نان، فرزندانشان در معرض بردگي قرار مي گيرند، و ازدواج با آنها خواري و عيب تلقي مي شود.
و اين زماني است که صبر کردن و خودداري از ارتکاب حرام ممکن باشد، و چنانچه براي دوري کردن از حرام جز ازدواج با آنها راهي نباشد، ازدواج با آنها واجب است.
بنابراين خداوند فرمود: « وَأَن تَصْبِرُواْ خَيْرٌ لَّكُمْ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ » و چنانچه بردباري پيشه کنيد برايتان بهتر است، و خداوند آمرزنده و مهربان است. « فَإِذَا أُحْصِنَّ» وقتي که کنيزان ازدواج کردند يا مسلمان شدند، « فَإِنْ أَتَيْنَ بِفَاحِشَةٍ فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ مَا عَلَى الْمُحْصَنَاتِ مِنَ الْعَذَابِ» اگر مرتکب زنا شدند، سزاي آنان نصف سزاي زنان آزاد است، و اين مربوط به سزايي است که نصف کردن آن ممکن باشد و آن سزاي شلاق است، که اگر کنيز مرتکب زنا شود به او پنجاه ضربه شلاق زده مي شود، و سنگسار نمي گردد، زيرا سنگسار کردن را نمي توان نصف کرد.
پس بنا به قول اول اگر کنيزان ازدواج نکرده بودند، و مرتکب زنا شدند، حد زنا بر آنها اجرا نمي شود بلک آنها تنبيه و تعزير مي شوند تا از زنا باز آيند. و بنا بر  قول دوم کنيزان غيرمسلمان وقتي که مرتکب زنا شوند نيز تعزير مي شوند.
خداوند اين آيه را با اين دو اسم بزرگوار «غَفُورُ رَحيمُ» به پايان برساند، زيرا اين احکام، يکي از مصاديق مهرباني و بزرگواري و نيکويي پروردگار نسبت به بندگان است، و خداوند آنها را در تنگنا قرار نداد، بلکه آنها را در نهايت فراخي قرار داده است، و شايد بيان مغفرت و آمرزش پس از ذکر حد، اشاره به اين مطلب است که حدود،  کفاره گناهانند، و خداوند به وسيله حدود گناهان بندگانش را مي آمرزد، همانطور که در حديث چنين آمده است. حکم برده مذکر در حد مذکور، حکم کنيز است، چون کنيز و برده فرقي ندارند.يُرِيدُ اللّهُ لِيُبَيِّنَ لَكُمْ وَيَهْدِيَكُمْ سُنَنَ الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ وَيَتُوبَ عَلَيْكُمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ؛ خدا مي  خواهد براي  شما همه  چيز را آشکار کند و به  سنتهاي  پيشينيانتان   راه  بنمايد و توبه  شما را بپذيرد ، که  خدا دانا و حکيم  است.
وَاللّهُ يُرِيدُ أَن يَتُوبَ عَلَيْكُمْ وَيُرِيدُ الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الشَّهَوَاتِ أَن تَمِيلُواْ مَيْلاً عَظِيمًا ؛ خدا مي  خواهد توبه  شما را بپذيرد  ولي  آنان  که  از پي  شهوات  مي  روند  ،مي خواهند که  شما به  کجروي  عظيمي  افتيد.
يُرِيدُ اللّهُ أَن يُخَفِّفَ عَنكُمْ وَخُلِقَ الإِنسَانُ ضَعِيفًا ؛ خدا مي  خواهد بار شما را سبک  کند ، زيرا آدمي  ناتوان  آفريده  شده  است.
خداوند متعال از احسان و بخشش بزرگ و تربيت بندگان مومن، و آساني دينش خبر داده ومي فرمايد: « يُرِيدُ اللّهُ لِيُبَيِّنَ لَكُمْ» خداوند مي خواهد همه آنچه را که به بيان و روشن شدن آن نياز داريد از قبيل حلال و حرام و حق و باطل، برايتان روشن نمايد. « وَيَهْدِيَكُمْ سُنَنَ الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ» و خداوند مي خواهد شما را به راههاي کساني که پيش از شما بوده اند راهنمايي کند. يعني مي خواهد شما را به راه پيامبران و پيروانشان و سيره پسنديده و کارهاي درست و عادات آنها هدايت نمايد، همان کساني که خداوند بر آنها هدايت نمايد، همان کساني که خداوند بر آنها انعام کرده است.  بنابراين خداوند آنچه را که خواست اجرا نمود و برايتان بيان و روشن کرد، همان طور که براي کساني که پيش از شما بودند بيان کرد، و خداوند شما را به علم و عمل بزرگي رهنمود کرد.
