ندارد، و هيچ شريکي در يگانگي و عبادت ندارد. ومقصود از کلامي که آورده شده همين است. يعني باطل بودن پرستش معبودهاي غير از الله و بيان فساد آن با اين دلايل قطعي گرديد. و آن چه مشرکان بر آن هستند باطل مي باشد و کسي که سزاوار است که پرستش گردد و برايش نماز گزارده شود و سجده برده شود و دعاي عبادت و دعاي خواستن خاص او باشد  خداوند است که معبود به حق است واسماء  و صفات او کامل هستند، و صفت هاي نيکوي زيادي دارد و کارهاي زيباي زيادي انجام داده است.
پس داراي شکوه و بزرگي و قدرتي است که شکست نمي خورد؛ يگانه و يکتاست و آن قدر  والا است که براي رفع نيازها به او روي آورده مي شود. پس بزرگ و ستوده و بزرگوار است خداوند قادر و دانا.وَإِن يَرَوْا كِسْفًا مِّنَ السَّمَاء سَاقِطًا يَقُولُوا سَحَابٌ مَّرْكُومٌ اگر بنگرند که  قطعه  اي  از آسمان  فرو مي  افتد ، مي  گويند : ابري  است   متراکم
فَذَرْهُمْ حَتَّى يُلَاقُوا يَوْمَهُمُ الَّذِي فِيهِ يُصْعَقُونَ پس  آنها را واگذار تا روزي  را که  در آن  به  هلاکت  مي  رسند بنگرند.
يَوْمَ لَا يُغْنِي عَنْهُمْ كَيْدُهُمْ شَيْئًا وَلَا هُمْ يُنصَرُونَ روزي  که  مکرشان  هيچ  به  حالشان  سود نکند و کس  به  ياريشان  برنخيزد.
خداوند در بيان اين که مشرکان تکذيب کننده حق از حقيقت روي برتافته اند وبه باطل روي آورده اند مي فرمايد: اگر هر دليلي براي اثبات حق آورده شود آن ها از حق پيروي نخواهند کرد و با آن ها به مخالفت برخواهند خواست.« وَإِن يَرَوْا كِسْفًا مِّنَ السَّمَاء سَاقِطًا» و اگر از آسمان از ن شانه هاي روشن پاره و تکّه بزرگي از عذاب بر آنان بيافتد. « يَقُولُوا سَحَابٌ مَّرْكُومٌ» مي گويند : اين ابري است که به طور طبيعي روي هم انباشته شده است. يعني به نشانه هايي که مي بينند توجّه نمي کنند و از آن درس عبرت نمي آموزند.
و اين ها جز عذاب و شکنجه علاجي ندارند بنابراين فرمود:« فَذَرْهُمْ حَتَّى يُلَاقُوا يَوْمَهُمُ الَّذِي فِيهِ يُصْعَقُونَ» آنان را به حال خود واگذار تا به آن روزي برسند که در آن بيهوش مي شوند و آن، روز قيامت است که در آن به عذابي گرفتار مي شوند که اندازه و  مقدار آن قابل توصيف نيست.
« يَوْمَ لَا يُغْنِي عَنْهُمْ كَيْدُهُمْ شَيْئًا» روزي که نيرنگشان کمترين سودي به حالشان نخواهد داشت و کمترين چيزي از عذاب خدا را از آن ها دور نمي کند. گرچه در دنيا نيرنگي مي ورزند که به وسيله آن اندک زماني زندگي مي کنند. پس در روز قيامت نيرنگ و توطئه آن ها نابود مي گردد و تلاش هايشان باطل خواهد شد و از عذاب خدا رهايي نمي يابند. « وَلَا هُمْ يُنصَرُونَ» و آنان ياري  نمي شوند.وَإِنَّ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا عَذَابًا دُونَ ذَلِكَ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ براي  کساني  که  ستم  مي  کنند ، باز هم  عذابي  است  جز اين  عذاب  ، ولي   بيشترينشان  نمي  دانند.
وَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ فَإِنَّكَ بِأَعْيُنِنَا وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ حِينَ تَقُومُ در برابر فرمان  پروردگارت  شکيبا باش  که  تو در برابر چشمان  مايي   و هنگامي  که  برخاستي  ، به  ستايش  پروردگارت  تسبيح  گوي
وَمِنَ اللَّيْلِ فَسَبِّحْهُ وَإِدْبَارَ النُّجُومِ و تسبيح  گوي  در پاره  اي  از شب  و به  هنگام  ناپديد شدن  ستارگان.
