ز تو را به  پروردگار کريمت  مغرور کرده  است  ?
الَّذِي خَلَقَكَ فَسَوَّاكَ فَعَدَلَكَ آن  که  تو را بيافريد و اعضايت  تمام  کرد و اعتدالت  بخشيد.
فِي أَيِّ صُورَةٍ مَّا شَاء رَكَّبَكَ و به  هر صورتي  که  خواست  اعضاي  تو را به  هم  انداخت.
كَلَّا بَلْ تُكَذِّبُونَ بِالدِّينِ آگاه  باشيد که  شما روز جزا را دروغ  مي  انگاريد
وَإِنَّ عَلَيْكُمْ لَحَافِظِينَ حال  آنکه  بر شما، محافظاني  گمارده  شده  اند
كِرَامًا كَاتِبِينَ کاتباني  بزرگوار ،
يَعْلَمُونَ مَا تَفْعَلُونَ مي  دانند که  شما چه  مي  کنيد.
خداوند متعال با سرزنش انساني که در اداي حق خدا کوتاهي ورزيده و بر  ارتکاب گناهان جرأت نموده است مي فرمايد:« يَا أَيُّهَا الْإِنسَانُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ» اي انسان! چه چيز تو را در برابر پروردگار بزرگوارت مغرور ساخته است؟! 
آيا در انجام حقوق خداوند سستي مي ورزي؟ يا اين که عذاب او را ناچيز مي داني؟يا اين که سزا و جزاي خداوند باور نداري؟
آيا خداوند همان نيست که تو را « خَلَقَک» آفريد و از بهترين سيما برخوردارت نمود؟ « فَعَدَلَکَ» و ترکيب تو را درست و متناسب قرار داد و در بهترين شکل ها تو را آفريد؟ ! آيا شايسته تو است که نعمت خدا را که به تو انعام نموده ناسپاسي کني و احسان او را انکار نمايي؟ اين کار جز از جهالت و ستمگري و عناد تو سرچشمه نمي گيرد. 
پس خداوند را ستايش کن که سيماي تو را چون سيماي سگ يا الاغ يا ديگر حيوانات قرار نداده است. بنابراين خداوند متعال فرمود:« فِي أَيِّ صُورَةٍ مَّا شَاء رَكَّبَكَ» و آنگاه به هر شکلي که خواست تو را ترکيب کرد. « كَلَّا بَلْ تُكَذِّبُونَ بِالدِّينِ» با وجود اين موعظه و پند دادن همواره به دروغ انگاشتن روز جزا ادامه مي دهيد.
شما بايد آنچه را که کرده ايد محاسبه نماييد و خداوند فرشتگاني گرامي گمارده است که گفته ها و کارهايتان را مي نويسند و آن را مي دانند. خطرات دل ها و افعال اعضا و جوارح در اين داخل  است. بنابراين آنچه شايسته ي شماست اين  است که اين فرشتگان را گرامي و بزرگ بداريد.إِنَّ الْأَبْرَارَ لَفِي نَعِيمٍ هر آينه  نيکوکاران  در نعمتند ،
وَإِنَّ الْفُجَّارَ لَفِي جَحِيمٍ و گناهکاران  در جهنم
يَصْلَوْنَهَا يَوْمَ الدِّينِ در روز شمار به  جهنم  در آيند ،
وَمَا هُمْ عَنْهَا بِغَائِبِينَ و از آن  غايب  نشوند
وَمَا أَدْرَاكَ مَا يَوْمُ الدِّينِ تو چه  مي  داني  که  روز شمار چيست  ?
ثُمَّ مَا أَدْرَاكَ مَا يَوْمُ الدِّينِ باز هم  تو چه  مي  داني  که  روز شمار چيست  ?
يَوْمَ لَا تَمْلِكُ نَفْسٌ لِّنَفْسٍ شَيْئًا وَالْأَمْرُ يَوْمَئِذٍ لِلَّهِ  روزي  است  که  کسي  براي  کس  ديگر هيچ  کاري  نتواند کرد و در آن  روز  فرمان فرمان  خدا باشد.
« إِنَّ الْأَبْرَارَ لَفِي نَعِيمٍ» منظور از نيکان کساني هستند که حقوق خدا و حقوق بندگانش را به جاي مي آورند و در اعمال قلبي و اعمالي که توسط اعضا و جوارح انجام مي شود به نيکوکاري پايبند هستند. پس پاداش آنان نعمت قلبي و روحي و جسمي در دنيا و برزخ و آخرت است.
« وَإِنَّ الْفُجَّارَ» و بدکاران که در اداي حقوق خدا و حقوق بندگانش کوتاهي ورزيده اند و دل و اعمالشان به بدي آلوده است .« لَفِي جَحِيمٍ» در دوزخند. يعني در دنيا و برزخ و آخرت در عذابي دردناک قرار دارند. 
