داوند حق گرا را از باطل گرا مشخص مي نمايد و کسي را که هواپرستي و غيره او را به اختلاف واداشته است از کسي که چنين نيست مشخص مي گرداند.ثُمَّ جَعَلْنَاكَ عَلَى شَرِيعَةٍ مِّنَ الْأَمْرِ فَاتَّبِعْهَا وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاء الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ؛ پس  تو را به  راه  دين  انداختيم   از آن  راه  برو ، و از پي  خواهش   نادانان  مرو.
إِنَّهُمْ لَن يُغْنُوا عَنكَ مِنَ اللَّهِ شَيئًا وإِنَّ الظَّالِمِينَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ وَاللَّهُ وَلِيُّ الْمُتَّقِينَ؛ اينان  تو را هيچ  از خدا بي  نياز نمي  کنند و ظالمان  دوستداران  يکديگرند، ،و خدا دوستدار پرهيزگاران  است.
سپس براي تو در امر شرع – شريعت و آيين کاملي مقّرر داشتيم که به هر خير و خوبي فرا مي خواند و از هر شرّ و بدي باز مي دارد، « فَاتَّبِعْهَا» پس، از آن پيروي  کن، چون پيروي از آن سبب سعادت هميشگي و صلاح و رستگاري است. « وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاء الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ» و از خواسته هاي کساني پيروي مکن که نمي دانند. يعني خواسته هايشان از دانش و آگاهي سرچشمه نمي گيرد و از علم و دانش تبعّيت نمي کند بلکه اينها کساني هستند که براساس هواي نفس و خواسته هايشان با شريعت پيامبر(ص) مخالفت ورزيده اند. اينها همه از زمره ي هواپرستان نادان به شمار مي آيند.
« إِنَّهُمْ لَن يُغْنُوا عَنكَ مِنَ اللَّهِ شَيئًا» آنها پيش خداوند هيچ سودي به تو نمي رسانند و اين گونه نيست که اگر از خواست آنها پيروي کني بتوانند خير و خوبي برايت فراهم آورند و شرّ و بدي را از تو دور بدارند. و درست نيست که با آنها موافقت نمايي و با آنها دوستي کني، زيرا تو و آنها داراي راهي متفاوت هستيد.« وإِنَّ الظَّالِمِينَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ وَاللَّهُ وَلِيُّ الْمُتَّقِينَ» و ستمگران دوستان يکديگرند و خداوند يار و ياور پرهيزگاران است و به سبب پرهيزگاري و فرمانبرداري شان آنها را از تاريکي ها به سوي نور بيرون مي آورد.هَذَا بَصَائِرُ لِلنَّاسِ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّقَوْمِ يُوقِنُونَ؛ اين  قرآن  مايه  بصيرت  مردم  و هدايت  و رحمتي  است  براي  اهل  يقين
« هَذَا بَصَائِرُ لِلنَّاسِ» اين قرآن کريم پند حکيم و وسيله بينش مردمان است. يعني به وسيله ي آن مردم در همه ي امور داراي بينش مي گردند و مومنان از آن بهره مند مي شوند.« وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّقَوْمِ يُوقِنُونَ» و مايه هدايت و رحمت براي کساني است که اهل يقين هستند ، پس با آن در اصول دين و فروع آن به راه راست راهياب مي شوند و به وسيله آن خير و شادماني و سعادت دنيا و آخرت را به دست مي آورند . و رحمت است و جوهره ي نفسشان با آن پاکيزه مي گردد و خردشان افزايش مي يابد و ايمان و يقينشان بيشتر مي شود. به وسيله حجّت بر کسي که بر کفر پاي مي فشارد و مخالفت مي ورزد اقامه مي گردد.أًمْ حَسِبَ الَّذِينَ اجْتَرَحُوا السَّيِّئَاتِ أّن نَّجْعَلَهُمْ كَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَوَاء مَّحْيَاهُم وَمَمَاتُهُمْ سَاء مَا يَحْكُمُونَ ؛ آيا آنان  که  مرتکب  بديها مي  شوند مي  پندارند که  در شمار کساني  که   ايمان آورده  اند و کارهاي  شايسته  کرده  اند قرارشان  مي  دهيم  ? و آيا زندگي   و مرگشان  يکسان  است  ? چه  بد داوري  مي  کنند.
