ًا» و خداوند را در صبح و شام به پاکي ياد کنيد. 
پس خداوند  در اين آيه آن چه را که حق مشترک خدا و پيامبرش مي باشد که ايمان آوردن به خدا و رسول است بيان کرد، سپس حق ويژه ي پيامبر را که ياري کردن وي و بزرگداشت اوست بيان نمود، و نيز حق ويژه ي خداوند را که تسبيح گفتتن او با نماز و ديگر کارهاست ذکر کرد.إِنَّ الَّذِينَ يُبَايِعُونَكَ إِنَّمَا يُبَايِعُونَ اللَّهَ يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ فَمَن نَّكَثَ فَإِنَّمَا يَنكُثُ عَلَى نَفْسِهِ وَمَنْ أَوْفَى بِمَا عَاهَدَ عَلَيْهُ اللَّهَ فَسَيُؤْتِيهِ أَجْرًا عَظِيمًا آنان  که  با تو بيعت  مي  کنند جز اين  نيست  که  با خدا بيعت  مي  کنند  دست ، خدا روي  دستهايشان  است   و هر که  بيعت  را بشکند ، به  زيان  خود  شکسته است   و هر که  بدان  بيعت  که  با خدا بسته  است  وفا کند ، او را  مزدي  کرامند دهد.
يعني که خداوند به آن اشاره کرده « بيعة الرضوان» است که در آن اصحاب (ص) با پيامبر(ص) بيعت کردند و با او پيمان بستند که از جنگ فرار نکنند گرچه از آن ها جز تعداد اندکي باقي نماند،  و گرچه در حالتي باشند که فرار نمودن در آن جايز باشد . پس خداوند متعال خبر داد:« إِنَّ الَّذِينَ يُبَايِعُونَكَ إِنَّمَا يُبَايِعُونَ اللَّهَ» بي گمان کساني که با تو بيعت مي کنند در حقيقت با خدا بيعت مي کنند. و خداوند بر اين مطلب بيش تر تاکيد کرد و فرمود:« يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ» دست خدا بالاي دست آنان است. يعني گويا آنان با خداون بيعت کردند و با اين بيعت دست در دست او گذاشتند و اين ها همه براي تاکيد بيش تر است و  اين که آن ها را به وفا نمودن وادار کند. بنابراين فرمود:« فَمَن نَّكَثَ» پس هرکس پيمان شکني کند و به عهدي که با خدا بسته است وفا ننمايد ، « فَإِنَّمَا يَنكُثُ عَلَى نَفْسِهِ» پيمان شکني او به زبان خودش است، چون سرانجام بدِ آن به خودش بر مي گردد و کيفر آن به او خواهد رسيد. « وَمَنْ أَوْفَى بِمَا عَاهَدَ عَلَيْهُ اللَّهَ» و هرکس به عهدي که با خداوند بسته است وفا نايد و آن را به طور کامل انجام دهد، « فَسَيُؤْتِيهِ أَجْرًا عَظِيمًا» خداوند به او پاداش بزرگي مي دهد و اندازه آن را جز خدايي که آن را بخشيده و داده است کسي نمي داند.سَيَقُولُ لَكَ الْمُخَلَّفُونَ مِنَ الْأَعْرَابِ شَغَلَتْنَا أَمْوَالُنَا وَأَهْلُونَا فَاسْتَغْفِرْ لَنَا يَقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِم مَّا لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ قُلْ فَمَن يَمْلِكُ لَكُم مِّنَ اللَّهِ شَيْئًا إِنْ أَرَادَ بِكُمْ ضَرًّا أَوْ أَرَادَ بِكُمْ نَفْعًا بَلْ كَانَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا از اعراب  باديه  نشين  ، آنان  که  از جنگ  تخلف  کرده  اند به  تو خواهند  گفت ، : دارايي  و کسان  ما ، ما را از جنگ  بازداشتند ، پس  براي  ما  آمرزش  بخواه   به  زبان  چيزي  مي  گويند که  در دلشان  نيست   بگو : اگر  خدا برايتان زياني  بخواهد يا سودي  بخواهد ، چه  کسي  مي  تواند در برابر خدا  آن  را ديگرگون  کند ? بلکه  اوست  که  به  کارهايتان  آگاه  است
بَلْ ظَنَنتُمْ أَن لَّن يَنقَلِبَ الرَّسُولُ وَالْمُؤْمِنُونَ إِلَى أَهْلِيهِمْ أَبَدًا وَزُيِّنَ ذَلِكَ فِي قُلُوبِكُمْ وَظَنَنتُمْ ظَنَّ السَّوْءِ وَكُنتُمْ قَوْمًا بُورًا يا مي  پنداشتيد که  پيامبر و مؤمنان  هرگز نزد کسانشان  باز نخواهند گشت   ودل  به  اين  خوش  کرده  بوديد  پندار بدي  داشته  ايد و مردمي  سزاوار  هلاکت بوده  ايد
وَمَن لَّمْ يُؤْمِن بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ فَإِنَّا أَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ سَعِيرًا و هر کس  به  خدا و پيامبرش  ايمان  نياورده  است  ، بداند که  براي   کافران آتشي  سوزان  آماده  کرده  ايم.
