نهد که موسی را برای آنها فرستاد و تورات را به او داد؛ سپس بعد از او پیامبرانی دیگر را فرستاد که به تورات حکم کردند، تا اینکه با آمدن عیسی علیه السلام سلسله پیامبران را در آن زمان که با مشاهده چنان معجزاتی، انسان ایمان می آورد.
«وَأَيَّدْنَاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ» و او را با روح القدس نیرو بخشیدیم. بیشتر مفسرین گفته اند که روح القدس جبرئیل علیه السلام است. و گفته شده، روح القدس نیروی ایمان است که خداوند به وسیله آن بندگانش را تقویت می نماید. 
سپس همراه با این نعمت ها که با مقیاس مادی اندازه گیری نمی شوند، پیامبرانی پیش شما آمدند، « بِمَا لاَ تَهْوَى أَنفُسُكُمُ اسْتَكْبَرْتُمْ» و احکامی را پیش شما آوردند که برخلاف میل شما بود، و شما از ایمان آوردن سرباز زدید. « فَفَرِيقاً» و گروهی از پیامبران را « كَذَّبْتُمْ وَفَرِيقاً تَقْتُلُونَ» دروغگو نامیدید وگروهی را کشتید.
پس شما هوای نفس را بر هدایت مقدم داشتید، و دنیا را بر آخرت ترجیح دادید. در این کلمات توبیخ و سرزنش گزنده ای نهفته است که بر هیچ عاقلی پوشیده نیست.وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللّهِ كَذِبًا أَوْ قَالَ أُوْحِيَ إِلَيَّ وَلَمْ يُوحَ إِلَيْهِ شَيْءٌ وَمَن قَالَ سَأُنزِلُ مِثْلَ مَا أَنَزلَ اللّهُ وَلَوْ تَرَى إِذِ الظَّالِمُونَ فِي غَمَرَاتِ الْمَوْتِ وَالْمَلآئِكَةُ بَاسِطُواْ أَيْدِيهِمْ أَخْرِجُواْ أَنفُسَكُمُ الْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونِ بِمَا كُنتُمْ تَقُولُونَ عَلَى اللّهِ غَيْرَ الْحَقِّ وَكُنتُمْ عَنْ آيَاتِهِ تَسْتَكْبِرُونَ ؛ کيست  ستمکارتر از آن  کس  که  به  خدا دروغ  بست  يا گفت  که  به  من  وحي   شده و، حال  آنکه  به  او هيچ  چيز وحي  نشده  بودو آن  کس  که  گفت  : من  نيز  همانندآياتي  که  خدا نازل  کرده  است  ، نازل  خواهم  کرد ? اگر ببيني  آنگاه   که  اين ستمکاران  در سکرات  مرگ  گرفتارند و ملائکه  بر آنها دست  گشوده  اند  که  :جان  خويش  بيرون  کنيد ، امروز شما را به  عذابي  خوارکننده  عذاب  مي   کنند ،و اين  به  کيفر آن  است  که  در باره  خدا به  ناحق  سخن  مي  گفتيد و از  آيات او سرپيچي  مي  کرديد.
وَلَقَدْ جِئْتُمُونَا فُرَادَى كَمَا خَلَقْنَاكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَتَرَكْتُم مَّا خَوَّلْنَاكُمْ وَرَاء ظُهُورِكُمْ وَمَا نَرَى مَعَكُمْ شُفَعَاءكُمُ الَّذِينَ زَعَمْتُمْ أَنَّهُمْ فِيكُمْ شُرَكَاء لَقَد تَّقَطَّعَ بَيْنَكُمْ وَضَلَّ عَنكُم مَّا كُنتُمْ تَزْعُمُونَ ؛ هر آينه  ، تنها تنها ، آن  سان  که  در آغاز شما را بيافريديم  ، نزد ما  آمده  ايد در حالي  که  هر چه  را که  ارزانيتان  داشته  بوديم  پشت  سر نهاده   ايد وهيچ  يک  از شفيعانتان  را که  مي  پنداشتيد با شما شريکند همراهتان   نمي  بينيم   از هم  بريده  شده  ايد و پندار خود را گمگشته  يافته  ايد.
خداوند متعال مي فرمايد: هيچ کس ستمگرتر و مجرم تر از کسي نيست که به خدا دروغ ببندد. به اين صورت که به خداوند دروغ يا فرماني نسبت دهد که او از آن مبّرا و پاک است. و توصيف چنين کسي به ستمگرترين ِ مردم مبتني بر اين است که دروغ پردازي وي و تحريف نمودن اصول و فروع اديان و نسبت دادن آن به خدا جزوِ بزرگترين انواع فساد است.
