رد و آنها از اصل حق گريزان و بيزار بودند، و همين امر باعث شد تا آنها حق را دروغ انگاشته و تكذيب كنند، نه اينكه در حقانيت پيامبر شك و ترديد داشته باشند، يا اينكه وي را تكذيب كنند. همچنانكه خداوند متعال فرموده است: همانا آنان تو را تكذيب نميكنند، بلكه در حقيقت ستمگران آيات خداوند را تكذيب مينمايند. اگر گفته شود كه چرا حق با خواسته و اميال آنها موافق نبود تا ايمان بياورند يا شتابان فرمان ببرند؟ خداوند متعال جواب ميده كه وَلَوِ اتَّبَعَ الْحَقُّ أَهْوَاءهُمْ لَفَسَدَتِ السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ و اگر حق از خواستههايشان پيروي نمايد آسمانها و زمين به تباهي ميروند. چون خواستههاي آنان ناشي از اخلاق و كارهاي ظالمانه و كافرانه و فسادآميز است، پس اگر حق از خواستههايشان پيروي ميكرد آسمان و زمين تباه ميشد فاسد بود، چرا كه ستمگري و جور حاكم ميشد، و آسمانها و زمين جز به وسيلة حق و عدل پابرجا نميمانند.
بَلْ أَتَيْنَاهُم بِذِكْرِهِمْ بلكه اين قرآن را به آنان دادهايم كه هر نيكي و خيري را به آنها يادآور ميشود و ماية فخر و عزت و شرافت آنها ميباشد، تا آن را اجرا نمايند، آنگاه سرور و رهبر مردم قرار ميگيرند. فَهُمْ عَن ذِكْرِهِم مُّعْرِضُونَ اما آنها به علت شقاوت و بدبختي و عدم توفيق از پندشان روي گردانند. نسوالله فنسيهم خداوند را فراموش كرده و خداوند هم آنان را از ياد برد. نسوالله فانسهم انفسهم خداوند را فراموش كردند، پس خداوند آنان را از ياد خودشان برد. پس قرآن و كسي كه آن را آورده است بزرگترين نعمتي هستند كه خداوند به سوي آنان روانه كرده است. اما انها با نپذيرفتن و رويگرداني از اين نعمت استقبال كردند. پس آيا بعد از اين، محروميتي وجود دارد؟ و آيا سرانجام اين كار جز زيان و ضرر چيز ديگري است؟أَمْ تَسْأَلُهُمْ خَرْجًا فَخَرَاجُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَهُوَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ آيا از آنان مزدي ميطلبي؟پس پاداش پروردگارت بهتر است، و او بهترين روزي دهندگان است.
يا چون از آنها مزد ميطلبي از تو پيروي نميكنند؟ فهم من مغرم مثلقون و چون از آنها مزد و ماليات ميگيري دادن اين غرامت بر آنها سنگين آمده و پيروي كردن از تو برايشان سخت ميباشد؟! در صورتي كه چنين نيست؟ و تو از آنها مزد نميخواهي، فَخَرَاجُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَهُوَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ پس پاداش پروردگارت بهتر است، و او بهترين روزيدهندگان است. همانطور كه پيامبران ميگفتند: اي قوم! من از شما مزدي نميطلبم، و مزد من جز بر خدا نيست. يعني پيامبران مردم را به طمع و اميد آنكه از طرف آنان چيزي به آنها برسد دعوت نميكردند، بلكه از خود مردم نسبت به آنان دلسوزتر بودند، و فقط براي تامين منافع آنها ميكوشيدند. خداوند از طرف امتها به آنان پاداش نيك بدهد، و به ما نيز توفيق دهد تا در همة حالالت از آنها پيروي كنيم.وَإِنَّكَ لَتَدْعُوهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ و بيگمان تو آنان را به راه راست و هدايت مينمايي.
وَإِنَّ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ عَنِ الصِّرَاطِ لَنَاكِبُونَ و حقيقتاًكساني كه به آخرت ايمان نميآورند از راه راست منحرف گشتهاند.
خداوند در اين آيات مبارك سببي را كه باعث ايمان آوردن ميشود بر شمرده و موانع ايمان را نيز بيان نموده، و باطل بودن موانعي كه آدمي را از ايمان آوردن باز ميدارند يك به يك ذكر كرده است. پس يكي از موانع ايمان آوردن آن بود كه دلهايشان در جهالت و غفلت به سر ميبرد؟ و آنها در قرآن تدبر و انديشه نميكردند، و اينكه آنها نياكان خود را الگوي خويش قرار ميدادند. و اينكه آنها ميگفتند: پيامبرمان ديوانه است، چنانكه پيشتر، از اين موارد سخن به ميان آمد.
