ن مستلزم آن است که بنده او را بپرسند، و با انواع عبوديت و بندگي به وي نزديکي بجويد. چون تنها او شايسته پرستش است، و بندگانش را به خاطر بندگي و عبوديت پاداش مي دهد، و آنان را به خاطر کوتاهي ورزيدن در اين امر سزا مي دهد، به همين خاطر به محل دريافتِ سزا و جزا که روز قيامت است سوگند ياد کرد و فرمود: « لَيَجْمَعَنَّكُمْ» حتما همه شما را از اول تا آخر در يک جا گرد مي آورد. « إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ لاَ رَيْبَ فِيهِ» در روز قيامت شما را گرد خواهد آورد که در وقوع آن هيچ شک و شبهه اي که مستدل به دليل عقلي و نقلي باشد وجود ندارد. 
از نظر عقلي در وقوع قيامت شکي نيست، زيرا ما مشاهده مي کنيم که زمينِ مرده زنده و آباد مي گردد، و اينکه پديده ها نخست از عدم به وجود آمده اند، پس ابتدا هيچ چيزي وجود نداشته و خداوند همه هستي و انسان ها را از عدم پديد آورده  است ، بنابراين زنده کردن و پديد آوردن درباره انسان به طريق اولي امکان پذيرتر است. و به يقين بايد دانست که خداوند آفريده ها و مخلوقات را بيهوده نيافريده است تا بدون هدف در دنيا زندگي کنند و بميرند و حکمت و فلسفه اي در آفرينش آنها نباشد. اما دليل شرعي خبر دادن راستگوترين راستگويان مبني برآمدن قيامت است، حتي خداوند نيز بر تحقق قيامت سوگند ياد کرده است. بنابراين فرمود: « وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللّهِ حَدِيثًا» و چه کي از خدا راستگوتر است؟! و نيز در چندين جاي قرآن پيامبرش (ص) را دستور داده است تا بر آمدن قيامت سوگند ياد کند. مثلا فرموده است: « زَعَمَ الَّذِينَ کَفَرُوا أَن لَّن يبعَثُوا قُل بَلَي وَرَبِّي لَتُبعَثُنَّ ثُمَّ لَتُنَبَّئُونَّ بِمَا عَمِلتُم وَذَلِکَ عَلَي اللَّهَ يسِيرُ» کافران گمان مي برند که آنها زنده و برانگيخته نمي شوند، بگو: آري! قسم به پروردگار که حتما برانگيخته مي شويد، سپس به آنچه انجام داده ايد خبر داده خواهيد شد و اين براي خدا آسان است.
و آيه « وَمَن أَصدَقُ مِنَ اللّهِ حَديثَاَ» و « وَمَن أَصدَقُ مِنَ اللَّهِ قِيلَا» بيانگر آن است که گفته ها و اخبار خداوند در بالاترين مراتب صداقت و راستي قرار دارد. پس هر سخني که در زمينه عقايد و علوم و اعمال گفته شود و با آنچه که خداوند خبر داده است متضاد و مخالف باشد، باطل است، زيرا با خبر راست و يقيني متضاد و مخالف است، بنابراين امکان ندارد که حق باشد.فَمَا لَكُمْ فِي الْمُنَافِقِينَ فِئَتَيْنِ وَاللّهُ أَرْكَسَهُم بِمَا كَسَبُواْ أَتُرِيدُونَ أَن تَهْدُواْ مَنْ أَضَلَّ اللّهُ وَمَن يُضْلِلِ اللّهُ فَلَن تَجِدَ لَهُ سَبِيلاً ؛ چيست  شما را که  در باره  منافقان  دو گروه  شده  ايد ، و حال  آنکه  خدا  آنان را به  سبب  کردارشان  مردود ساخته  است  ? آيا مي  خواهيد کسي  را که   خدا گمراه  کرده  است  هدايت  کنيد ? و تو راهي  پيش  پاي  کسي  که  خداوند گمراهش  کرده  است  نتواني  نهاد.
وَدُّواْ لَوْ تَكْفُرُونَ كَمَا كَفَرُواْ فَتَكُونُونَ سَوَاء فَلاَ تَتَّخِذُواْ مِنْهُمْ أَوْلِيَاء حَتَّىَ يُهَاجِرُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ فَإِن تَوَلَّوْاْ فَخُذُوهُمْ وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ وَجَدتَّمُوهُمْ وَلاَ تَتَّخِذُواْ مِنْهُمْ وَلِيًّا وَلاَ نَصِيرًا ؛ دوست  دارند همچنان  که  خود به  راه  کفر مي  روند شما نيز کافر شويد تا، برابر گرديد  پس  با هيچ  يک  از آنان  دوستي  مکنيد تا آنگاه  که  در راه   خدا مهاجرت  کنند  و اگر سر باز زدند در هر جا که  آنها را بيابيد  بگيريد و بکشيد و هيچ  يک  از آنها را به  دوستي  و ياري  برمگزينيد.
