ند و ميميراند. يعني كسي كه در زندگي و مرگ تصرف مينمايد فقط خداوند است. وَلَهُ اخْتِلَافُ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ و رفت و آمد شب و روز به فرمان خداوند ميباشد. پس اگر او بخواهد روز را هميشگي نمايد، آيا خداي ديگري هست كه شب را براي شما بياورد كه در آن آرام گيريد؟! و اگر خداوند بخواهد شب را هميشگي نمايد، آيا خداي ديگري هست كه روشنايي براي شما بياورد؟ آيا نميبينيد؟! و از جمله رحمت خداوند اين است كه شب و روز را براي شما آفريده است تا در شب آرام گيريد،و در روز فضل خداوند را بجوييد، باشد كه سپاس بگذرايد.
بنابراين در اينجا فرمود: أَفَلَا تَعْقِلُونَ آيا خرد نميورزيد، تا خداوند را كه اين همه نعمت از قبيل نعمت شنوايي و بينايي و خرد را به شما داده و شما را در زمين پراكنده نموده، و زنده ميگرداند و ميميراند، و تنها او شب و روز را ميچرخاند، بشناسيد؟ و اين باعث ميگردد تا عبادت را خالصانه وفقط براي او انجام بدهيد، و پرستش و عبادت كسي ديگر كه فايدهاي را نميرساند و زياني را دفع نميكند، و در چيزي تصرف نميكند و از هر جهت ناتوان است رها كنيد. و اگر شما ذرهاي عقل داشتيد چنين ميكرديد.بَلْ قَالُوا مِثْلَ مَا قَالَ الْأَوَّلُونَ بلكه سخناني همچون سخنان پيشينيان گفتند.
قَالُوا أَئِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًا وَعِظَامًا أَئِنَّا لَمَبْعُوثُونَ  گفتند: «آيا چون بميريم و به خاك و استخوانهايي تبديل شويم، آيا برانگيخته خواهيم شد؟!
لَقَدْ وُعِدْنَا نَحْنُ وَآبَاؤُنَا هَذَا مِن قَبْلُ إِنْ هَذَا إِلَّا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ اين وعده به ما، و در گذشته به نياكان ما داده شده است، اما اين، چيزي جز افسانههاي پيشينيان نيست.
تكذيب كنندگان، مسلك و شيوة پيشينياني را كه رستاخيز را انكار  نموده و آن را بينهايت بعيد تصور ميكردند، و در پيش گرفتند و قَالُوا أَئِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًا وَعِظَامًا أَئِنَّا لَمَبْعُوثُونَ گفتند: آيا هنگامي كه مرديم و تبديل به خاك و استخوان شديم آيا واقعاًبرانگيخته خواهيم شد؟! يعني چنين چيزي ممكن و قابل تصور نيست، و به گمان آنها در عقل نميگنجد. لَقَدْ وُعِدْنَا نَحْنُ وَآبَاؤُنَا هَذَا مِن قَبْلُ همواره ما وعده داده ميشويم كه رستاخيز خواهد آمد، و اين وعده به پدران ما نيز داده شده است، ولي ما آن را نديدهايم، و هنوز نيامده است. إِنْ هَذَا إِلَّا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ اين چيزي جز افسانههاي پيشينيان نيست؛ براي سرگرمي بيان ميگردد، و حقيقتي ندارد.آنها دروغ گفتند، چون خداوند نشانههاي بزرگتر از زنده شدن پس از مرگ را به آنها نشان داده است، مانند اينكه خداوند متعال فرموده است: بدون شك آفرينش آسمانها و زمين بزرگتر از آفرينش مردم است. و مثالي براي ما زد و آفرينش خود را فراموش كرد و گفت: «چه كسي استخوانهاي فرسوده را زنده مينمايد؟!  و زمين را خشكيده و بيجان ميبيني، و چون آب را بر آن فرو فرستيم سرسبز و زنده ميشود.قُل لِّمَنِ الْأَرْضُ وَمَن فِيهَا إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ بگو: «زمين و كساني كه در آن هستند از آن كيست، اگر ميدانيد؟».
سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ خواهند گفت: «همه از آن خدايند». بگو: «آيا پند نميپذيريد و يادآور نميشويد؟»
قُلْ مَن رَّبُّ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ وَرَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ بگو: «چه كسي پروردگار آسمانهاي هفتگانه و پروردگار عرش بزرگ است؟»
سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ أَفَلَا تَتَّقُونَ خواهند گفت: «از آن خداست». بگو:«پس چرا پرهيزكاري پيشه نميكنيد؟».
