اقي نمي ماند. با اين حال خبر داد که کافران با وجود چنين وضوحي « فِي شَكٍّ يَلْعَبُونَ» در شک و شبهات فرو رفته و از آنچه که براي آن آفريده شده اند  غافل مانده و به کارهاي بيهوده اي که از آن چيزي جز زيان عاديشان نمي گردد مشغول شده اند.
« فَارْتَقِبْ يَوْمَ تَأْتِي السَّمَاء بِدُخَانٍ مُّبِينٍ يَغْشَى النَّاسَ هَذَا عَذَابٌ أَلِيمٌ» پس منتظر عذاب آنها  باش، چون وقت آن نزديک شده و  فرا رسيده است، روزي که آسمان  دود آشکاري را پديدار مي کند و اين دود همه ي مردم را فرا مي گيرد و به آنها گفته مي شود: اين عذابي دردناک است.
مفسّران درباره ي مراد از اين دود  اختلاف کرده اند ؛ گفته شده است که اين همان دودي است که مجرمان را به هنگامي که در روز قيامت به نزديک آتش برده مي شوند فرا مي گيرد. و خداوند به پيامبرش دستور داده تا براي آنها منتظر همان روز باشد . و اين معني را اين امر تاکيد مي نمايد که طريقه و روش قرآن در تهديد کردنِ کافران و مهلت دادن به آنها اين گونه  است و آنها را از آن روز و عذابش مي ترساند و مومنان و پيامبران را دلجويي ميدهد که کساني که آنها را اذيت و آزار مي رساند، بايد منتظر آن روز باشند.
و نيز مويد آن است که خداوند در اين آيه فرموده است:« أَنَّى لَهُمُ الذِّكْرَى وَقَدْ جَاءهُمْ رَسُولٌ مُّبِينٌ» چگونه يادآوري براي آنان فايده اي دارد؟ در حالي که پيامبري بيانگر نزد آنان آمده است. و اين در روز قيامت به کافران گفته مي شود؛ آنگاه که آنها درخواست مي کنند که  به دنيا باز گردند: زمان بازگشت تمام شده است.
و گفته شده: منظور چيزي است که کافران قريش بدان  گرفتار شدند؛ وقتي که از ايمان آوردن سرباز زدند و با خود بزرگ بيني حق را نپذيرفتند، پس پيامبر(ص) عليه آنها ادعا کرد و فرمود: « بار خدايا! آنان را به قحطي اي همانند قحط سالي هاي دوران يوسف گرفتار کن».
آنها حيوانات مرده و  استخوان ها را از شدّت گرسنگي مي خوردند و از شدّت گرسنگي فضاي ميان آسمان و زمين را همانند دود مي ديدند، در صورتي که دودي آن را نپوشانده بود. پس در اين صورت« يَوْمَ تَأْتِي السَّمَاء بِدُخَانٍ مُّبِينٍ» روزي که آسمان دودي آشکار پديدار مي سازد. يعني دودي که آنان آن را دود به حساب مي آورند، نه اينکه دودي حقيقي باشد. و آنها هم چنان در اين حالت به سر مي برند تا اين که از پيامبر خواستند آنها را مورد مِهر قرار دهد و از او خواستند تا نزد خداوند برايشان دعا نمايد که خداوند اين حالت را از آنان دور کند. پس خداوند به دعاي پيامبر آن را دور نمود. بنابراين در فرموده الهي:« إِنَّا كَاشِفُو الْعَذَابِ قَلِيلًا إِنَّكُمْ عَائِدُونَ» « ما اندکي عذاب را دور مي سازيم ولي شما به کفر باز خواهيد گشت». خداوند خبر داده است که قحطي و گرسنگي را از آنها دور خواهد کرد، و آنها را تهديد نمود که به خود بزرگ بيني و تکذيب باز گردند، و خبرداد که آنها به کفر و تکذيب باز خواهند گشت، و همان طور که خداوند خبر داده بود  اتفاق افتاد ، و خبر داد که خداوند آنها را به زودي و سخت و مجازات خواهد کرد. و گفته اند: منظور از عذاب سخت واقعه ي بدر است. و اين گفته جاي بحث است. 
