ه داده شود. و اگر به شما گفته شود: برگرديد، پس برگرديد كه برايتان سزاوارتر است. و خداوند به آنچه ميكنيد داناست.
لَّيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَن تَدْخُلُوا بُيُوتًا غَيْرَ مَسْكُونَةٍ فِيهَا مَتَاعٌ لَّكُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا تَكْتُمُونَ بر شما گناهي نيست كه به خانههاي غيرمسكوني وارد شويد كه در آنجا كالايي داريد، و خداوند ميداند آنچه را آشكار ميكنيد و آنچه را پنهان ميداريد.
خداوند باري تعالي بندگان مؤمن خويش را راهنمايي مينمايد تا بدون اجازه وارد خانههاي ديگران نشوند، چون بدون اجازه وارد شدن به خانة ديگران داراي چند فساد و تباهي است. از آن جمله يكي اين است كه پيامبر (ص) فرموده است: «اجازه گرفتن به خاطر فرو نگاهداشتن چشم قرار داده شده است». پس به سبب اخلال در اجازه گرفتن توجهي به آن عورتهاي داخل خانهها هويدا ميگردد، زيرا خانه پرده و لباس انسان است، مانند لباسي كه عورت انسان را ميپوشاند.
و ديگر اينكه بدون اجازه وارد شدن باعث ميشود تا افرادي كه در داخل خانهها هستند به فردي كه وارد ميشود مشكوك شوند و او را به كار بد از قبيل دزدي و غيره متهم كنند، زيرا وارد شدن پنهاني بر شر و بدي دلالت مينمايد و خداوند مؤمنان را از داخل شدن به خانة ديگران منع كرده است، مگر اينكه اجازه بگيرند. حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا تا اجازه بگيريد. «استئذان» را «استئاس» ناميد، چون با اجازه گرفتن انس و الفت حاصل ميشود، و در صورت عدم اجازه گرفتن وحشت به وجود ميآيد. وَتُسَلِّمُوا عَلَى أَهْلِهَا و بر اهل آن سلام كنيد. و كيفيت آن همان است كه در حديث آمده است: «السلام عليكم، آيا وارد شوم؟ ذَلِكُمْ اين اجازه گرفتن خَيْرٌ لَّكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ براي شما بهتر است، شايد يادآور شويد. چون اجازه گرفتن منافع و مصالح زيادي را در بر دارد و يكي از فضايل اخلاقي واجب ميباشد. پس اگر صاحب خانه اجازه داد، اجازه گيرنده ميتواند وارد شود.
فَإِن لَّمْ تَجِدُوا فِيهَا أَحَدًا فَلَا تَدْخُلُوهَا حَتَّى يُؤْذَنَ لَكُمْ وَإِن قِيلَ لَكُمُ ارْجِعُوا فَارْجِعُوا و اگر در خانهها كسي را نيافتيد پس وارد آنجا نشويد، تا به شما اجازه داده شود، و اگر به شما اجازه داده نشد، و گفتند: «برگرديد» پس برگرديد. يعني از برگشتن امتناع نورزيد، و خشمگين نشويد، چون صاحب خانه شما را از رسيدن به حق واجبتان منع نكرده است، بلكه صاحب خانه احسان مينمايد، و اگر بخواهد اجازه ميدهد، و اگر هم نخواهد اجازه نميدهد پس در صورت عدم اجازه نبايد حالت نفرت و تكبر به شما دست بدهد. فاَرجعْوا هُوَ أَزْكَى لَكُمْ اين كار، يعني برگشتن، بيشتر ماية پاك شدن شما از بديها و رشدتان به وسيلة نيكيها ميگردد. وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ و خداوند به آنچه ميكنيد آگاه است، پس هر فردي را طبق عملش- كم باشد يا زياد، خوب باشد يا بد- سزا و جزا ميدهد. اين حكم در مورد خانههاي مسكوني است، خواه انسان در آنجا اثاثيه و كالايي داشته باشد يا نه، و نيز در مورد خانههايي است كه مسكوني نيستند و انسان در آنجا كالايي ندارد.
و اكا خانههاي غيرمسكوني كه كسي در آن نيست و كالاي انسان در آن قرار دارد و آدمي نيازمند آن است كه وارد آن شود، و كسي در آن نيست كه بتوان از او اجازه گرفت، مانند خانهي اجارهاي و غيره در چنين جاهاي لَّيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ بر شما گناهي نيست كه بدون اجازة وارد آن شويد. اين دلالت مينمايد كه وارد شدن بدون اجازه در ديگر خانهها كه پيشتر ذكرشان به ميان آمد حرام و گناه ميباشد. أَن تَدْخُلُوا بُيُوتًا غَيْرَ مَسْكُونَةٍ فِيهَا مَتَاعٌ لَّكُمْ و اين از احتراز واستثناهاي شگفتانگيز قرآن ميباشد، چون وقتي فرمود: لاَ تَدْخُلُوا بُيُوتًا غير بيوتكم بدون اجازه وارد خانههاي ديگران نشويد، عام است و شامل هر خانهاي ميشود كه به خود انسان متعلق نباشد، و خداوند خانهاي را كه مال او نيست اما كالايش در آن قرار دارد و در آن كسي ساكن نيست استثنا كرد، و فرمود: بدون اجازه وارد شدن به چنين خانههايي گناه نيست. 
وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا تَكْتُمُونَ و خداوند ميداند آنچه را كه آشكارا ميكنيد و آنچه را كه پنهان ميداريد. يعني خداوند احوال آشكار و پنهان، و منافع شما را ميداند. بنابراين آن دسته از احكام شرعي را كه به آن نياز داريد برايتان بيان كرد.وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ إِبْرَاهِيمَ إِنَّهُ كَانَ صِدِّيقًا نَّبِيًّا و در اين کتاب ابراهيم را ياد کن، بي گمان او راست کردار و پيامبر بود. 
إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ يَا أَبَتِ لِمَ تَعْبُدُ مَا لَا يَسْمَعُ وَلَا يُبْصِرُ وَلَا يُغْنِي عَنكَ شَيْئًا هنگامي که به پدرش گفت: «پدر جان! چرا چيزي را پرستش مي کني که نمي شنود و نمي بيند و چيزي را از تو دور نمي کند»
يَا أَبَتِ إِنِّي قَدْ جَاءنِي مِنَ الْعِلْمِ مَا لَمْ يَأْتِكَ فَاتَّبِعْنِي أَهْدِكَ صِرَاطًا سَوِيًّا اي پدر! از دانش چيزي به من رسيده که به تونرسيده است، پس، از من پيروي کن تا تو را به راه راست رهنمود کنم.
يَا أَبَتِ لَا تَعْبُدِ الشَّيْطَانَ إِنَّ الشَّيْطَانَ كَانَ لِلرَّحْمَنِ عَصِيًّا اي پدر! شيطان را پرستش مکن، به راستي که شيطان خداي مهربان را عصيانگر است. 
يَا أَبَتِ إِنِّي أَخَافُ أَن يَمَسَّكَ عَذَابٌ مِّنَ الرَّحْمَن فَتَكُونَ لِلشَّيْطَانِ وَلِيًّا اي پدرم! من از اين مي ترسم که عذابي از سوي خداوند مهربان به تو برسد و آن گاه همودم شيطان شوي.
قَالَ أَرَاغِبٌ أَنتَ عَنْ آلِهَتِي يَا إِبْراهِيمُ لَئِن لَّمْ تَنتَهِ لَأَرْجُمَنَّكَ وَاهْجُرْنِي مَلِيًّا[پدر ابراهيم] گفت: «اي ابراهيم! آيا تو از خدايان من رويگرداني؟ اگر بازنيايي قطعاً تو را سنگسار خواهم کرد، و براي مدت مديدي از من دور شو و با من صحبت مکن 
قَالَ سَلَامٌ عَلَيْكَ سَأَسْتَغْفِرُ لَكَ رَبِّي إِنَّهُ كَانَ بِي حَفِيًّا [ابراهيم] گفت: «سلام بر تو، من از پروردگارم برايت آمرزش خواهم خواست، که او در حق من مهربان است. 
وَأَعْتَزِلُكُمْ وَمَا تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ وَأَدْعُو رَبِّي عَسَى أَلَّا أَكُونَ بِدُعَاء رَبِّي شَقِيًّا و از شما و از آنچه به جزاي خدا مي پرستيد، کناره گيري و دوري مي کنم، و پروردگارم را [به نيايش] مي خوانم، باشد که در پرستش پروردگارم نااميد و ناکام نباشم.
فَلَمَّا اعْتَزَلَهُمْ وَمَا يَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ وَهَبْنَا لَهُ إِسْحَقَ وَيَعْقُوبَ وَكُلًّا جَعَلْنَا نَبِيًّا پس چون از آنان و از آنچه به جاي خدا مي پرستيدند دوري کرد اسحاق و يعقوب را به او بخشيديم و هر يک پيامبري بود. 
وَوَهَبْنَا لَهُم مِّن رَّحْمَتِنَا وَجَعَلْنَا لَهُمْ لِسَانَ صِدْقٍ عَلِيًّا و از رحمت خويش به ايشان بخشيدم و آنان را نيکونام و بلند آوازه گردانيديم.
بزرگترين و ذبرترين و بالاترين کتابها قرآن است که کتاب روشن و پند و 