 و ناظر بوده است سزا و جزايشان ميدهد. بنابراين فرمود : إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ همانا خداوند بر همه چيز حاضر و ناظر است.
سپس در ميان آنها چنين داوري ميكند كه هَذَانِ خَصْمَانِ اخْتَصَمُوا فِي رَبِّهِمْ اين دو دسته دشمن همديگر ميباشند. و در بارة خداوند به جدال پرداخته و به كشمكش نشسته و هر يك ادعا مينمايد كه او بر حق است. فَالَّذِينَ كَفَرُوا پس آنان كه كفر ورزيدهاند. هر كافري را از قبيل يهوديها و نصارا و صابئين و آتشپرستان و مشركين شامل ميشود، قُطِّعَتْ لَهُمْ ثِيَابٌ مِّن نَّارٍ برايشان لباسهايي از آتش دوخته ميشود. يعني لباسهايي از قطران برايشان دوخته ميشود سپس آن را آتش ميزنند تا از هر طرف، عذاب آنان را فرا بگيرد. يُصَبُّ مِن فَوْقِ رُؤُوسِهِمُ الْحَمِيمُ و از بالاي سرشان آب بسيار داغ و سوزان بر روي آنان را ريخته ميشود. يُصْهَرُ بِهِ مَا فِي بُطُونِهِمْ وَالْجُلُودُ كه گوشت و چربي و رودهايشان از شدت گرماي آن در داخل شكمشان ذوب ميگردد.
وَلَهُم مَّقَامِعُ مِنْ حَدِيدٍ  و براي شكنجه كردن آنان تازيانهها و گرزهاي آهنيني است كه فرشتگان تندخو و سختگير آنها را با آن ميزنند.
كُلَّمَا أَرَادُوا أَن يَخْرُجُوا مِنْهَا مِنْ غَمٍّ أُعِيدُوا فِيهَا هر زمان كه دوزخيان بخواهند از غم و اندوه بزرگ آتش بيرون بيايند، به آنجا باز گردانده ميشوند، پس نه عذاب از آنها كاسته شده و نه به آنان مهلت داده ميشود. و با اهانت به آنان گفته ميشود: وَذُوقُوا عَذَابَ الْحَرِيقِ عذاب سوزان را بچشيد كه دلها و جسمها را ميسوزاند. 
إِنَّ اللَّهَ يُدْخِلُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ بيگمان خداوند آنان را را كه ايمان آورده و كارهاي شايسته انجام دادهاند به باغهايي داخل ميگرداند كه از زير درختان و كاخهاي آن رودبارها جاري است. و مشخص است تنها مسلمانان كه به همة كتابها و پيامبران ايمان آوردهاند چنين صفتي را دارند. يُحَلَّوْنَ فِيهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِن ذَهَبٍ وَلُؤْلُؤًا زنان و مردان بهشتي با دستبندهايي از طلا آراسته ميشوند، و دستبندهاي سيمين به دست دارند. وَلِبَاسُهُمْ فِيهَا حرير و لباسشان در آن جا ابريشم است.
پس نعمتهايشان كامل است، و از انواع خوردنيها و نوشيدنيهاي لذيذ كه كلمه جنت «باغها» در بر گيرندة آن است، بهرهمند ميشوند. رودبارهاي جاري و روان را ذكر كرد و آن رودهاي آب و شير و عسل و شراب است و در آن جا انواع لباس و زيورآلات زيبا وجود دارد.
اين بدان سبب است كه آنها وَهُدُوا إِلَى الطَّيِّبِ مِنَ الْقَوْلِ به سخن پاكيزه را يافتند كه برترين و پاكيزهترين آن كلمة اخلاص است. سپس همة گفتههاي پاكيزهاي را در بر ميگيرد كه با آن خداوند ياد ميشوديا به وسيله آن عبادت الهي به بهترين وجه انجام شده يا نيكي و خيري به بندگان خدا رسانده ميشود.
وَهُدُوا إِلَى صِرَاطِ الْحَمِيدِ و به راه پسنديده راهنمايي شدند، زيرا تمام احكام شريعت سرشار از نيكي و حكمت است، و به بهترين وجه انجام شده يا نيكي و خيري به بندگان خدا رسانده ميشود.
وَهُدُوا إِلَى صِرَاطِ الْحَمِيدِ و به راه پسنديده راهنمايي شدند، زيرا تمام احكام شريعت سرشار از نيكي و حكمت است، و به بهترين چيزها دستور داده و از زشتيها نهي كرده است. در شريعت افراط و تفريطي وجود ندارد، و در برگيرندة علم مفيد و عمل صالح ميباشد. يا چنين است: و به راه پسنديدة خدا هدايت شدند، زيرا خداوند در بسياري مواقع راه را به خودش نسبت ميدهد، چون آن راه صاحبش را به خداوند ميرساند. 
