 پنهان است و هيچ کسي از مردم را برغيب خود آگاه نمي سازد بلکه فقط خداوند به راز دل ها و اسرار پنهاني آگاه است. « إِلَّا مَنِ ارْتَضَى مِن رَّسُولٍ» مگر کساني را از رسولاني که خود بپسندد، پس او را به آن چه که حکمتش اقتضا نمايد خبر مي دهد. چون پيامبران مانند ديگران نيستند و خداوند آن ها را با چيزهايي کمک کرده که هيچ کس از  مردم را چنان چيزي نداده است و آنچه را که خداوند به آن ها وحي نموده حفاظت مي نمايد تا آن را به صورت واقعي برسانند بدون از آن که شيطان هايي نزديک او گردند و چيزي را به وحي اضافه کنند يا از آن بکاهند. بنابراين فرمود:« فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ رَصَدًا» و از ميان فرشتگان محافظان و نگهباناني در پيش و پس او روان مي دارد.
« لِيَعْلَمَ أَن قَدْ أَبْلَغُوا رِسَالَاتِ رَبِّهِمْ» تا با اين کار پيامبر بداند که پيامبران با اسبابي که خداوند برايشان فراهم کرده است پيام هاي او را رسانده اند.« وَأَحَاطَ بِمَا لَدَيْهِمْ» و خداوند به آنچه در نزد آنان است و آنچه پنهان يا آشکار داشته احاطه دارد. « وَأَحْصَى كُلَّ شَيْءٍ عَدَدًا  » و هر چيزي را برشمرده است.
در اين سوره چند فايده به شرح ذيل وجود دارد:
1- جن وجود حقيقي دارد و آن ها امر و نهي شده اند و طبق اعمالشان جزا و سزا مي بينند همان طور که به صراحت در اين سوره بيان شده است.
2- پيامبر خدا(ص) همان طور که به سوي انسان مبعوث شده به سوي جن ها نيز فرستاده شده است، و خداوند گروهي از جن ها را به سوي او فرستاد تا آنچه را که بر او وحي مي شود بشنوند و به قوم خود بودند.
3- هوشمندي جن ها و شناخت حق و اين که آنچه آن ها را به سوي ايمان پيش برد اين بود که آن ها به طور قطع دريافتند که قرآن کتاب هدايت است. نيز از اين آيات برمي آيد که جن ها در تعامل با خداوند بسيار مودب هستند. 
4- توّجه خداوند به پيامبرش و محافظت از آنچه پيامبر از سوي خدا آورده است. در آغاز مژده هاي نبوت پيامبر، آسمان به وسيله ستارگان  محافظت مي شد و شياطين از کمينگاه هاي خود گريختند، امّا خداوند با نبوت پيامبر آن را اندازه گيري نمود. و خداوند خير و هدايت را براي اهل زمين اراده کرد و خواست که دين و شريعت و معرفت خويش را در زمين آشکار گرداند که به وسيله ي آن دل ها تر و تازه مي شوند و خردمندان شاد مي گردند و شعائر اسلام آشکار مي شود و بت ها ريشه کن و نابود مي گردند. 
5- شدت علاقمندي جن ها به گوش فرا دادن به پيامبر و ازدحام آن ها پيرامون  او.
6- اين سوره مشتمل به امر به توحيد و نهي از شرک است. و بيان شده که هيچ مخلوقي سزاوار ذرّه اي پرستش نيست چون پيامبر(ص) که وقتي اختيار هيچ سود و زياني را براي کسي، بلکه براي خودش نيز ندارد معلوم است که مردم همه اين گونه هستند. پس اشتباه و ستم است که چنين کسي معبود قرار داده شود.
7- علوم غيب و پنهان را فقط خدا مي داند، و هيچ کسي از مخلوقات آن را نمي داند مگر کسي که خداوند او را برگزيند و چيزي از علم غيب را به او بدهد.
