اني ميكنند؟ در اين مورد علما دو قول دارند؛ يكي از دو قول بيانگرآن است كه حد بر او جاري ميگردد، چون خداوند فرمود است:وَيَدْرَأُ عَنْهَا الْعَذَابَ [او عذاب را از زن دور ميگرداند ...] و اگر عذاب كه همان حد است با لعان شوهر واجب نميگرديد، لعان زن آن را دفع نميكرد، پس حد واجب شده است كه لعان زن آن را دفع مينمايد.
اگر زن در مقابل سوگندههاي شوهر، سوگندهايي از همان نوع بخورد عذاب از وي دفع ميگردد. أَنْ تَشْهَدَ أَرْبَعَ شَهَادَاتٍ بِاللَّهِ إِنَّهُ لَمِنَ الْكَذِبِينَ چهار بار با سوگند به خدا گواهي بدهد كه شوهرش از دروغگويان است. و در مرتبة پنجم به عنوان تأكيد عليه خودش دعا كند كه اگر دروغ بگويد خشم و نفرين خداوند بر او باد. و چون لعان ميان آنها انجام يافت براي هميشه ميان آنان جدايي افكنده ميشود؛ از هم جدا ميشوند و فرزندي كه در مورد وي لعان صورت گرفته است به پدر تعلق نميگيرد.
و ظاهر آيات بر اين دلالت مينمايند كه به كاربردن اين كلمات به هنگام لعان براي زن و مرد شرط است، ونيز تربيت در لعان شرط است، و نبايد از اين كلمات چيزي كم شده و به جاي آن چيزي ديگر آورده شود. و لعان به شوهر اختصاص دارد وقتي كه زنش را به زنا متهم نمايد، و عكس آن درست نيست. يعني اگر زن، شوهرش را به زنا متهم كرد، لعان انجام نميشود، و شباهت فرزند در صورت لعان اعتباري ندارد، همانطور كه در صورت فراش و همبستري شباهت بچه به كسي غير از پدر اعتباري ندارد، بلكه شباهت زماني اعتبار دارد كه جز آن ديگر ترجيح دهندهاي نباشد. وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ وَأَنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ حَكِيمٌ جواب شرط محذوف است و سياق كلام بر آن دلالت مينمايد. يعني اگر بزرگواري و مرحمت خدا شامل حال شما نميشد، و او بس توبهپذير و حكيم نبود، يكي از دو فرد كه لعان ميكنند به دعا و نفريني كه عليه خود ميكند، گرفتار ميشد. و از رحمت و فضل خداوند اين است كه چنين حكم ويژهاي را براي زن و شوهر قرار داد، چون به شدت مورد نياز است.و از رحمت و فضل اوست كه قباحت و زشتي زنا و زشتي تهمتزدن را برايتان بيان نمود. و نيز از فضل و مرحمت اوست كه توبه كردن از اين گناهان كبيره و غيره را مشروع نموده است.إِنَّ الَّذِينَ جَاؤُوا بِالْإِفْكِ عُصْبَةٌ مِّنكُمْ لَا تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَّكُم بَلْ هُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ لِكُلِّ امْرِئٍ مِّنْهُم مَّا اكْتَسَبَ مِنَ الْإِثْمِ وَالَّذِي تَوَلَّى كِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذَابٌ عَظِيمٌ همانا كساني كه اين تهمت بزرگ را عنوان كردند گروهي از خود شما هستند، اين را براي خود بد نپنداريد، بلكه آن برايتان خير است، و هر كدام از آنان به گناهكاري كه كرده است گرفتار ميآيد، و كسي از آنان كه بخشي عظيمي از آن [ماجرا] را به عهده داشته است عذابي بزرگ دارد.
لَوْلَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بِأَنفُسِهِمْ خَيْرًا وَقَالُوا هَذَا إِفْكٌ مُّبِينٌ چرا هنگامي كه اين تهمت را شنيديد مردان و زنان مؤمن در حق خويش گمان نيك نبردند و نگفتند: «اين دروغي آشكار است؟!
لَوْلَا جَاؤُوا عَلَيْهِ بِأَرْبَعَةِ شُهَدَاء فَإِذْ لَمْ يَأْتُوا بِالشُّهَدَاء فَأُوْلَئِكَ عِندَ اللَّهِ هُمُ الْكَاذِبُونَ چرا براي اثبات آن چهار گواه نياوردند؟ پس چون گواهان را نياوردند آنان در نزد خدا دروغگو هستند.
وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ لَمَسَّكُمْ فِي مَا أَفَضْتُمْ فِيهِ عَذَابٌ عَظِيمٌ و اگر فضل خدا و رحمت او در دنيا و آخرت بر شما نبود، بيگمان به سبب فرورفتن در كار تهمت [به عائشه- رضيالله عنها-] عذابي بزرگ به شما ميرسيد.
إِذْ تَلَقَّوْنَهُ بِأَلْسِنَتِكُمْ وَتَقُولُونَ بِأَفْوَاهِكُم مَّا لَيْسَ لَكُم بِهِ عِلْمٌ وَتَحْسَبُونَهُ هَيِّنًا وَهُوَ عِندَ اللَّهِ عَظِيمٌ آنگاه كه آن [شايعة زشت] را دهان به دهان فرا گرفته و با زبان خود چيزي ميگفتيد كه علم و اطلاعي از آن نداشتيد. آن را سبك و ساده ميپنداشتيد در حالي كه آن نزد خداوند [بسيار] بزرگ است.
وَلَوْلَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ قُلْتُم مَّا يَكُونُ لَنَا أَن نَّتَكَلَّمَ بِهَذَا سُبْحَانَكَ هَذَا بُهْتَانٌ عَظِيمٌ  چرا وقتي آن [اتهام ناروا] را شنيديد، نگفتيد: «ما را نسزد كه زبان بدين تهمت بگشاييم، تو را به پاكي ياد ميكنيم، اين بهتان بزرگي است؟!
يَعِظُكُمُ اللَّهُ أَن تَعُودُوا لِمِثْلِهِ أَبَدًا إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ خداوند شما را اندرز ميدهد كه اگر مؤمن هستيد هرگز به [انجام گناهي] مانند آن باز نگرديد.
وَيُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ و خداوند آيات خود را براي شما بيان ميدارد، و خداوند بس آگاه و حكيم است.
إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَن تَشِيعَ الْفَاحِشَةُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ به راستي كساني كه دوست دارند زشتيها و بيعفتيها در ميان مؤمنان پخش گردد، ايشان در دنيا و آخرت عذاب دردناكي دارند، و خداوند ميداند و شما نميدانيد.
وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ وَأَنَّ  اللَّه رَؤُوفٌ رَحِيمٌ و اگر فضل و رحمت الهي بر شما نبود و اينكه خداوند بخشاينده و مهربان است [در اسرع وقت به بلا و مصيبت دچار ميشديد].
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ وَمَن يَتَّبِعْ خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ فَإِنَّهُ يَأْمُرُ بِالْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ مَا زَكَا مِنكُم مِّنْ أَحَدٍ أَبَدًا وَلَكِنَّ اللَّهَ يُزَكِّي مَن يَشَاء وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ  اي مؤمنان! از گامهاي شيطان پيروي مكنيد، و هر كس از گامهاي شيطان پيروي كند [بداند] كه او به [كارهاي] ناشايست و ناپسند فرمان ميدهد، و اگر فضل و رحمت الهي شامل نميشد هرگز فردي از شما پاك نميگرديد، ولي خداوند هر كس را كه بخواهد پاك ميگرداند، و خدا شنواي آگاه است.
آنچه كه در گذشته به طور كلي بيان كرديم كه اتهام به زنا چيز بزرگي است،مقدمهاي بود براي پرداختن به حادثهاي كه براي شريفترين زنان، امالمؤمنين عايشه – رضي الله عنها- پيش آمد. و اين آيات در مورد داستان معروف «افك» كه در كتابهاي صحاح و سنن و اسانيد ثابت است نازل شدهاند. خلاصة مطلب اين است كه پيامبر (ص) به يكي از جنگها رفت و در اين جنگ همسرش عايشه دختر ابوبكر صديق را به همراه داشت. به هنگام بازگشت، در جايي عايشه گردنبندش را گم كرد، و او در جستجوي گردن بندش عقب ماند، و كجاوه و شترش را حركت دادند و متوجه عدم حضور وي نشدند. و لشكربه حركتش ادامه داد و عايشه به محل اتراق برگشت، و دانست هر گاه آنها متوجه شوند كه او نيست به سويش باز ميگردند. كاروانيان به حركت خود ادامه داد