« وَيتُوبَ عَلَيکُم» و نسبت به شما مهرباني مي ورزد، و در آنچه که برايتان مشروع نموده است با شما به نرم رفتار مي نمايد، تا بتوانيد حدود الهي را رعايت نماييد، و به آنچه که برايتان حلال نموده است بسنده کنيد. پس به سبب سهولتي که خداوند نسبت به شما روا داشته است گناهانتان کم مي شود. اين است توبه پذيري خدا، و از جمله  توبه پذيري الهي اين است که هرگاه بندگان مرتکب گناه شوند، درهاي رحمت را به روي آنها مي گشايد، و انگيزه بازگشت به سوي خدا و فروتني در بارگاه الهي را در مقابل دلهايشان پديد مي آورد، سپس توبه آنها را مي پذيرد. پس خداوند را سپاس و ستايش مي گوييم.
« وَاللَّهُ عَلِيمُ حَکِيمُ» و خداوند دانا، و حکمت او کامل است. از جمله علوم الهي اين است که به شما چيزهايي آموخت که نمي دانستيد. و از جمله آن حدود الهي است. و از جمله حکمت الهي اين است که او توبه کسي را که حکمت و رحمتش اقتضا نمايد، مي پذيرد، و کسي را که شايستگي و لياقت نداشته باشد، به مقتضاي حکمت و عدل خويش خوار مي گرداند.
« وَاللّهُ يُرِيدُ أَن يَتُوبَ عَلَيْكُمْ» و خداوند مي خواهد توبه شما را بپذيرد، توبه اي که از هم پاشيدگي و پراکندگي تان را جمع کنيد و شما را به خدا نزديک کند. « وَيُرِيدُ الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الشَّهَوَاتِ» و کساني که به دنبال هواهاي نفساني هستند و شهوات را بر خشنودي معبود و خدايشان مقدم مي دارند، و آرزوهاي خود را مي پرستند، از قبيل کافران و گناهکاراني که خواهش هاي نفساني خود را بر طاعت پروردگارشان مقدم مي دارند. پس اينها مي خواهند « أَن تَمِيلُواْ مَيْلاً عَظِيمًا» شما را از راه راست به راه گمراهان و راه کساني که خداوند بر آنها خشم گرفته است منحرف نمايند . مي خواهند شما را از اطاعت پروردگار روي گردان کنند و به اطاعت شيطان درآورند، و از سعادت کامل که در فرمان بردن از دستورات خدا نهفته است به بدبختي کامل که در پيروي از شيطان است رهنمون کنند. پس وقتي که دانستيد خداوند شما را به چيزي دستور مي دهد که صلاح و رستگاري و سعادتتان در آن است، و دانستيد که پيروان شهوت به چيزي دستور مي دهند که زيان و بدبختي شما در آن است، براي خود بهترين دعوتگر و بهترين راه را برگزينيد.
« يُرِيدُ اللّهُ أَن يُخَفِّفَ عَنكُمْ» خداوند  با آسان نمودن چيزهايي که شما را به انجام آن دستور داده و يا از آن نهي کرده است، مي خواهد کار را بر شما آسان کند. و چنانچه برخي از احکام در بعضي حالت ها بر شما سنگيني کند، آنچه را که نياز داريد در حالت دشوار از آن استفاده کنيد برايتان جايز قرار داده است، مانند خوردن مردار و خون و امثال آن که براي کسي که در شرايط اضطراري قرار گرفت جايز است. و مانند ازدواج مرد آزاد با کنيز که با شرايطي که گذشت جايز است. و اين از روي رحمت کامل و احسان فراگير خداوند، و بدان خاطر است که وي ضعيف و ناتواني انسان را مي داند، و واقف است که انسان از همه جهات ناتوان است. جسم انسان ضعيف است ، و اراده و تصميم او ضعيف است ، و ايمن و صبرش کم. پس به اين خاطر خداوند خواست چيزهايي را که آدمي توانايي انجام آن را ندارد، و ايمان و صبر و نيرويش تاب و توان آن را ندارد براي او آسان بگرداند.يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَأْكُلُواْ أَمْوَالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْبَاطِلِ إِلاَّ أَن تَكُونَ تِجَارَةً عَن تَرَاضٍ مِّنكُمْ وَلاَ تَقْتُلُواْ أَنفُسَكُمْ إِنَّ اللّ