و از اموري كه باعث ميشد تا آنها ايمان بياورند، ميتوان به انديشيدن و تدبر در قرآن و پذيرفتن نعمتهاي خدا و شناخت پيامبر رحمت (ص) و كمال صداقت و امانتداري او و اينكه از آنها مزدي نميطلبد و براي منفعت و خوشبختي آنها ميكوشد اشاره ميشود اين است كه پيامبر آنها را به سوي راه راست، راهي هموار و صاف فرا ميخواند كه آنها را به هدف ميرساند، راهي راست و آسان كه ادامة همان توحيد پاك ابراهيمي و اعمال سهل و آسان است. پس اي پيامبر! دعوت دادن تو به راه راست، بر كسي كه حق را ميطلبد ايجاب مينمايد تا از تو پيروي كند، چون پيروي كردن از حق چيزي است كه عقل و سرشت سالم به خوبي آن و سازگار بودنش با منافع و مصالح آدمي گواهي ميدهند. پس اگر از نو پيروي نكنند به كجا ميروند؟ آنه چيزي ندارند كه آنان را از پيروي از تو بينياز نمايد. چون آنان عَنِ الصِّرَاطِ لَنَاكِبُونَ از راه راست، و از راهي كه انسان را به خدا و به بهشت ميرساند منحرف هستند، و جز گمراهي و جهالت چيز ديگري ندارند. و اين چنين هر كس كه با حق مخالفت كند. قطعاً در همة كارهايش دچار انحراف و كژ روي ميباشد. خداوند متعال فرموده است: اگر دعوت تو را نپذيرفتند پس بدان كه آنان از خواستهها و هوسهايشان پيروي ميكنند. و كيست گمراهتر از كسي كه بدون رهنمودي از سوي خدا از هوس و خواستههايش پيروي نمايد؟!فَاخْتَلَفَ الْأَحْزَابُ مِن بَيْنِهِمْ فَوَيْلٌ لِّلَّذِينَ كَفَرُوا مِن مَّشْهَدِ يَوْمٍ عَظِيمٍ آنگاه گروهها در ميان خود اختلاف ورزيدند، پس واي بر کساني که کافر شدند از مشاهدۀ روز بزرگ.
أَسْمِعْ بِهِمْ وَأَبْصِرْ يَوْمَ يَأْتُونَنَا لَكِنِ الظَّالِمُونَ الْيَوْمَ فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ چقدر شنوا و چقدر بينا مي باشند روزي  که به پيش ما مي آيند، اما ستمکاران امروز در گمراهي آشکاري به سر مي برند. 
وقتي خداوند حالت عيسي را بيان کرد، حالتي که در آن شک و ترديدي نيست، خبر داد که گروهها و دسته هاي گمراه يهود  نصاري و ديگران در مورد عيسي عليه السلام در ميان خود اختلاف ورزيدند، برخي در مورد او افراط نموده و برخي در حق او تفريط کردند، پس بخري از ايشان گفتند: عيسي خداست، و برخي گفتند: عيس پسر خداست، و برخي گفتند: او سومين سه تاست. و برخي ديگر مانند يهوديان او را به پيامبر به حساب نياورده بلکه او را متهم کردند که حرام زاده است!
سخنان همۀ اينها باطل و پوچ است و نظرشان فاسد، و آن را بر اساس شک و عناد و دلائل فاسد و شبهات بي ارزش بيان مي کردند و همگي سزاوار وعيد سخت خدا هستند و بنابراين فرمود: 
(فَوَيْلٌ لِّلَّذِينَ كَفَرُوا) پس واي بر کساني که به خدا و پيامبران و کتابهايش کفر ورزيدند. يهوديان و نصارا که در مورد عيسي سخن کفر مي گويند در اينها داخل اند. 
(مِن مَّشْهَدِ يَوْمٍ عَظِيمٍ ) واي بر آنها به هنگام مشاهدۀ روز بزرگ.يعني هنگام روز قيامت که پيشينيان و اهل اسمانها و اهل زمين در آن گرد مي آيند . روزي که آکنده از زلزله ها و وحشت ها مي باشد، و در آن روز سزا و جزاي اعمال داده مي شود. پس در اين وقت خداوند آنچه را که پنهان و آشکار مي کردند روشن مي سازد. 
(أَسْمِعْ بِهِمْ وَأَبْصِرْ يَوْمَ يَأْتُونَنَا) چه گوش شنوا و چه چشم بينا پيدا مي کنند در آ