و ذكر «الحميد» در اينجا به خاطر اين است كه تا بيان نمايد كه آنها در ساية سپاس پروردگارشان و به منت و فضل او هدايت شدند، بنابراين در بهشت ميگويند: الحمدالله الذي هدئنا لهذا و ما كنا لنهتدي لولا آن هدئنا الله ستايش خداوندي ار سزاست كه ما را به اين راه راهنمايي كرد، و اگر او ما را هدايت نميكرد ما هدايت نميشديم.
و خداوند در لابلاي اين آيات بيان كرد كه همة آفريدهها براي او سجده ميبرند، همة آنچه كه در آسمانها و زمين وجود دارد، و ماه و خورشيد و ستارگان و كوهها و درختان و چهارپايان، و همة حيوانات، و بسياري از مردم- كه مؤمنان هستند- براي خداوند سجده ميبرند. و كثير حق عليه العذاب و بر بسياري نيز گرفتار شدن به عذاب الهي قطعي و حتمي شده است. يعني به علت كفرورزيدن و ايمان نياوردنشان عذاب بر آنها لازم گرديده است. آنان موفق نشدهاند ايمان بياورند و چون خداوند آنها را خوار كرده است. من يهن الله فما له من مكرم و هر كس را كه خداوند خوار گرداند هيچ گرامي دارندهاي ندارد. و كسي نميتواند آنچه را كه خداوند خواسته است برگرداند، . كسي نيست كه بتواند با خواست الهي مخالفت نمايد. پس وقتي كه همة مخلوقات براي پروردگارشان سجده، ميبرند و در برابر شكوه او فروتن و سر به زير هستند، و در برابر قدرت و عزت او سر تسليم و فروتني بر خاك مينهند اين دلالت مينمايد كه تنهااو فرمانروا و پادشاه ستوده است، و هر كس عبادت او را رها كند و به پرستش ديگر چيزها روي بياورد بسيار سرگشته و گمراه شده و به زيان آشكاري گرفتار آمده است.إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ وَالْمَسْجِدِ الْحَرَامِ الَّذِي جَعَلْنَاهُ لِلنَّاسِ سَوَاء الْعَاكِفُ فِيهِ وَالْبَادِ وَمَن يُرِدْ فِيهِ بِإِلْحَادٍ بِظُلْمٍ نُذِقْهُ مِنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ بيگمان كساني كه كفر ورزيدهاند و [مردم را] از راه خدا، و [پيامبر و مؤمنان را در سال حديبيه] از مسجدالحرام باز ميدارند كه ما آن را- براي همة مردم اعم از كساني كه در آن جا زندگي ميكنند و يا از نقاط ديگر بدان وارد ميشوند- يكسان [حرم امن و امان و محل مراسم حج] نمودهايم [براي آنان عذابي سخت دردناك است]، و كسي كه ار روي ستم در آن جا مرتكب خلاف گردد عذاب دردناكي به او ميچشانيم.
خداوند متعال از زشتي آنچه كه مشركان كافر بر آن هستند خبر داده و ميفرمايد: آنها هم به خدا و پيامبرش كفر ورزيده و هم مردم را از راه خدا باز ميدارند، و مردم را از اينكه ايمان بياورند منع ميكنند، و نيز مردم را از ورود به مسجدالحرام باز ميدارند كه نه ملك آنها و نه مال پدرانشان است بلكه مردم اعم از كساني كه از بيرون بدانجا ميآيند و كساني كه در آن جا زندگي مي كنند در آن يكسان ميباشند.
حتي بهترين انسان محمد (ص) و اصحباش را از ورود به مسجدالحرام باز داشتند، حال آنكه حرمت و احترام و عظمت مسجدالحرام مقتضي آن است كه هر كس با توسل به ظلم بخواهد در آن كجروي كند و مرتكب خلاف شود به او عذاب دردناكي بچشانيم. پس فقط ارادة ستم كردن و الحاد نمودن در حرم باعث عذاب ميگردد، گر چه در غير حرم هر گاه انسان ارادة گناه و ستم ار داشته باشد، تا وقتي كه آن را انجام نده مجازات نميشود. پس كسي كه در حرم بزرگترين ستم يعني كفر و شرك را انجام دهد و زائران كعبه را از آن باز