آيا بدکاران و کساني که زياد مرتکب گناه مي شوند و در انجام حقوق پروردگارشان کوتاهي مي ورزند گمان مي برند که « أّن نَّجْعَلَهُمْ كَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ» آنان را همانند کساني قرار مي دهيم که ايمان آورده و کارهاي شايسته کرده اند؟ به اين صورت که حقوق پروردگارشان را ادا نموده و از ناخشنودي هاي او پرهيز کرده و همواره رضايت خدا را بر هواي نفس خود ترجيح داده اند. « سَوَاء» آيا گمان برده اند که در دنيا و آخرت با آنها برابرند؟ چه بد گماني کرده اند و چه بد حکمي نموده اند! و اين حکمي است که با حکمت داورترين داوران و بهترين دادگران مخالف است و با عقل هاي سالم و سرشت هاي درست و با آنچه کتاب ها با آن نازل شده اند و پيامبران به آن خبر داده اند متضاد است. بلکه حکم نهايي آن است که موماني که کارهاي شايسته کرده اند پيروي و رستگار ي و سعادت و پاداش دنيا و آخرت از آن ايشان خواهد بود و هريک به اندازه اي نيکوکاري اش از آن بهره مند خواهد شد. و خشم و اهانت و عذاب و بدبختي دنيا و آخرت از آن بدکاران است.وَلَقَدْ عَهِدْنَا إِلَى آدَمَ مِن قَبْلُ فَنَسِيَ وَلَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْمًا و به راستي پيش از اين به آدم سفارش کرديم، پس [آن را] فراموش کرد و در او عزمي استوار نيافتيم.
آدم را سفارش کرديم و او را فرمان داديم و با وي پيمان بستيم تا آن را انجام دهد، پس او بدان پايبند شد، و آن را پذيرفت و از آن اطاعت نمود، و تصميم گرفت آن را نجام دهد ، اما با اين وجود آنچه را که بدان دستور داده شده بود فراموش کرد، و ارادۀ استوارش از هم پاشيد، و ماجرايي برايش پيش آمد، پس او عبرتي براي فرزندانش گرديد، و طبيعت آنان هم مانند آدم شد. او فراموش کرد، پس فرزندانش فراموش مي کنند. او اشتباه کرد پس فرزندانش نيز اشتباه مي کنند. او بر تصميم و ارادۀ استوار و طعي پابرجا نماند، و فرزندانش نيز چنين هستند، آدم عليه السلام بلافاصله از اشتباه خود توبه کرد و به آن اقرار و اعتراف نمود، و بخشيده شد و هر کس بسان پدرش آدم کند ستم نکرده است. سپس تفصيل آنچه را که به صورت اجمال و خلاصه فرموده بود بيان کرد و فرمود:وَخَلَقَ اللَّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ وَلِتُجْزَى كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ و خدا آسمانها و زمين  را به  حق  بيافريد تا هر کسي  را برابر کاري  که   کرده است  پاداش  دهد و به  آنها ستم  نشود.
خداوند آسمان ها و زمين را به حکمت آفريده است، و علّت اين آفرينش آن است که تنها او که شريکي ندارد پرستش شود. سپس کساني را که به عبادت دستور داده و نعمت هاي ظاهري و باطني را به تمام و کمال به آنها عطا کرده است مورد بازخواست  قرار خواهد داد که آيا شکر خداوند را به جاي آورده و به دستورات او عمل کرده اند يا نه؟ و اگر شکر او را به جاي نياورده باشند مستحق سزاي ناسپاسان خواهند بود.أَفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَى عِلْمٍ وَخَتَمَ عَلَى سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ وَجَعَلَ عَلَى بَصَرِهِ غِشَاوَةً فَمَن يَهْدِيهِ مِن بَعْدِ اللَّهِ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ ؛ آيا آن  کس  را که  هوسش  را چون  خداي  خود گرفت  و خدا از روي  علم   گمراهش کرد، و بر گوش  و دلش  مهر نهاد و بر ديدگانش  پرده  افکند ، ديده   اي  ? اگر خدا هدايت  نکند چه  کسي  او را هدايت  خواهد کرد ? چرا پند نمي   گيريد ?
وَقَالُوا مَا هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا الدُّنْيَا نَمُوتُ وَنَحْيَا وَمَا يُهْلِكُنَا إِلَّا الدَّهْرُ وَمَا لَهُم بِذَلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ؛ و گفتند : جز زندگي  دنيو