ادعاي دروغين نبوت و  اينکه خدا بر او وحي مي نمايد، نيز در اين مقوله داخل است. چون  او در ضمن اينکه به خدا دروغ نسبت مي دهد و بر عظمت و پادشاهي وي گستاخي مي نمايد، مردم را نيز وادار مي کند تا از وي پيروي کنند، و به خاطر اين کار با  مردم مي جنگند، و خون و مال مخالفانش را مباح و جايز مي داند.
و کساني که ادعاي نبوت  کرده اند مانند: « مسيلمه کذّاب» و «اسود عنسي» و « مختار» و ديگر کساني که چنين ادعايي را داشته اند، در اين آيه داخل هستند. « وَمَن قَالَ سَأُنزِلُ مِثْلَ مَا أَنَزلَ اللّهُ» و کيست ستمگرتر از کسي که ادعا ک ند مي تواند کاري را بکند که خداوند آن را انجام مي دهد؟! و همچون خداوند مي تواند احکامي را صادر و همانند او قوانيني را مشروع کند؟! و هرکس که ادعا کند مي تواند به مبارزه با قرآن بپردازد، و مانند قرآن را بياورد در اين داخل است.
و چه ستمي بزرگتر از ادعاي کسي است که خودش نيازمند و ناتوان، و از هر جهت ناقص است، اما ادعا کند که با خداوندِ نيرومند و توانگر که در ذات و  اسماء و صفات داراي کمال مطلق مي باشد برابر است؟!
خداوند پس از آنکه ستمگران را مذّمت نمود، عقوبت و سزايي را که به هنگام احتضار و در روز قيامت براي آنان آماده کرده است ، بيان کرد و فرمود:« وَلَوْ تَرَى إِذِ الظَّالِمُونَ فِي غَمَرَاتِ الْمَوْتِ» و اگر ستمگران را در حالت وحشتناک و فجيع مرگ مشاهده  کني، وضعيت ترسناکي را که قابل توصيح نيست، خواهي ديد. « وَالْمَلآئِكَةُ بَاسِطُواْ أَيْدِيهِمْ» آنگاه که فرشتگان دست هايشان را براي عذاب دادنِ اين ستمگران به سوي آنها دراز مي کنند، و به هنگام نزع روحشان و امتناع ورزيدن ارواح از بيرون آمدن از اجساد، به آنها مي گويند:« أَخْرِجُواْ أَنفُسَكُمُ الْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونِ» جان خود را از بدنتان بيرون کنيد، امروز عذاب خوار کننده اي مي بينيد. عذابي سخت مي بينيد که شما را خوار و ذليل مي گرداند. و سزا از نوع عمل است. پس اين عذاب، « بِمَا كُنتُمْ تَقُولُونَ عَلَى اللّهِ غَيْرَ الْحَقِّ» به سبب دروغي است که بر خدا بستيد، و رسالت حقيقي پيامبران را رد کرديد.
« وَكُنتُمْ عَنْ آيَاتِهِ تَسْتَكْبِرُونَ» و در مقابل آيات خدا استکبار ورزيديد، و تسليم فرمان و احکامِ  او نشديد . اين آيه مبين عذاب برزخ و نعمت آن است. چون اين خطاب و عذاب زماني به آنان روي مي آورد که در حالت احتضار و در آستانه مرگ و در چند قدمي آن قرار دارند. نيز اين آيه بيانگر آن است که روح، جسمي است وارد بدن شده،و بيرون مي رود و مورد  خطاب قرار مي گيرد.
پس اين  است حال آنان در برزخ، و اما در روز قيامت درمانده و تنها، بدون اهل و مال وارد ميدان محشر مي شوند؛ نه فرزنداني به همراه دارند، و نه لشکر و ياوراني! تک و  تنها به ملاقات خداوند مي روند، همانگونه که خداوند آنها را روز نخست عاري و خالي از هر چيز آفريد. زيرا تمامي دارايي و ممتلکات بعد از آفريده شدن و با اخذ اسباب به دست مي آيد. ولي در اين روز همه چيزهايي که آدمي در دنيا داشته است از او جدا مي شود، جز عمل صالح، و عمل بد که اساس سراي آخرت بوده و زندگي اخروي بر اين دو اساس نشات مي گيرد، و خوبي و زشتي، و شادي و ناراحتي، و عذاب و نعمت دنياي آخرت زاده اعمال است. پس، فقط اعمال فايده مي دهد يا زيان مي رساند، انسان را ناراحت مي کند، يا  او را شا