پايان تفسير سوره ي جن<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:883.txt">آيه 11-1</a><a class="text" href="w:text:884.txt">آيه 14-12</a><a class="text" href="w:text:885.txt">آيه 16-15</a><a class="text" href="w:text:886.txt">آيه 18-17</a><a class="text" href="w:text:887.txt">آيه 19</a><a class="text" href="w:text:888.txt">آيه 20</a></body></html>مکي و 20 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
آيه ي 11-1:
يَا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ اي  جامه  بر خود پيچيده  ،
قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا شب  را زنده ، بدار ، مگر اندکي  را ،
نِصْفَهُ أَوِ انقُصْ مِنْهُ قَلِيلًا نيمه  اي  از آن  را ، يا اندکي  از نيمه  کم  کن
أَوْ زِدْ عَلَيْهِ وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا يا اندکي  بر نيمه  بيفزاي  و قرآن  را شمرده  و روشن  بخوان
إِنَّا سَنُلْقِي عَلَيْكَ قَوْلًا ثَقِيلًا ما به  تو سخني  دشوار را القا خواهيم  کرد
إِنَّ نَاشِئَةَ اللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ وَطْءًا وَأَقْوَمُ قِيلًا هر آينه  شب  هنگام  از بستر برخاستن  ، موافقت  زبان  و دل  را افزاينده   تراست  و بيان  سخن  را استوار دارنده  تر
إِنَّ لَكَ فِي اَلنَّهَارِ سَبْحًا طَوِيلًا که  کارهاي  تو در روز بسيار است
وَاذْكُرِ اسْمَ رَبِّكَ وَتَبَتَّلْ إِلَيْهِ تَبْتِيلًا و نام  پروردگارت  را ياد کن  و از همه ، ببر و به  او بپيوند :
رَبُّ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَاتَّخِذْهُ وَكِيلًا پروردگار مشرق  و مغرب   هيچ  خدايي  جز او نيست  او را کارساز خويش   برگزين
وَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَاهْجُرْهُمْ هَجْرًا جَمِيلًا و بر آنچه  مي  گويند صبر کن  و به  وجهي  پسنديده  از ايشان  دوري  جوي.
وَذَرْنِي وَالْمُكَذِّبِينَ أُولِي النَّعْمَةِ وَمَهِّلْهُمْ قَلِيلًا تکذيب  کنندگان  صاحب  نعمت  را به  من  واگذار  و اندکي  مهلتشان  ده.
« يَا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ» اي کسي که خودت را با لباسهايت پيچيده اي! اين حالت پيامبر بود، وقتي که خداوند براي اولين بار جبرئيل را به همراه وحي به سوي او فرستاد . پيامبر چيزي را ديد که قبلا مانند آن را نديده بود و فقط پيامبران توان تحمل وحي را دارند. در اين هنگام که بر پيامبر وحي شد و جبرئيل عليه السلام را ديد اضطرابي او را فرا گرفت. پس او به نزد خانواده اش آمد و گفت: مرا بپوشانيد، مرا بپوشانيد، و پيامبر به لرزه افتاده بود. 
سپس جبرئيل نزد او آمد و گفت: بخوان. پيامبر گفت: من خواننده نيستم. آن گاه جبرئيل او را تا آخرين حد فشار داد و از  او خواست که بخواند. آن گاه پيامبر(ص) خواند. سپس خداوند ثبات و پايداري را بر دل او نهاد و پشت سر هم وحي به او نازل شد تا به مقامي رسيد که هيچ يک از پيامبران به آن مقام نرسيده اند.
پس پاک است خداوند! آغاز نبوت پيامبر و آخر آن چقدر متفاوت است! بنابراين  خداوند او را با اين وصف «جامه به خود پيچيده» که در آغاز کارش چنين کرده بود، مورد خطاب قرار داد.
در اين جا خداوند او را به عبادت هايي فرمان داد که مخصوص او هستند. سپس او را دستور داد تا در برابر اذيت و آزار قومش شکيبا باشد، و او را دستور داد تا فرمان الهي را آشکارا اعلام نمايد و به صورت علني آن ها را به سوي خداوند دعوت کند. پس پيامبر را به بهترين عبادت ها که نماز است و در بهترين وقت ها که شب است فرمان داده است و از آن جا که خداوند نسبت به پيامبر لطف و مرحمت داشته است او را به زنده نگاه داشتن تمام شب فرمان نداده است:« قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا» شب را زنده بدار جز اندکي از آن را.
سپس اندازه آن را بيان کرد و فرمود:« نِصْفَهُ أَوِ انقُصْ مِنْهُ قَلِيلًا» نيمي از شب را زنده بدار يا از نيمه ي آن اندکي بکاه. يعني يک سوم آن را زنده بدار. « أَوْ زِدْ عَلَيْهِ» يا بر نصف بيفزا. يعني حدود دو سوم شب را زنده بدار. « وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا» و قرآن را چنان که بايد شمرده و شيوا بخوان، چون اگر قرآن با ترتيل خوانده شود تدبر و انديشيدن در آن حاصل خواهد شد و دل ها را تکان خواهد داد و انسا