وقتي خداوند عذاب ستمگران را در روز قيامت ذکر کرد خبر داد که آن ها قبل از روز قيامت هم عذابي دارند و اين شامل عذاب دنيا مي شود که آن ها با کشته شدن و  اسير گشتن و اخراج شدن از شهرها به آن ها گرفتار مي آيند . هم چنين به عذاب قبر و برزخ گرفتار مي شوند.« وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ» ولي بيش ترشان نمي دانند، زيرا بر آن چه که باعث عذاب و شدت کيفر مي شود باقي مانده اند.
وقتي خداوند حجّت و دلايلي را بر باطل بودن گفته هاي تکذيب  کنندگان ارائه داد، به پيامبر دستور داد تا به آن ها توّجه نکند و با التزام به فرمان تقديري و تشريعي پروردگار و با استقامت نمودن بر آن شکيبايي ورزد. و به او وعده داد که وي را حفاظت خواهد  کرد.« فَإِنَّكَ بِأَعْيُنِنَا» بي گمان تو تحت  نظر و حفاظت ما هستي. و به او فرمان داد که ذکر و عبادت را وسيله و کمکي براي شکيبايي قرار دهد. پس فرمود:« وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ حِينَ تَقُومُ» و هنگامي که در شب از خواب بر مي خيزي با ستايش پروردگار تسبيح گوي.
در اين جا به قيام شب امر شده است. يا معني آيه اين است که وقتي براي انجام نمازهاي پنج گانه بر مي خيزي پروردگارت را به پاکي ياد نما، به دليل اينکه مي فرمايد:« وَمِنَ اللَّيْلِ فَسَبِّحْهُ وَإِدْبَارَ النُّجُومِ» و در پاره اي از شب او را به پاکي ياد کن و نيز در پي نهان شدن ستارگان، يعني در آخر شب تسبيح او را بگوي. و نماز صبح در اين داخل است. والله اعلم.
پايان تفسير سوره ي طوربَلْ قَالُواْ أَضْغَاثُ أَحْلاَمٍ بَلِ افْتَرَاهُ بَلْ هُوَ شَاعِرٌ فَلْيَأْتِنَا بِآيَةٍ كَمَا أُرْسِلَ الأَوَّلُونَ بلکه گفتند: «خوابهاي آشفته و پراکنده اي بيش نيست، بلکه آن را از پيش خود ساخته است بلکه او شاعري است، پس چنان که پيشينيان [با نشانه هايي] فرستاده شدند بايد نشانه اي براي ما بياورد».
مَا آمَنَتْ قَبْلَهُم مِّن قَرْيَةٍ أَهْلَكْنَاهَا أَفَهُمْ يُؤْمِنُونَ پيش از آنان [نيز مردم] هيچ شهري که [اهل] آن را نابود کرديم ايمان نياوردند، آيا اينان ايمان مي آوردند؟
خداوند متعال تهمت زدن تکذيب کنندگان را به محمد عليه السلام و قرآني که آورده است، بيان داشته و مي فرمايد: آنها در مورد او سخنان دروغيني گفتند، بلکه گفته هاي پوچ گوناگوني در مورد وي قران بافتند. پس گاهي مي گفتند: (أَضْغَثُ أَحْلاَمٍ) قرآن خوابهاي آشفته و پراکنده اي بيش نيست، و مانند سخن کسي است که در خواب است و نمي داند چه مي گويد. و گ اهي مي گويند: (افْتَرَاهُ) [محمد] قرآن را خود ساخته و پرداخته کرده است. و گاهي مي گويند: او شاعري است و آنچه را آورده شعر مي باشد. 
و هر کس کوچکترين شناختي از وضعيت پيامبر داشته باشد و به پيامش بيانديشد به طور قطع خواهد دانست که قرآن بزرگترين و بالاترين کلام است و از جانب خداست و هيچ انساني نمي تواند همانند بخشي از آن را بياورد. چنان که خداوند دشمنانش را به مبارزه طلبيد تا همانند آن را بياورند. و با اينکه انگيزه هاي مخالف و دشمني با قرآن در وجود آنها زياد و فراوان بود، اما نتوانستند چيزي مانند آن را بياروند و با آن مبارزه کنند، و آنها خود را مي دانستند و همين امر آرام و قرار را از آنها گرفتند و خواب را از چشمانشان ربوده و زبانهايشان را به ياوه گويي گشود. اما هيچ چيز نمي تواند در برابر حق بايستند آنها اين سخنان را در مورد قرآن مي گفتند، چون به آن ايمان نداشتند و مي خواستند کسي را که با آن آشنايي ندارد از آن دور و گريزان کنند. قرآن بزرگترين معجزه اي است که بر حت آنچه پيامبر عليه السلام آورده و بر صداقت او دلالت مي نمايد، و همين امر براي 