« يَصْلَوْنَهَا يَوْمَ الدِّينِ» روزي که جزاي اعمال داده مي شود آن ها به شدت در دوزخ عذاب داده مي شوند. « وَمَا هُمْ عَنْهَا بِغَائِبِينَ » و هيچ گاه از دوزخ بيرون نمي آيند بلکه همواره در آن هستند. « وَمَا أَدْرَاكَ مَا يَوْمُ الدِّينِ؛ ثُمَّ مَا أَدْرَاكَ مَا يَوْمُ الدِّينِ» اين بيان هولناک بودن آن روز سخت است، روزي که شدت هول و هراس آن عقل ها را حيران مي نمايد.
« يَوْمَ لَا تَمْلِكُ نَفْسٌ لِّنَفْسٍ شَيْئًا» قيامت روزي است که هيچ کسي براي هيچ کسي نمي تواند کاري بکند گرچه خويشاوند و دوست باشد. در آن روز هرکس به خودش مشغول است و دنبال آزادي و رهايي کسي ديگر نيست. « وَالْأَمْرُ يَوْمَئِذٍ لِلَّهِ  » و در آن روز، فرمان، فرمان خداست.پس اوست که ميان بندگان داوري مي نمايد و حق مظلوم را از ظالم و ستمگر مي گيرد. والله اعلم.
پايان تفسير سوره ي انفطار<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:939.txt">آيه 6-1</a><a class="text" href="w:text:940.txt">آيه 17-7</a><a class="text" href="w:text:941.txt">آيه 28-18</a><a class="text" href="w:text:942.txt">آيه 36-29</a></body></html>مکي و 36 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
آيه ي 6-1:
وَيْلٌ لِّلْمُطَفِّفِينَ واي  بر کم  فروشان  :
الَّذِينَ إِذَا اكْتَالُواْ عَلَى النَّاسِ يَسْتَوْفُونَ آنان  که  چون  از، مردم  کيل  مي  ستانند آن  را پر مي  کنند ،
وَإِذَا كَالُوهُمْ أَو وَّزَنُوهُمْ يُخْسِرُونَو چون  براي  مردم  مي  پيمايند يا مي  کشند از آن  مي  کاهند.
أَلَا يَظُنُّ أُولَئِكَ أَنَّهُم مَّبْعُوثُونَ آيا اينان  نمي  دانند که  زنده  مي  شوند
لِيَوْمٍ عَظِيمٍ در آن  روز بزرگ  ?
يَوْمَ يَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ روزي  که  مردم  به  پيشگاه  پروردگار جهانيان  مي  ايستند.
« وَيْلٌ لِّلْمُطَفِّفِينَ» «ويل» کلمه عذاب و عقاب است. و «مطففين» را خداوند اين گونه تفسير کرده است:« الَّذِينَ إِذَا اكْتَالُواْ عَلَى النَّاسِ يَسْتَوْفُونَ» کساني که وقتي براي خود پيمانه مي زنند به تمام و کمال و بدون کم و کاست از مردم دريافت مي دارند.
« وَإِذَا كَالُوهُمْ أَو وَّزَنُوهُمْ يُخْسِرُونَو» و هنگامي که مي خواهند حق مردم را که بر آن هاست وزن کنند و بدهند از آن مي کاهند و به  اندازه لازم نمي دهند. از آن کم مي کنند، يا به وسيله پيمانه و ترازويي که کم نشان مي دهند حق آن  ها را پايمال مي کنند و يا اين که پيمانه و ترازو را پر نمي کنند و يا از راه هاي ديگري از حق مردم مي کاهند. 
پس کسي که به زور و يا از راه دزدي اموال مردم را از دستشان مي گيرد به طريق اولي سزاوار چنين  عذابي است. آيه دلالت مي کند که انسان هم چنان که حق خود را از مردم مي گيرد بايد حق مردم را نيز در معاملات به آنها بدهد. بلکه حجت و سخن هم در اين داخل است، پس همان طور که عادت بر اين است که دو فردِ مناظره گر هريک مي کوشد تا دلايل خود را ارائه دهد بر او لازم است که دليل طرف خودش را که خود آن را نمي داند بيان کند. و همان طور که به دلايل خود مي نگرد دلايل طرف راهم نگاه کند. و در اين جا، انصاف از تعصب و فروتني از تکبر و خردمندي از بي خردي مشخص مي گردد.
از خداوند مي خواهيم که ما را بر انجام هر کار خيري توفيق دهد. سپس خداوند کاهندگان را تهديد کرد و از حالتشان و از آنچه که بر آن بودند اظهار شگفتي نمود و فرمود:« أَلَا يَظُنُّ أُولَئِكَ أَنَّهُم مَّبْعُوثُونَ؛ لِيَوْمٍ عَظِيمٍ؛ يَوْمَ يَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ» « پس آنچه به آن ها جرأت داد که از حقوق مردم بکاهند ايمان نداشتن آن ها به روز قيامت است و اگر به قيامت ايمان داشتند و م