مشرک اجازه داده نمي شود که به «حرم» وارد گردد. ما گفتيم اين آيه با نهي از تعرض به کسي که قصد خانه خدا را نموده و به دنبال فضل و خشنودي خداست تخصيص يافته است، و اين بيانگر آن است که هرکس به قصد انجام گناه به کعبه برود بايد از ورود به خانه خدا و فسادانگيزي در آن بازداشته شود.
چون يکي از روش هايي که با آن احترام و اکرام بيت الله کامل مي گردد آن است که ک ساني را که داراي چنين حال و وضعي هستند از فسادکاري در آن بازداشته شوند. همانطور که خداوند متعال فرموده است:« وَمَن يرِد فِيهِ بِإِلحَادِ بِظُلمِ نُّذِقهُ مِن عَذابِ أَلِيمِ» و هرکس بخواهد در کعبه به الحاد و ستم بپردازد به او عذابي دردناک مي چشانيم.
پس از آنکه خداوند متعال آنها را از شکر کردن در حالت احرام نهي نمود، و فرمود:« وَإِذَا حَلَلْتُمْ فَاصْطَادُواْ» و هرگاه از احرامِ حج يا عمره بيرون آمديد و از سرزمين حرم بيرون شديد، شکار کردن برايتان حلال است، و اين تحريم از بين مي رود. و دستوري که پس از تحريم صادر مي شود، حکم مساله را به حالتي که قبل از تحريم داشته است باز مي گرداند.
« وَلاَ يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ أَن صَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ أَن تَعْتَدُواْ» و نفرت و دشمني قومي، و تجاوز آنها بر شما که شما را از مسجد الحرام باز داشته اند، وادارتان نکند که بر آنها تجاوز کنيد، و از آنها انتقام بگيريد، و دلتان را خنک کنيد، زيرا بنده بايد به دستور خدا پايبند باشد و راه عدالت و تجاوز شده باشد. پس براي او جايز نيست که برکسي دروغ ببندد که بر وي دروغ بسته است، و يا به کسي خيانت کند که با او خيانت کرده  است.
« وَتَعَاوَنُواْ عَلَى الْبرِّ وَالتَّقْوَى» و بايد برخي از شما برخي ديگر را بر کارهاي نيک ياري کنند. و «برّ» اسمي است جامع که در برگيرنده ي تمامي اعمال ظاهري و باطني است اعم از حقوق خدا و حقوق انسان هاست که خداوند آنها را دوست دارد و مي پسندد. و «تقوي» در اينجا اسمي است جامع و در برگيرنده ي ترک تمام اعمال ظاهري و باطني است که خدا و رسولش آن را دوست نمي دارند. همچنانکه در برگيرنده ي آراسته شدن به تمام خصايل و ويژگي هاي خيري است که به انجام دادن آن امر شده است، نيز پرهيز از هر ويژگي از ويژگي هاي شر را در بر مي گيرد که به ترک آن امر شده است، پس بنده مامور است خود اين کارها را انجام دهد، و ديگر برادران مومنش را بر انجام آن ياري نمايد با هر قول و گفتاري که آنان را بر آن تشويق وتحريک کند. « وَلاَ تَعَاوَنُواْ عَلَى الإِثْمِ» و همديگر را بر گناه ياري ندهيد. و «اثم» به معني جرات پيدا کردن بر انجام گناهان است، امري که صاحبش را گناهکار مي کند و  او را در موقعيت حرج قرار مي دهد. « وَالْعُدْوَانِ» يعني تجاوز به جان و مال و آبروي مردم. پس واجب است که آدمي از هر گناه و ستمي دوري بجويد، سپس ديگران را بر ترک آن کمک نمايد. « و از خداوند بترسيد، همانا خداوند کسي را که بر انجام گناه و هتک حرمت محارم خدا جسارت نمايد به شدت عذاب مي دهد. پس، از محارم بپرهيزيد تا عذاب دنيوي و اخروي خدا بر شما نازل شود.حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَالْدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللّهِ بِهِ وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ وَالْمُتَرَدِّيَةُ وَالنَّطِيحَةُ وَمَا أَكَلَ السَّبُعُ إِلاَّ مَا ذَكَّيْتُمْ وَمَا ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَأَن تَسْتَقْسِمُواْ بِالأَزْلاَمِ ذَلِكُمْ فِسْقٌ الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن دِينِكُمْ فَلاَ تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِينًا فَمَنِ اضْطُرَّ فِي مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجَانِفٍ لِّإِثْمٍ فَإِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ؛ حرام  شد بر شما مردار و خون  و گوشت  خوک  و هر حيواني  که  به  هنگام   کشتنش ، نام  ديگري  جز الله  را بر او بگويند ، و آنچه  خفه  شده  باشد يا به   سنگ  زده  باشند يا از بالا در افتاده  باشد يا به  شاخ  حيواني  ديگر بميرد  يا درندگان  از آن  خورده  باشند ، مگر آنکه  ذبحش  کنيد  و نيز هر چه  بر  آستان  بتان ذبح  شود و آنچه  به  وسيله  تيرهاي  قمار قسمت  کنيد که  اين  کار  خود نافرماني  است   امروز کافران  از بازگشت  شما از دين  خويش  نوميد  شده  اند  از آنان  مترسيد از من  بترسيد  امروز دين  شما را به  کمال   رسانيدم  و نعمت  خودبر شما تمام  کردم  و اسلام  را دين  شما برگزيدم   پس   هر که  در گرسنگي  بي  چاره  ماند بي  آنکه  قصد گناه  داشته  باشد ، بداند که   خدا آمرزنده  و مهربان  است.
اين همان محرماتي است که خداوند در فرموده ي:« إِلَّا مَا يتلَي عَلَيکُم» جز آنچه که بر شما خوانده مي شود به ما وعده داد آنها را بر ما تلاوت کنند. و بدان که خداوند تبارک و تعالي چيزهايي را که حرام مي کند بدان خاطر است تا بندگانش را از زياني که در آنها نهفته است حفاظت نمايد، و خداوند اين زيانها را گاهي براي بندگان بيان نموده و گاهي بيان نمي کند.
پس خداوند خبر داد که مرده را بر شما حرام کرده است:« المَيتَةُ» و منظور از حيوان مردار حيواني است که بدون ذبح شرعي حيات خود را از دست داده باشد، چنين  حيواني به خاطر ضرري که دارد حرام است، و زيان آن، به سبب ماندن خون در شکم و گوشت آن است و خوردنش مضر مي باشد.
شايان ذکر  است که حيوانات مردار بيشتر به خاطر بيماري مي ميرند، پس خوردن آن زيان دارد. ملخ و ماهي از اين قضيه مستثني هستند و حلالند.
« وَالدَّمُ» و خون جاري. همانطور که در آيه اي ديگر به صورت مقّيد بيان شده است. « وَلَحمُ الخِنزيؤِ» و گوشت خوک، و اين ، همه اجزاي آن را شامل مي شود. از بين ساير درندگانِ پليد فقط خوک را بيان نمود، زيرا گروهي از اهل  کتاب از قبيل نصاري ادعا مي کنند که خداوند خوک را برايشان حلال نموده است. يعني شما فريب آنها را نخوريد، چرا که خوک حرام است و از جمله پليدي هاست. « وَمَا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللّهِ بِهِم» و حيواني که به هنگام سربريدن، نام غير خدا، از قبيل بتها و اوليا و ستارگان و ديگر مخلوقات بر آن برده شده است. پس همان طور که بردن نام خدا، ذبيحه را پاک مي گرداند، بردن نام غير خدا آن را از نظر معنوي آلوده مي کند، چون ذکر نام غير خدا بر آن شرک است. 
« وَالمُنخَنِقَةُ» و حيواني که به سبب خفگي مرده، و با دست يا ريسماني خفه شده باشد، يا اينکه سرش را به جاي تنگ و باريکي فرو برده باشد که نتوان آن را بيرون آورد، در نتيجه حيوان بميرد.
« وَالْمَوْقُوذَةُ» و حيواني که به سبب کتک زدن با چوب يا سنگ ، يا فرو رفتن چيزي بر آن عمدا يا بدون عمد مرده باشد. « وَالْمُتَرَدِّيَةُ» و حيواني که از بالا پرت شده باشد، مانند اينکه از بالاي کوه يا ديوار، يا از سقفي افتاده باشد و بميرد.
« وَالنَّطِيحَةُ» و آن حيواني است که به سبب شاخ زدن حيوان ديگري بميرد. « وَمَا أَكَلَ السَّبُعُ» و آ