د، به همين جهت براي اين امر تحت پيگرد قرار نمي گيريد. همان طور که خداوند در مورد پدر و مادر کافر فرموده است :« وَإِن جَهَدَاکَ عَلَي أَن تُشرِکَ بِي مَا لَيسَ لَکَ بِهِ عِلمُ فَلَا تُطِعمُهَا وَصَاحِبهُما فِي الدُّنيا مَعرُوفا» خداوند به فرزندي که مسلمان است و پدر و مادرش کافرند مي گويد: اگر پدر و مادرت از تو خواستند تا چيزي را که نمي داني شريک من قرار دهي از آن ها اطاعت مکن و در دنيا به خوبي و نيکي با آن ها رفتار کن.
« إِنَّمَا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ قَاتَلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَأَخْرَجُوكُم مِّن دِيَارِكُمْ وَظَاهَرُوا عَلَى إِخْرَاجِكُمْ أَن تَوَلَّوْهُمْ» خداوند تنها شما را از کساني باز مي دارد که به خاطر دينتان با شما جنگيده اند و شما را از خانه هايتان بيرون کرده اند و بر اخراجتان ديگران را پشتيباني کرده اند از آن که آنان را دوست بداريد. امّا خداوند شما را از نيکي کردن شما با آن ها نهي نکرده است، بلکه اين موضوع در عموم امرِ به نيکي با خويشاوندان و ديگر انسان ها داخل است.
« وَمَن يَتَوَلَّهُمْ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ» و کساني که آنان را دوست بدارند آنانند که ستمکارند و اين ستم برحسب و اندازه دوستي کردن است. پس اگر دوستي کردن کاملي باشد اين کفري خواهد بود که انسان را از دايره اسلام بيرون مي کند و پائين تر از اين مراتبي هست که برخي سخت تر و برخي آسان ترند.يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا جَاءكُمُ الْمُؤْمِنَاتُ مُهَاجِرَاتٍ فَامْتَحِنُوهُنَّ اللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِهِنَّ فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِنَاتٍ فَلَا تَرْجِعُوهُنَّ إِلَى الْكُفَّارِ لَا هُنَّ حِلٌّ لَّهُمْ وَلَا هُمْ يَحِلُّونَ لَهُنَّ وَآتُوهُم مَّا أَنفَقُوا وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ أَن تَنكِحُوهُنَّ إِذَا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ وَلَا تُمْسِكُوا بِعِصَمِ الْكَوَافِرِ وَاسْأَلُوا مَا أَنفَقْتُمْ وَلْيَسْأَلُوا مَا أَنفَقُوا ذَلِكُمْ حُكْمُ اللَّهِ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ اي  کساني  که  ايمان  آورده  ايد ، چون  زنان  مؤمني  که  مهاجرت  کرده  اند به ، نزدتان  آيند ، بيازماييدشان   خدا به  ايمانشان  داناتر است   پس  اگر  دانستيد که  ايمان  آورده  اند ، نزد کافران  بازشان  مگردانيد  زيرا اينان   بر مردان  کافر حلال  نيستند و مردان  کافر نيز بر آنها حلال  نيستند  و هر  چه  آن  کافران  براي  اين  گونه  زنان  هزينه  کرده  اند بپردازيد  و اگر آنها  را نکاح کنيد و مهرشان  را بدهيد مرتکب  گناهي  نشده  ايد  و زنان  کافر خود  را نگه مداريد  و هر چه  هزينه  کرده  ايد از مردان  کافر بخواهيد و آنها  نيز هر چه هزينه  کرده  اند از شما بخواهند  اين  حکم  خداست   خدا ميان   شما حکم  مي کند و او دانا و حکيم  است.
وَإِن فَاتَكُمْ شَيْءٌ مِّنْ أَزْوَاجِكُمْ إِلَى الْكُفَّارِ فَعَاقَبْتُمْ فَآتُوا الَّذِينَ ذَهَبَتْ أَزْوَاجُهُم مِّثْلَ مَا أَنفَقُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي أَنتُم بِهِ مُؤْمِنُونَ و اگر يکي  از زنان  شما به  کفار پيوست  و آنگاه  به  انتقام  از کافران   برخاستيد ، به  کساني  که  زنانشان  رفته  اند به  ميزان  هزينه  اي  که  کرده  اند  بپردازيد و از خدايي  که  به  او ايمان  آورده  ايد بترسيد.
