لوم و مشخّص است.و در باره ي دو تاي اوّلي فرمود:« مُنَّکِئِينَ عَلَي فُرُشِ بَطَائِنُهَا مِن إِستَبرَقِ وَجَنَي الجَنَّتَينِ دَانِ» بر فرش هايي که آسترشان از ابرايشم ضخيم است تکيه زده اند و ميوه هاي اين باغ ها در دسترس است . ولي اين مطالب را در مورد دو باغ ديگر نگفت. بلکه فرمود:« مُتَّكِئِينَ عَلَى رَفْرَفٍ خُضْرٍ وَعَبْقَرِيٍّ حِسَانٍ» بر بالش هاي سبز و بسترهاي زيبا و منقّش تکيه زده اند.
و در رابطه با توصيف زنان و همسران مومني که در دو باغ اوّل قرار دارند گفت:« فِيهِنَّ قَصِرَتُ الطَّرفِ » در آن باغ ها حورياني ديده  فروهشته هستند. و درباره دو باغ ديگر فرمود:« حُورٌ مَّقْصُورَاتٌ فِي الْخِيَامِ» زناني زيبا که در خيمه ها نگاه داشته شده اند. و در مورد دو تاي اوّلي گفت:« هَل جَزَآءُ الإِحسَنِ إِلَّا الإِحسَنُ » آيا پاداش نيکوکاري جز نيکي است ؟ پس اين دلالت مي نمايد که آن ها به عنوان پاداش به نيکوکاران داده مي شوند . امّا درباره دو باغ اخير چنين گفت. و اين که دو تا باغ اوّلي را بر دو تاي اخري مقدّم کرده است نشانگر برتري دو باغ اوّلي است.
پس با اين چيزها فضيلت دو باغ اولي بر دو تاي ديگر معلوم مي شود، و فهميده مي شود که آن باغ ها براي بندگان مقرّب از قبيل پيامبران و صدّيقان و بندگان برگزيده خداوند آماده گشته اند. و دو تا باغ اخير براي عموم مومنان آماده شده اند.
و در هريک از باغ ها چيزهايي است که هيچ چشمي آن را نديده و هيچ گوشي اخبارش را نشنيده و به تصوّر هيچ دلي نيامده است. و هر آن چه که انسان دلش بخواهد و چشم ها از ديدن آن لذّت ببرند در آن باغ ها فراهم  است.
و کساني که در اين باغ ها قرار مي گيرند در نهايت آسايش و خشنودي و آرامش به سر مي برند تا جايي که هيچ يک از آن ها ديگري را بهتر از خودش نمي بيند. و فکر نمي کند هيچ کس بهتر از او در ناز و نعمت قرار داشته باشد. وقتي گستردگي فضل و احسان خويش را بيان کرد، فرمود:« تَبَارَكَ اسْمُ رَبِّكَ ذِي الْجَلَالِ وَالْإِكْرَامِ» پروردگار تو بزرگ است و خير او فراوان است و داراي شکوهمندي آشکار و مجد و بزرگي کامل است و دوستانش را گرامي مي دارد. 
پايان تفسير سوره ي رحمنوَكَمْ قَصَمْنَا مِن قَرْيَةٍ كَانَتْ ظَالِمَةً وَأَنشَأْنَا بَعْدَهَا قَوْمًا آخَرِينَ و چه بسيار [اهالي] آبادي هاي ستمگر را نابود کرديم، و پس از آنان گروهي ديگر پديد آورديم!
فَلَمَّا أَحَسُّوا بَأْسَنَا إِذَا هُم مِّنْهَا يَرْكُضُونَ پس چون عذاب ما را احساس کردند نگهان پا به فرار گذاشتند 
لَا تَرْكُضُوا وَارْجِعُوا إِلَى مَا أُتْرِفْتُمْ فِيهِ وَمَسَاكِنِكُمْ لَعَلَّكُمْ تُسْأَلُونَ [به آنان گفته مي شود]فرار نکيند! و به خانه ها و آسايشگاهتان بازگرديد، باشد که از شما [چيزي] خواسته شود. 
قَالُوا يَا وَيْلَنَا إِنَّا كُنَّا ظَالِمِينَ گفتند: «واي بر ما! همانا ما ستمگر بوده ايم».
فَمَا زَالَت تِّلْكَ دَعْوَاهُمْ حَتَّى جَعَلْنَاهُمْ حَصِيدًا خَامِدِينَ و پيوسته اين فرياد ايشان خواهد بود تا اينکه آنان را مانند گياهاني درو شده مي گردانيم.
خداوند متعال اين تکذيب کنندگان ستمگر را از آنچه که با ديگر امت هاي تکذيب کننده انجام شده است بر حذر مي دارد: (وَكَمْ قَصَمْنَا مِن قَرْيَةٍ) و بسيار بوده اند آبادي هايي که به سبب کفر ساکنانش، آن را با عذابي ريشه کن کننده نابود کرده ايم. به گونه اي که به طور کامل تلف شده و از بين رفته اند. (وَأَنشَأْنَا بَعْدَهَا قَوْمًا آخَرِينَ) و پس از آنان گروهي ديگر پديد آورديم و اين هلاک شدگان وقتي عذاب و مجازات الهي را حس کردند و آنها را به طور مستقيم فرا گرفت، بازگشت برايشان ممکن نشد و راهي براي فرار نداشتند و به خاطر پشيماني و اضطراب و حسرت بر کارهايي که کرده بودند پا به فرار گذاشتند. 
