کنار ايشان مي گذشتند با اشارات سر و دست آنان را مورد تمسخر و  تحقير قرار مي دادند و با وجود  اين مطمئن بودند و هيچ احساسي  ترسي نمي کردند.
« وَإِذَا انقَلَبُواْ إِلَى أَهْلِهِمُ انقَلَبُواْ فَكِهِينَ» و به هنگام صبح و شام وقتي به نزد خانواده شان برمي گشتند شاد و مسرور باز مي گشتند و اين نهايت غرور و سرکشي است، زيرا آن ها با اين که بدترين کار را کرده بودند باز هم احساس آرامش مي نمودند، گويا که از جانب خداوند عهد و پيماني آمده است که آن ها اهل سعادت و خوشبختي هستند.
آن ها براي خود حکم کردند که اهل هدايت مي باشند و مومنان گمراهند و اين دروغي بود که بر خداوند مي بستند و به خود جرأت دادند و بدون آگاهي بر خداوند دروغ بستند. خداوند متعال مي فرمايد:« وَمَا أُرْسِلُوا عَلَيْهِمْ حَافِظِينَ» بزهکاران و مجرمان ملزم به ثبت اعمال مومنان نيستند تا براي متهم کردن آن ها به گمراهي بکوشند و اين کارشان از لجاجت و عناد سرچشمه مي گيرد و دليل و حجتي ندارند. بنابراين سزايشان در آخرت از نوع عملشان است.
« فَالْيَوْمَ الَّذِينَ آمَنُواْ مِنَ الْكُفَّارِ يَضْحَكُونَ» در روز قيامت مومنان وقتي گناهکاران را مي بينند که در ميان عذاب مي غلتند و به آمال و آرزوهاي دروغنيشان نرسيده اند، به آن ها مي خندند.
« عَلَى الْأَرَائِكِ يَنظُرُونَ» مومنان در نهايت آرامش و راحتي بر تخت هاي مجلّل تکيه مي زنند و در ميان نعمت هايي به سر مي برند که خداوند برايشان آماده کرده است و به چهره پروردگار مي نگرند.
« هَلْ ثُوِّبَ الْكُفَّارُ مَا كَانُوا يَفْعَلُونَ» آيا به کفار سزايي  همانند کارهايي که در دنيا مي کرده اند به آنان داده شده است؟ پس همان گونه که در دنيا به مومنان مي خنديدند و آن ها را به گمراه بودن متهم مي کردند، مومنان نيز در روز قيامت که به کيفر گمراهي و سرکشي آن ها را در عذاب و شکنجه مي بينند به آن ها مي خندند.
آري! پاداش کارهايي که مي کردند به آنان داده شده است و اين  عدالت الهي و حکمت اوست و خداوند داناي حکيم است. 
پايان تفسير سوره ي مطففين<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:944.txt">آيه 15-1</a><a class="text" href="w:text:945.txt">آيه 25-16</a></body></html>مکي و 25 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
آيه ي 15-1:
إِذَا السَّمَاء انشَقَّتْ چون  آسمان  شکافته  شود ،
وَأَذِنَتْ لِرَبِّهَا وَحُقَّتْ و به  فرمان ، پروردگارش  گوش  دهد و حق  بود که  چنين  کند
وَإِذَا الْأَرْضُ مُدَّتْ و چون  زمين  منبسط شود ،
وَأَلْقَتْ مَا فِيهَا وَتَخَلَّتْ و هر چه  را که  در درون  دارد بيرون  افکند و تهي  گردد ،
وَأَذِنَتْ لِرَبِّهَا وَحُقَّتْ و به  فرمان  پروردگارش  گوش  دهد و حق  بود که  چنين  کند.
يَا أَيُّهَا الْإِنسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ اي  انسان  ، تو در راه  پروردگارت  رنج  فراوان  مي  کشي  ، پس  پاداش  آن ، راخواهي  ديد
فَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِيَمِينِهِهر کس  که  نامه  اش  را به  دست  راستش  دهند ،
فَسَوْفَ يُحَاسَبُ حِسَابًا يَسِيرًا زودا که  آسان  از او حساب  کشند ،
وَيَنقَلِبُ إِلَى أَهْلِهِ مَسْرُورًا و شادمان  نزد کسانش  بازگردد
وَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ وَرَاء ظَهْرِهِاما هر کس  که  نامه  اش  از پشت  سر داده  شود ،
فَسَوْفَ يَدْعُو ثُبُورًا زودا که  بگويد : واي  بر من  که  هلاک  شدم
وَيَصْلَى سَعِيرًا و به  آتش  افروخته  در آيد
إِنَّهُ كَانَ فِي أَهْلِهِ مَسْرُورًا او در دنيا نزد کسانش  شادمان  زيسته  بود
إِنَّهُ ظَنَّ أَن لَّن يَحُورَ و مي  پنداشته  است  که  هرگز باز نخواهد گشت
بَلَى إِنَّ رَبَّهُ كَانَ بِهِ بَصِيرًا آري  پروردگارش  او را مي  ديده  است.
