ده و در روز قيامت در نزد خدا و در آن جايگاه بزرگ و وحشتناک گرد آورده مي شوند. پس خداوند آنان را طبق عدالت و احسان خويش سزا و جزا داده و اهل آسمان و زمين او را به خاطر حکمش ستايش مي کنند.وَالَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا صُمٌّ وَبُكْمٌ فِي الظُّلُمَاتِ مَن يَشَإِ اللّهُ يُضْلِلْهُ وَمَن يَشَأْ يَجْعَلْهُ عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ؛ آنان  که  آيات  ما را تکذيب  کرده  اند کرانند و لالانند و در تاريکيهايند، خدا هر که  را خواهد گمراه  کند و هر که  را خواهد به  راه  راست  اندازد. اين بيان حالت کساني است که آيات خدا و پيامبرانش را تکذيب مي کنند، و دروازه هدايت را به روي خود مي بندند. و آنان « صُّمُُ» نسبت به شنيدن حق کر هستند، « وَبُکُمُ» و نسبت به اظهار حق لالند،پس آنان جز ياوه و باطل را به زبان نمي آورند « فِي الظُّلُمَاتِ» و در تاريکي هاي جهالت و کفر و ستم و مخالفت و گناهان غوطه ورند. و اين بدان معني است که خداوند آنها را گمراه کرده است، زيرا « مَن يَشَإِ اللّهُ يُضْلِلْهُ وَمَن يَشَأْ يَجْعَلْهُ عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ» هرکس را که خداوند بخواهد هدايت مي کند و  بر راه راست قرار مي دهد، چون تنها خداوند برحسب فضل و حکمتش هدايت مي نمايد و گمراه مي سازد.قُلْ أَرَأَيْتُكُم إِنْ أَتَاكُمْ عَذَابُ اللّهِ أَوْ أَتَتْكُمُ السَّاعَةُ أَغَيْرَ اللّهِ تَدْعُونَ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ؛ بگو : چه  مي  بينيد که  اگر بر شما عذاب  خدا فرود آيد يا قيامت  در رسد  اگر راست  مي  گوييد باز هم  جز خدا را مي  خوانيد ?
بَلْ إِيَّاهُ تَدْعُونَ فَيَكْشِفُ مَا تَدْعُونَ إِلَيْهِ إِنْ شَاء وَتَنسَوْنَ مَا تُشْرِكُونَ؛ نه  ، تنها او را مي  خوانيد و اگر بخواهد آنچه  را که  بدان  دعوت  مي   کنيداز ميان  مي  برد و شما شريکي  را که  براي  او ساخته  ايد از ياد مي  بريد.
خداوند متعال به پيامبرش مي فرمايد:« قُل» به کساني که براي خدا شريک قرار داده و کس ديگري را با او برابر مي دانند، بگو:« أَرَأَيْتُكُم إِنْ أَتَاكُمْ عَذَابُ اللّهِ أَوْ أَتَتْكُمُ السَّاعَةُ أَغَيْرَ اللّهِ تَدْعُونَ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ» به من بگوييد: اگر عذاب خدا يا قيامت شما را در يابد آيا غير از خدا را به فرياد مي خوانيد اگر شما راستگوييد؟ يعني زماني که اين دشواري و سختي ها و مصايب شما را دريابد که هرکس شديدا در صدد آن است آن را از خود دور کند، پس آيا معبودان و بتهايتان را براي دور ساختن آن فرا مي خوانيد؟ يا اينکه پروردگارتان ، آن پادشاه حق و آشکار را به ياري مي طلبيد؟! 
« بَلْ إِيَّاهُ تَدْعُونَ» بلکه تنها او را مي خوانيد، و اگر بخواهد هرچيزي را دور مي سازد که وي را براي دور ساختنش به فرياد مي طلبيد، و آنچه را که شريک خدا قرار مي داديد فراموش مي کنيد.
پس رابطه شما با انبازهايتان در سختي ها اينگونه است، و آنها را فراموش مي کنيد، زيرا مي دانيد که آنها نمي توانند زيان و فايده اي برسانند، و مالک مرگ و زندگي و گردآوردن نيستند. اما خدا را مي خوانيد، چون مي دانيد او ضارّ و نافع است، و او دعاي هر درمانده اي را اجابت مي  کند، پس چرا در هنگام خوشي و راحتي به خدا شريک ورزيده و براي او شريکاني قرار مي دهيد؟ آيا شما هيچ سند عقلي يا نقلي مبني بر صحت اين کار داريد، يا بر خدا دروغ مي بنديد؟وَلَقَدْ أَرْسَلنَآ إِلَى أُمَمٍ مِّن قَبْلِكَ فَأَخَذْنَاهُمْ بِالْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء لَعَلَّهُمْ يَتَضَرَّعُونَ؛ هر آينه  بر امتهايي  که  پيش  از تو بودند پيامبراني  فرستاديم  و آنان  را، به  سختيها و آفتها دچار کرديم  تا مگر زاري  کنند.