وقتي صلح حديبيه انجام شد پيامبر با مشرکين صلح نمود و بر اين پيمان بست که هرکس از مشرکان مسلمان شود و نزد مسلمان ها بيايد به مشرکان برگردانده خواهد شد. و اين امري کلّي و عام است که زنان و مردان را شامل مي شود. امّا خداوند درباره مردان پيامبر را از بازگرداندن آن ها به نزد مشرکان نهي نکرده است تا اين گونه به شرطي که بسته شده عمل شود و صلح کامل بگردد ، که اين صلح از بزرگترين مصالح بود.
امّا از آن جا که بازگرداندن زنان مومن به مشرکان، مفاسد زيادي دربرداشت خداوند به مومنان دستور داد که هرگاه زنان مومن هجرت کردند و به نزد آن ها آمدند و مومنان در صداقت ايمانشان شکّ کردند آن ها را بيازمايند تا صداقتشان آشکار گردد و از آن ها بخواهند تا سوگندهاي موّکدي بخورند تا اين گونه صداقتشان آشکار شود چون احتمال دارد که ايمان يک زن مهاجر صادقانه نباشد، بلکه به خاطر علاقه به همسر با شهر يا ديگر اهداف دنيوي باشد.
و اگر مومن واقعي نبودند بايد به مشرکان برگردانده شوند تا اين گونه به شرط عمل گردد. و اگر مومنان آن ها را آزمودند و آن ها را صادق يافتند يا بدون آزمودن به صداقت آن ها پي بردند آن ها را به کافران بازنگردانند.
« لَا هُنَّ حِلٌّ لَّهُمْ وَلَا هُمْ يَحِلُّونَ لَهُنَّ» نه آن زنان مومن براي کافران حلالند و نه مردان کافران براي آن ها حلالند. اين مفسده بزرگي است که قانون گذار شريعت آن را مدنظر قرار داده است و نيز وفاي به شرط را رعايت کرده است ، به اين صورت که به شوهرانِ کافر زنانِ مومني که هجرت کرده اند مهريه و آن چه که برايشان خرج کرده اند پرداخت شود. و در اين وقت اشکالي ندارد که مسلمان ها با آن ها ازدواج نمايند گرچه آن زنان در سرزمين شرک شوهراني داشته باشند ولي به شرط آن که مردان مومن نفقه و مهريه زنان را بدهند، و همان طور که زن مسلمان براي مرد کافر حلال نيست تا وقتي که بر کفر خودش باشد به جز اهل کتاب که ازدواج با آن ها جايز است . بنابراين خداوند متعال مي فرمايد:« وَلَا تُمْسِكُوا بِعِصَمِ الْكَوَافِرِ» و به عقد زنان کافر تمسّک مجوئيد. وقتي از تمسّک جستن به عقد زنان کافر نهي کرده است نهي از ازدواج با آن ها به طريق اولي است.
« وَاسْأَلُوا مَا أَنفَقْتُمْ» اي مومنان! هرگاه زنان شما مرتد شدند و به سوي کافران برگشتند آن چه را خرج کرده ايد از آن ها بخواهيد چون وقتي کافران مخارجي را که براي زنان مسلمان شده صرف کرده اند مي طلبند و مي گيرند مسلمانان نيز در مقابل اين که همسرانشان به سوي کافران بازگشته اند بايد چيزي بگيرند.
و اين دليلي است بر اين که هرگاه عقد زن و شوهر به خاطر مسئله اي از قبيل رضاع يا غيره باطل گرديد شوهر بايد مهريه را بپردازد. « ذَلِكُمْ حُكْمُ اللَّهِ» حکمي که بيان شد حکم و دستور خداست که آن را براي شما بيان کرده و  توضيح داده است. « وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ» و خداوند داناي با حکمت است و احکامي را که برايتان مفيد است مي داند و طبق حکمت و رحمت  خويش آن را برايتان مشروع مي دارد.
« وَإِن فَاتَكُمْ شَيْءٌ مِّنْ أَزْوَاجِكُمْ إِلَى الْكُفَّارِ» و اگر کسي از همسرانتان مرتد شد و به سوي کافران رفت. « فَعَاقَبْتُمْ فَآتُوا الَّذِينَ ذَهَبَتْ أَزْوَاجُهُم مِّثْلَ مَا أَنفَقُوا» همان طور که قبلا گذشت کافران در عوض کساني از همسرانشان که آن ها را ترک مي نمايند و نزد مسلمان ها مي آيند چيزي دريافت مي کنند، پس مسلماني که همسرش به سوي کفار بگريزد و مرتد شود، بايد مسلمان ها از مال غنيمت آن چه براي همسرش خرج کرده است به او بدهند.
« وَاتَّقُوا اللَّهَ ا