يعني هيچ ستمي به آنها نمي شود حتي به اندازه نخي که روي هسته خرما است. يا نخي که از چرک دست و غيره بر مي آيد. خداوند متعال مي فرمايد: « انظُرْ كَيفَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللّهِ الكَذِبَ» نگاه کن چگونه با پاک قرار دادن خود، به خدا دروغ مي بندند، و اين بزرگترين دروغي است که به خدا نسبت داده مي شود. زيرا اين بدان معني است عقيده و ستمي که آنها دارند حق است و آنچه مسلمين بر آن هستند باطل مي باشد و اين بزرگترين دروغ و وارونه کردن حقائق است ، زيرا حق را باطل و باطل را حق جلوه دادند. بنابراين خداوند متعال فرمود: « وَكَفَى بِهِ إِثْمًا مُّبِينًا» و کافي است که اين ، گناهي آشکار و موجب عقوبت فراوان و عذاب دردناک باشد.أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُواْ نَصِيبًا مِّنَ الْكِتَابِ يُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَالطَّاغُوتِ وَيَقُولُونَ لِلَّذِينَ كَفَرُواْ هَؤُلاء أَهْدَى مِنَ الَّذِينَ آمَنُواْ سَبِيلاً ؛ آيا آنان  را که  نصيبي  از کتاب  برده  اند نديده  اي  که  به  جبت  و طاغوت   ايمان  مي  آورند و در باره  کافران  مي  گويند که  راه  اينان  از راه  مؤمنان   به هدايت  نزديک  تر است  ?
و اين يکي از اعمال زشت يهوديان و مصداقي از حسد آنان نسبت به پيامبر و مومنان است. اخلاق زشت و سرشت پليدشان آنا را وادار کرد تا از ايمان به خدا و پيامبرش روي بگرداند و به بتان و طاغوت ايمان بياورند. ايمان به جبت و طاغوت شامل هر عبادتي است که براي غير خدا انجام شود، يا حکم  کردن به غير از آنچه خدا انجام شود، يا حکم کردن به غير از آنچه که خدا مشروع نموده است. پس سحرِ و غيب گويي و پرستش غير خدا و اطاعت شيطان همه مصاديقي از جبت و طاغوت اند. و همچنين کفر و حسد، يهوديان را واداشت تا طريقه کافران بت پرست را بر راه مومنان ترجيح دهند. پس فرمود: « وَيَقُولُونَ لِلَّذِينَ كَفَرُواْ» و به خاطر چاپلوسي و سازش با کافران، و به علت نفرت شديدي که از ايمان دارند، مي گويند: « هَؤُلاء أَهْدَى مِنَ الَّذِينَ آمَنُواْ سَبِيلاً » اينها کافران از مومنان راه يافته تراند. چه سُمج و سرکش بودند! و چقدر بي خرد و کينه توز! بنگر که چه راه و رسم وخيم و نادرست و ناپسندي را در پيش گرفتند! فکر مي کردند افراد عاقل و خردمند سخن پوچ آنان را باور مي کنند؟!
آيا ديني که بر ستم و پرستش بت هاو حرام قرار دادن پاکي ها و حلال کردن پليدي ها و امور حرام، و برابر دانستن مخلوق و خالق و کفر ورزيدن به خدا و پيامبر و کتابهايش استوار است، بر ديني ترجيح داده مي شود که بر پايه عبادت خدا و اخلاص براي او در پنهان و آشکار ، و کفر ورزيدن به آنچه که به غير از خدا از بت ها و همتايان دروغين پرستش مي شوند، و برقرار داشتن پيوند خويشاوندي، و نيکوکاري با همه مخلوقات حتي با حيوانات استوار است؟ همچنين بر اقامه عدل و انصاف در ميان مردم، و حرام قرار دادن هر خبيث و ستمي و بر صداقت در گفتار و کردار استوار است؟!
آيا ترجيح آيين بت پرستي بر چنين ديني جز ياوه گويي چيز ديگري است؟! و آيا گوينده چنين سخني جاهل ترين، بي خردترين، سرکش ترين، کينه توزترين و بزرگترين دشمني حق نيست؟!أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنسَوْنَ أَنفُسَكُمْ وَأَنتُمْ تَتْلُونَ الْكِتَابَ أَفَلاَ تَعْقِلُون ، آیا مردم را به نیکوکاری امر کرده و خودتان را فراموش می کنید حال آنکه شما کتاب را می خوانید؟! آیا نمی اندیشید؟!
« أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ» آیا مردم را به نیکوکاری، یعنی به کارهای خوب و ایمن فرمن می دهید، « وَتَنسَوْنَ أَنفُسَكُمْ » و خودتان را فراموش می کنید؟! یعنی خودتان این کارها را انجام نمی دهید، « وَأَنتُمْ تَتْلُونَ الْكِتَابَ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ» در حالی که شما کتاب را می خوانید، آیا نمی اندیشید؟! تفکر و اندیشه، عقل نامیده شده است، چرا که به وسیله عقل نیکی ها و فواید آن ادراک می گردد، و آنچه به آدمی زیان می رساند تشخیص داده می شود، چون عقل، صاحب خود را تحریک می کند قبل از دیگران کاری را انجام دهد که آنان را به انجام دادن آن امر می کند، و قبل از دیگران کاری را ترک کند که آنان را از انجام آن باز می دارد.
پس هرکس دیگری را به کار خوب فرمان دهد و خود آن کار را انجام ندهد، و یا کسی را از کار زشت  باز دارد و خود آن کار را ترک نکند این عمل مبیّن بی عقلی و نادانی وی می باشد،به خصوص وقتی که به این امر آگاه باشد، پس حجت بر او تمام می شود این آیه گرچه در  خصوص بنی اسرائیل نازل شده است اما هرکس را شامل می شود که دارای چنین ویژگی باشد، زیرا خداوند متعال فرموده است: « یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءاَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفعَلُونَ ، کَبُرَ مَقتاً عِندَ اللهَ أَن تَقُولُوا مَا لَا تَفعَلُونَ» ای کسانی که ایمان آورده اید! چرا چیزی می گویید که خود انجام نمی دهید؟ نزد خداوند گناه بسیار بزرگی است که شما چیزی بگویید و آن را انجام ندهید.
اما در این آیه به این مطلب اشاره نشده است چنانچه انسان کاری را انجام ندهد که دیگران را به انجام دادن آن امر می نماید، باید امر به معروف و نهی از منکر را ترک کند. زیرا آیه بر توبیخ ک سانی دلالت می کند که چنین رویه ای را در پیش می گیرند؛ یکی اینکه دیگران را به کار خوب امر کند و آنها را از زشتی باز دارد ، دوم اینکه خودش یکی از این دو وظیفه مجوّزی برای ترک بخش دیگر وظیفه نمی شود، بلکه کمال  واقعی این است که انسان هر دو وظیفه را انجام دهد و نقض واقعی نیز این است که انسان هر دو را ترک کند. و اما اگر کسی یکی از این دو مهم را انجام دهد و دیگری را ترک کند، در رتبه اول قرار نمی گیرد، اما رتبه او از فردی که هر دو وظیفه را ترک گفته، بالاتر است. و سرشت انسان چنان بنا نهاده شده از کسی که گفتار و کردارش مخالف یکدیگر است پیروی نکند، پس آدمی بیشتر از کردار پیروی می کند نه از گفتار.أُوْلَـئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ اللّهُ وَمَن يَلْعَنِ اللّهُ فَلَن تَجِدَ لَهُ نَصِيرًا ؛ اينان  آن  کسانند که  خدا لعنتشان  کرده  است  ، و هر کس  را که  خدا لعنت   کند، براي او هيچ  ياوري  نيابي.
أَمْ لَهُمْ نَصِيبٌ مِّنَ الْمُلْكِ فَإِذًا لاَّ يُؤْتُونَ النَّاسَ نَقِيرًا ؛ يا از پادشاهي  نصيبي  برده  اند ? که  در اين  صورت  به  قدر آن  گودي  که  بر  پشت  هسته  خرماست  به  مردم  سودي  نمي  رسانند.
أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَى مَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ فَقَدْ آتَيْنَآ آلَ إِبْرَاهِيمَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَآتَيْنَاهُم مُّلْكًا عَظِيمًا  ؛ يا بر مردم  به  خاطر نعمتي  که  خدا از فضل  خويش  به  آنان  ارزاني  داشته   حسدمي  برند ? در حالي  که  ما به  خاندان  ابراهيم  کتاب  و حکمت  داديم  و  فرمانروايي  بزرگ  ارزاني  داشتيم.
فَمِنْهُم مَّنْ آمَنَ بِهِ وَمِنْهُم مَّن صَدَّ عَنْهُ وَكَفَى بِجَهَنَّمَ سَعِيرًا ؛ بعضي  بدان  ايمان  آوردند و بعضي  از آن  اعراض  کردند  دوزخ  ، آن  آتش ، افروخته  ، ايشان  