فَلَوْلا إِذْ جَاءهُمْ بَأْسُنَا تَضَرَّعُواْ وَلَـكِن قَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ؛ پس  چرا هنگامي  که  عذاب  ما به  آنها رسيد زاري  نکردند ? زيرا دلهايشان   را قساوت  فرا گرفته  و شيطان  اعمالشان  را در نظرشان  آراسته  بود.
فَلَمَّا نَسُواْ مَا ذُكِّرُواْ بِهِ فَتَحْنَا عَلَيْهِمْ أَبْوَابَ كُلِّ شَيْءٍ حَتَّى إِذَا فَرِحُواْ بِمَا أُوتُواْ أَخَذْنَاهُم بَغْتَةً فَإِذَا هُم مُّبْلِسُونَ؛ چون  همه  اندرزهايي  را که  به  آنها داده  شده  بود فراموش  کردند ، همه   درهارا به  رويشان  گشوديم  تا از آنچه  يافته  بودند شادمان  گشتند ، پس  به   ناگاه  فرو گرفتيمشان  و همگان  نوميد گرديدند.
فَقُطِعَ دَابِرُ الْقَوْمِ الَّذِينَ ظَلَمُواْ وَالْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ؛ پس  سپاس  پروردگار جهانيان  را که  ريشه  ستمکاران  برکنده  شد.
خداوند متعال مي فرمايد:« وَلَقَدْ أَرْسَلنَآ إِلَى أُمَمٍ مِّن قَبْلِكَ»  و به سوي امتهاي قبل از تو، پيامبراني را فرستاديم، پس آنان پيامبران ما را تکذير کردند و آيات ما را انکار نمودند، « فَأَخَذْنَاهُمْ بِالْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء» و آنان را به فقر و بيماري و آفت و مصيبت گرفتار نموديم، و اين ناشي از رحمت ما نسبت به آنان بود. « لَعَلَّهُمْ يَتَضَرَّعُونَ» تا شايد به درگاه ما فروتني و زاري کنند، و به هنگام سختي ها به ما پناه آورند. « فَلَوْلا إِذْ جَاءهُمْ بَأْسُنَا تَضَرَّعُواْ وَلَـكِن قَسَتْ قُلُوبُهُمْ» اما چرا وقتي که عذاب ما گرفتار شدند زاري و فروتني نکردند، و دلهايشان سخت شد؟ يعني دلهايشان تبديل به سنگ شد، و براي پذيرش حق نرم نگرديد. « وَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ» و شيطان آنچه را که مي کردند براي آنان آراست، پس گمان بردند که آنچه که آنان بر آن هستند دين حقيقي است. پس در برهه اي از زمان از باطل بهره مند شدند و شيطان عقلهايشان را به بازي گرفت. « فَلَمَّا نَسُواْ مَا ذُكِّرُواْ بِهِ فَتَحْنَا عَلَيْهِمْ أَبْوَابَ كُلِّ شَيْءٍ» پس وقتي آنچه را که به آن پند داده شده بودند فراموش کردند، درهاي هر چيزي را به روي آنان گشوديم. يعني دروازه نعمتهاي دنيا و لذت هاي آن و آنچه را که سبب غفلت مي شود به روي آنان گشوديم. 
« حَتَّى إِذَا فَرِحُواْ بِمَا أُوتُواْ أَخَذْنَاهُم بَغْتَةً فَإِذَا هُم مُّبْلِسُونَ» تا اينکه بدانچه دستور شده بودند شا د و خوشحال شدند، و ما ناگهان آنان را گرفتيم، پس ناگهان نا اميد و سرگشته شدند. يعني از هرچيزي مايوس شدند، و اين سخت ترين نوع عذاب است که ناگهان، و در حالي که در آرامش هستند گرفته شوند، تا مجازاتشان سخت تر و مصيبتشان بزرگتر گردد.
« فَقُطِعَ دَابِرُ الْقَوْمِ الَّذِينَ ظَلَمُواْ» و بوسيله عذاب، قوم ستمگر ريشه کن شدند، و هيچ سبب و علتي را براي رهايي خود نيافتند. « وَالْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ» و ستايش مخصوص خداوندي است که پروردگار جهانيان است که قضا و تقديرش بر هلاکت تکذيب کنندگان جاري شد، زيرا با اين کار آيات و دلايل او، و اکرام و بزرگداشت دوستانش، و اهانت او به دشمنانش، و راست بودن آنچه که پيامبرانش آورده اند روشن مي گردد.قُلْ أَرَأَي