به صورت تمسخر و استهزا بديشان گفته مي شود: (لَا تَرْكُضُوا وَارْجِعُوا إِلَى مَا أُتْرِفْتُمْ فِيهِ وَمَسَاكِنِكُمْ لَعَلَّكُمْ تُسْأَلُونَ) نگريزيد! به جايي که در آن آسايش يافته ايد و به خانه هايتان باز گرديد باشد که بازخواست شويد. يعني گريختن و ندامت فايده اي به شما نمي رساند. اما اگر توانايي داريد به سوي زندگاني پر ناز و نعمت خود و لذت ها و شهوتهايي که در آن به سر مي برديد و به قصرهاي پر زرق و برق خود و به سوي دنيا و معبودهايتان که شما را فريب داد، برگرديد، و در آن قرار بگيريد و از لذتهاي آن است،اده کنيد و در خا نه هايتان با آرامش و شکوه بنشينيد، شايد براي انجام کارهايتان به شما نياز باشد، آن طور که قبلاً چنين بوديد. و شايد از خواسته هاي دنيا چيزي از شما خواسته شود. اما بسيار بعيد است که آنها به آن برسند! زيرا وقت تمام شده و عذاب و خشم خدا آنها را فرا گرفته و عزت و شرافت و دنيايشان را از دست داده اند، و ندامت و حسرت جانکاهي به آنها دست داده است. 
بنابراين: (قَالُوا يَا وَيْلَنَا إِنَّا كُنَّا ظَالِمِينَ فَمَا زَالَت تِّلْكَ دَعْوَاهُمْ حَتَّى جَعَلْنَاهُمْ حَصِيدًا خَامِدِينَ) مي گويند: واي بر ما! ما ستمگر بوده ايم. و پيوسته اين فرياد ايشان خواهد بود و همواره براي نابودي و از بين رفتن يکديگر دعا خواهند کرد، و حسرت و پشيماني آنان را فرا مي گيرد و به ستم خود اقرار نموده و اعتراف مي کنند عذابي را که خداوند آنها را به آن گرفتار نموده است عادلانه مي باشد. 
سپس آنان را همانند گياهاني درو شده مي گردانيم؛ بي حرکت اند و صدايي از آنها شنيده نمي شود .پس اي مخاطبان! از ادامه دادن تکذيب پيامبران بپرهيزيد زيرا به عذابي گرفتار مي شويد که آنها بدان گرفتار شند.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:751.txt">آيه 12-1</a><a class="text" href="w:text:752.txt">آيه 16-13</a><a class="text" href="w:text:753.txt">آيه 26-17</a><a class="text" href="w:text:754.txt">آيه 40-27</a><a class="text" href="w:text:755.txt">آيه 57-41</a><a class="text" href="w:text:756.txt">آيه 62-58</a><a class="text" href="w:text:757.txt">آيه 67-63</a><a class="text" href="w:text:758.txt">آيه 70-68</a><a class="text" href="w:text:759.txt">آيه 74-71</a><a class="text" href="w:text:760.txt">آيه 87-75</a><a class="text" href="w:text:761.txt">آيه 96-88</a></body></html>مکي و 96 آيه است.
بسم الله الرحمن الرحيم
آيه ي 12-1:
إِذَا وَقَعَتِ الْوَاقِعَةُ چون  قيامت  واقع  شود ،
لَيْسَ لِوَقْعَتِهَا كَاذِبَةٌ که  در واقع ، شدنش  هيچ  دروغ  نيست  ،
خَافِضَةٌ رَّافِعَةٌ گروهي  را خوار کننده  است  و گروهي  را برافرازنده
إِذَا رُجَّتِ الْأَرْضُ رَجًّا آنگاه  که  زمين  به  سختي  بلرزد ،
وَبُسَّتِ الْجِبَالُ بَسًّا و کوهها به  تمامي  متلاشي  شوند ،
فَكَانَتْ هَبَاء مُّنبَثًّا و چون  غباري  پراکنده  گردند ،
وَكُنتُمْ أَزْوَاجًا ثَلَاثَةً شما سه  گروه  باشيد :
فَأَصْحَابُ الْمَيْمَنَةِ مَا أَصْحَابُ الْمَيْمَنَةِ يکي  اهل  سعادت ، اهل  سعادت  چه  حال  دارند ?
وَأَصْحَابُ الْمَشْأَمَةِ مَا أَصْحَابُ الْمَشْأَمَةِ ديگر ، اهل  شقاوت   اهل  شقاوت  چه  حال  دارند ?
وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ سه  ديگر ، آنها که  