خداوند اعراب باديه نشيني را که در جهاد با پيامبر (ص) همراه نشدند و از او بازماندند مذّمت و نکوهش مي کند؛ آن هايي که ايمانشان ضعيف بود و در دل هايشان بيماري وجود داشت و نسبت به خداوند گمان بد بردند. و بيان مي کند که آن ها عذر خواهند آورد که اموال و خانواده هايشان آنان را از بيرون رفتن ِ در راه خدا باز داشت و به خود  مشغول کرد. و آن ها از پيامبر خواستند که برايشان از خداوند آمرزش بخواهد ، خداوند متعال مي فرمايد:« يَقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِم مَّا لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ» آنان با زبان هايشان چيزي را مي گويند که در دل هايشان نيست. چرا که درخواست آن ها از پيامبر براي اين که از خداوند برايشان طلب آمرزش نمايد بر پشيمان بودن آن ها و  اقرارشان به گناه دلالت مي نمايد و مبين آن است که شرکت نکردن در جهاد موجب توبه و طلب آمرزش است. پس اگر آن چيزي که در دل هايشان است، نبود طلب آمرزش پيامبر برايشان مفيد واقع مي شد چون آن ها توبه کرده و بازگشته بودند ولي واقعيت امر و آن چه در دل هاي آنان است چيز ديگري بود، آن ها بدان  خاطر در جهاد شرکت نکردند که درباره خداوند گمان بد مي بردند.
آن ها گمان بردند که « أَن لَّن يَنقَلِبَ الرَّسُولُ وَالْمُؤْمِنُونَ إِلَى أَهْلِيهِمْ أَبَدًا» پيامبر و مومنان هرگز به سوي خانواده هايشان بر نخواهند گشت و کشته خواهند شد . و اين گمان همچنان در دل هايشان قوّت گرفت و به آن مطمئن شدند تا اين که در دل هايشان اين پندار استوار گرديد. و سبب آن دو چيز بود: يکي اين که آن ها « قَوْمًا بُورًا» مردمان نابود شده و تباهي بودند و خيري در آن ها وجود نداشت. پس اگر در آن خيري بود اين  گمان در دل هايشان به سبب  دوم اين بود که آنان ايمانشان به وعده ي خداوند و اين که دينش را ياري خواهد کرد و کلمه اش را برتر قرار مي دهد ضعيف بود، بنابراين فرمود:« وَمَن لَّمْ يُؤْمِن بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ» پس بداند که ما براي کافران آتش سوزاني را آماده ساخته ايم.وَلِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يَغْفِرُ لِمَن يَشَاء وَيُعَذِّبُ مَن يَشَاء وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا از آن  خداست  فرمانروايي  آسمانها و زمين   هر که  را بخواهد مي  آمرزد و  هر، که  را بخواهد عذاب  مي  کند ، و خدا آمرزنده  و مهربان  است.
فرمانروايي آسمان ها و زمين تنها و فقط از آن اوست و هر آن چه از  فرمان هاي تقديري و تشريعي و جزايي که بخواهد در آن ها اجرا مي نمايد، بنابراين احکام جزايي را که به دنبال احکام تشريعي مي آيند، بيان کرده و مي فرمايد:« يَغْفِرُ لِمَن يَشَاء» هرکس را که بخواهد مي آمرزد، و کسي مورد آمرزش او قرار مي گيرد که دستوراتش را  انجام دهد. « وَيُعَذِّبُ مَن يَشَاء» و هرکس را که بخواهد عذاب مي دهد، و کسي مورد عذاب او قرار مي گيرد که در انجام دادن فرمان الهي سستي ورزد.« وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا» و خداوند آمرزنده و مهربان است. يعني صفت هميشگي خدا که هرگز از او جدا نمي شود آمرزيدن و مهرباني است، پس او در همه ي اوقات گناهکاران را مي آمرزد و از خطاکاران در مي گذرد و توبه ي توبه کنندگان را مي پذيرد و خير فراوانش را شب و روز بر آفريدگانش سرازير مي کند.سَيَقُولُ الْمُخَلَّف