خداوند با بيان آنچه در روز قيامت رخ مي دهد و تغييراتي که در اجرام  بزرگ روي مي دهد مي فرمايد:« إِذَا السَّمَاء انشَقَّتْ» آن گاه که آسمان ها مي شکافد و از همديگر جدا مي شود و ستارگان پخش و پراکنده مي گردند و ماه و خورشيد بي نور و تاريک مي شوند. 
« وَأَذِنَتْ لِرَبِّهَا» و به فرمان پروردگارش گوش فرا مي دهد، « وَحُقَّتْ» و سزاوار چنين کاري هم مي باشد، چو ن آسمان مسخّر و تحت تدبير و فرمانروايي خداوند بزرگ است و هرچه به آن دستور دهد سرپيچي نمي کند و با فرمان خدا وند مخالفت نمي نمايد.
« وَإِذَا الْأَرْضُ مُدَّتْ» و هنگامي که زمين به لرزه و تکان در مي آيد و کوههاي آن از بين مي روند و نشانه ها و ساختمان هايي که روي آن هست نابود مي گردند و خداوند آن را چون سفره پهن مي کند و بسيار گسترده مي گردد و همه مردم را با وجود اينکه خيلي زياد هستند در خود جاي مي دهد، پس آن گاه زمين به ميداني صاف و هموار که هيچ فراز و نشيبي ندارد تبديل مي شود.
«وَأَلْقَتْ مَا فِيهَا وَتَخَلَّتْ» و در روز قيامت مردگان و خزانه هايي که در زمين است بيرون انداخته مي شوند و زمين خالي مي گردد. در آن روز در صور دميده مي شود ، آن گاه مردگان از گورها بيرون مي آيند و گنج  هاي زمين نيز بيرون مي آيد و چون  توده اي بزرگ روي هم انباشته مي شود و مردم آن ها را مي بينند و حسرت مي خورند که چرا براي به دست آوردن چنين چيزهايي از يکديگر پيشي مي گرفته اند.
« يَا أَيُّهَا الْإِنسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ» اي انسان! تو همواره به سوي خداوند رهسپاري و به اوامر و نواهي او عمل مي کني و خودت را با انجام خير يا شر به سوي او نزديک مي کني سپس در روز قيامت او را ملاقات خواهي کرد و پاداش همه کارها را خواهي  ديد. پس اگر خوشبخت باشي با فضل خود با تو رفتار خواهد کرد و اگر بدبخت باشي دادگرانه به تو سزا خواهد داد.
بنابراين تفصيل جزا را بيان کرد و فرمود کسي که نامه اعمالش به دست راستش داده شود و آنان اهل سعادت هستند با او حسابي ساده و آسان خواهد شد. و حساب آسان اين است که بنده به گناهانش اعتراف مي کند و گمان مي برد که ديگر هلاک شده است اما خداوند مي گويد گناهانت را در دنيا پوشاندم و امروز نيز مي پوشانم.
« وَيَنقَلِبُ إِلَى أَهْلِهِ مَسْرُورًا» و شادمان و مسرور به سوي خانواده اش در بهشت برمي گردد و شاد و مسرور است چون از عذاب نجات يافته و به پاداش دست يازيده است. اما کسي که نامه ي اعمالش به دست چپ وي از پشت سر داده شود از خواري و رسوايي و از زشتي کارهايي که در نامه اعالش ثبت شده و از آن توبه ننموده است هلاکت و نابودي خود را مي طلبد.
« وَيَصْلَى سَعِيرًا» آتش سوزان دوزخ او را از هر سو احاطه مي کند و عذاب داده مي شود. اين بدان خاطر است که او در ميان خ انواده خود شادمان بود و « ظَنَّ أَن لَّن يَحُورَ» آري! به سوي پروردگارش برخواهد گشت و پروردگارش به او بينا بود. پس هيچ گاه او را بيهوده رها نخواهد کرد بلکه او را امرو نهي مي کند. تا پاداش يا عذاب ببيند.فَلَا أُقْسِمُ بِالشَّفَقِ پس  به  شفق  سوگند مي  خورم  ،
وَاللَّيْلِ وَمَا وَسَقَ و سوگند به  شب  و هر چه  را فرو پوشد ،،
وَالْقَمَرِ إِذَا ا