إِلاَّ الَّذِينَ يَصِلُونَ إِلَىَ قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُم مِّيثَاقٌ أَوْ جَآؤُوكُمْ حَصِرَتْ صُدُورُهُمْ أَن يُقَاتِلُونَكُمْ أَوْ يُقَاتِلُواْ قَوْمَهُمْ وَلَوْ شَاء اللّهُ لَسَلَّطَهُمْ عَلَيْكُمْ فَلَقَاتَلُوكُمْ فَإِنِ اعْتَزَلُوكُمْ فَلَمْ يُقَاتِلُوكُمْ وَأَلْقَوْاْ إِلَيْكُمُ السَّلَمَ فَمَا جَعَلَ اللّهُ لَكُمْ عَلَيْهِمْ سَبِيلاً ؛ مگر کساني  که  به  قومي  که  ميان  شما و ايشان  پيماني  است  مي  پيوندند ،، ياخود نزد شما مي  آيند در حالي  که  از جنگيدن  با شما يا جنگيدن  با قوم   خود ملول  شده  باشند  و اگر خدا مي  خواست  بر شما پيروزشان  مي  ساخت  و  با شمابه  جنگ  برمي  خاستند  پس  هر گاه  کناره  گرفتند و با شما نجنگيدند  و به  شما پيشنهاد صلح  کردند ، خدا هيچ  راهي  براي  شما بر ضد آنان  نگشوده است.
سَتَجِدُونَ آخَرِينَ يُرِيدُونَ أَن يَأْمَنُوكُمْ وَيَأْمَنُواْ قَوْمَهُمْ كُلَّ مَا رُدُّوَاْ إِلَى الْفِتْنِةِ أُرْكِسُواْ فِيِهَا فَإِن لَّمْ يَعْتَزِلُوكُمْ وَيُلْقُواْ إِلَيْكُمُ السَّلَمَ وَيَكُفُّوَاْ أَيْدِيَهُمْ فَخُذُوهُمْ وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثِقِفْتُمُوهُمْ وَأُوْلَـئِكُمْ جَعَلْنَا لَكُمْ عَلَيْهِمْ سُلْطَانًا مُّبِينًا ؛ گروه  ديگري  را خواهيد يافت  که  مي  خواهند از شما و قوم  خود در امان   باشند ، اينان  هر گاه  که  به  کفر دعوت  شوند بدان  بازگردند  پس  اگر خود  را به  کناري  نکشند و صلح  نکنند و از اعمال  خويش  باز نايستند آنان  را هر  جا که  يافتيد بگيريد و بکشيد که  خدا شما را بر آنان  تسلطي  آشکار داده است.
منظور از منافقان در اين آيه ها کساني است که اسلام را اظهار نمودند و کافر زيسته و از سرزمين مسلمانان هجرت نکردند، و در آنجا باقي ماندند. اصحاب (ص) در مورد اين منافقان دچار اشتباه شدند، برخي از جنگيدن و قطع رابطه با آنها به سبب ايماني که اظهار مي کردند باز آمدند، و برخي به قرينه کارهايشان آنها را شناختند وبه کافر بودنشان حکم نمودند.
پس خداوند متعال از آنها خبر داد و بيان نمود که براي شما شايسته نيست در مورد آنها دچار اشتباه شويد و شک کنيد.
زيرا قضيه آنها واضح و روشن است، و آنها منافق اند، و کفرشان آشکار است و دوست دارند شما هم کافر و مانند آن باشيد. پس هرگاه اين وضعيت آنان براي شما محقق شد « فَلاَ تَتَّخِذُواْ مِنْهُمْ أَوْلِيَاء» از آنان کساني را به دوستي برنگيريد، و اين امر مستلزم محبت نورزيدن به آنها است، زيرا دوست گرفتن ودوستي کردن از محبت نشات مي گيرد.
و نيز دوستي نکردن با آنها مستلزم کينه ورزيدن و دشمني با آنها است، زيرا نهي از چيزي امر به ضد آن است و اين تا زماني است که هجرت نکرده باشند، پس وقتي هجرت کردند، احکامي که بر مسلمين جاري مي گردد بر آنها نيز جاري مي شود، همانطور که پيامبر (ص) احکام اسلام را بر  هرکسي که با او بود و به سوي او هجرت  کرده بود، اعم از  مومنين و کساني که به  ايمان تظاهر مي کردند اجرا مي کرد.
و اگر آنها هجرت نکردند، و از هجرت روي برتافتند، « فَخُذُوهُمْ وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ وَجَدتَّمُوهُمْ» آنها را هر کجا يافتيد و در هر وقت و هرجا ديديد، بکشيد. و اين بيانگر آن است که جنگ در ماه هاي حرام منسوخ است، همانطور که جمهور علما اعتقاد دارند.
و مخالفانِ اين نظر مي گويند: اينها نصوص مطل