قُلْ مَن بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ يُجِيرُ وَلَا يُجَارُ عَلَيْهِ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ بگو: «چه كسي است كه ملكوت هر چيزي در دست اوست؟و او خداوندي است كه پناه ميدهد، و در برابر [عذاب] او [از كسي] نتوان پناه گرفت اگر شما ميدانيد؟».
سَيَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ فَأَنَّى تُسْحَرُونَ خواهند گفت: «[همة اينها] از آن خداست». بگو: «پس چگونه دستخوش افسون شدهايد؟».
با استدلال به توحيد ربوبيتي كه منكران به آن اقرار كردهاند با آنان به گفتگو بپرداز و برايشان روشنساز كه براساس اين اعتراف نبايد توحيد الوهيت و انجام عبادت براي خدا را انكار نمايند، و با استدلال به اينكه آنها قبول دارند كه تمامي پديدههاي كوچك و بزرگ را خدا آفريده است به آنان بگو كه نبايد زنده شدن پس از مرگ را انكار نمايند، چرا كه اين امر، بسيار آسان است، پس به كساني كه زنده شدن پس از مرگ و رستاخيز را تكذيب ميكنند، و چيزهاي ديگري را با خدا برابر ميدانند، بگو: لمِنِ الْأَرْضُ وَمَن فِيهَا زمين و كساني كه در آن هستند از آن كيست؟ يعني چه كسي زمين و كساني را كه روي آن هستند از قبيل حيوانات و نباتات و جمادات و درياها و رودبارها و كوهها را آفريده است، و مالك و مدبر اين چيزها كيست؟ پس وقتي كه از آنان در اين باره بپرسيد، بايد بگويند: فقط خداوند اينها را آفريده و همه از آن او هستند. و آنگاه كه به اين اقرار كردند به آنان بگو أَفَلَا تَذَكَّرُونَ آيا پند نميپذيريد؟ يعني آيا به آنچه كه خداوند شما را به آن پند داده است بر نميگرديد؟ چرا كه حقيقت امر برايتان مشخص است، و در سرشت و فطرت شما قرار دارد. ولي گاهي اوقات اعراض و رويگرداني شما آن را پنهان مينمايد.
حقيقت اين است كه وقتي شما به انديشه و حافظة خود برگرديد خواهيد دانست كه تنها بايد مالك اين چيزها را معبود دانست، و معبود بودن چيزهايي كه مملوك هستند باطلترين امر است. سپس به امري بزرگتر روي آورد و فرمود: قُلْ مَن رَّبُّ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ بگو: «چه كسي صاحب و پروردگار ستارهها و سايهها و چراغهاي فروزان آسمان است؟ وَرَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ و پروردگارش عرشي بزرگ كه بزرگترين و گستردهترين مخلوق است، چه كسي است؟ پس چه كسي آن را آفريده و انواع تدابير را در آن به كار برده است؟
سَيَقُولُونَ لِلَّهِ خواهند گفت: از آن خداست. يعني اقرار خواهند كرد كه پروردگار همة اينها خداست. و چون به اين اقرار نمايند، به آنان بگو: أَفَلَا تَتَّقُونَ پس چرا از پرستش مخلوقات و آفريدههاي ناتوان پرهيز نميكنيد، و از پروردگار بزرگ نميهراسيد، پروردگاري كه قدرتش كامل و فرمانروايياش برزگ است. و در فرموده أَفَلَا تَذَكَّرُونَ و أَفَلَا تَتَّقُونَ لطافت گفتاري خاصي وجود دارد، چرا كه خداوند با بكارگيري كلماتي كه بيانگر تشويق و تحريك بوده دلها را جذب نموده و آنان را اندرز گفته است. سپس به اقرار بزرگترشان پرداخت و فرمود: قُلْ مَن بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ بگو: كيست كه ملكوت هر چيزي است، و عالم بالا و پايين و آنچه را ميبينيم و آنچه را نميبينيم همه در دست اوست؟ مَلَكُوتُ صيغة مبالغة و به معني سلطنت و فرمانروايي است.
 وَهُوَ يُجِيرُ و او بندگانش را از هر شري پناه ميدهد، و ناگواريها را از آنان دور مينمايد، و از آنچه كه به آنها زيان ميرساند آنان را