و گفته شده: دودي که در آسمان پديدار مي آيد يکي از علامت هاي قيامت است و در آخر زمان دودي پديد مي آيد که در واقع عذاب خداست و نفس هاي مردم را مي گيرد، ولي براي مومنان همانند دودي است. اما آنچه اول گفته شد صحّت بيش تري دارد. 
و احتمال دارد که منظور از « فَارتَقِب يومَ مُعَلَّمٌ مَّجْنُونٌ» اين است که همه ي اينها مربوط به روز قيامت مي باشند. و اين که خداوند فرموده است:« إِنَّا كَاشِفُو الْعَذَابِ قَلِيلًا إِنَّكُمْ عَائِدُونَ؛ يَوْمَ نَبْطِشُ الْبَطْشَةَ الْكُبْرَى إِنَّا مُنتَقِمُونَ» منظور چيزي است که براي قريش اتفاق افتاد، همان طور که پيشتر بيان شد. و از آن جا که اين آيات بر اين دو مفهوم و معني نازل شده اند، چيزي را نمي يابي که  مدّنظر قرار دادنِ هر دو معني را منع کند. بلکه کلمات براي لحاظ کردن هريک از اين معاني کاملا آمادگي دارند و اين چيزي است که نزد من راجح مي باشد. والله اعلم.وَلَقَدْ فَتَنَّا قَبْلَهُمْ قَوْمَ فِرْعَوْنَ وَجَاءهُمْ رَسُولٌ كَرِيمٌ پيش  از آنها قوم  فرعون  را آزموديم  و پيامبري  بزرگوار نزدشان  آمد ،
أَنْ أَدُّوا إِلَيَّ عِبَادَ اللَّهِ إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ که  بندگان  خدا را به  من  تسليم  کنيد که  من  پيامبري  امينم  ،
وَأَنْ لَّا تَعْلُوا عَلَى اللَّهِ إِنِّي آتِيكُم بِسُلْطَانٍ مُّبِينٍ و نيز بر خدا برتري  مجوييد ، که  من  با حجتي  روشن  نزد شما آمده  ام  ،
وَإِنِّي عُذْتُ بِرَبِّي وَرَبِّكُمْ أَن تَرْجُمُونِ، و اگر بخواهيد بر من  سنگ  بزنيد ، من  به  پروردگار خود و پروردگار شما  پناه  مي  برم  ،
وَإِنْ لَّمْ تُؤْمِنُوا لِي فَاعْتَزِلُونِ و اگر به  من  ايمان  نمي  آوريد ، از من  کنار گيريد
فَدَعَا رَبَّهُ أَنَّ هَؤُلَاء قَوْمٌ مُّجْرِمُونَ پس  به  درگاه  پروردگارش  دعا کرد که  : اينان  مردمي  مجرمند
فَأَسْرِ بِعِبَادِي لَيْلًا إِنَّكُم مُّتَّبَعُونَ بندگان  مرا شب  هنگام  روانه  کن  تا از پي  شما بيايند
وَاتْرُكْ الْبَحْرَ رَهْوًا إِنَّهُمْ جُندٌ مُّغْرَقُونَ دريا را آرام  پشت  سرگذار ، که  آن  سپاه  غرق  شدگانند
كَمْ تَرَكُوا مِن جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ بعد از خود چه  باغها و چشمه  سارها بر جاي  گذاشتند ،
وَزُرُوعٍ وَمَقَامٍ كَرِيمٍ و کشتزارها و خانه  هاي  نيکو ،
وَنَعْمَةٍ كَانُوا فِيهَا فَاكِهِينَ و نعمتي  که  در آن  غرق  شادماني  بودند
كَذَلِكَ وَأَوْرَثْنَاهَا قَوْمًا آخَرِينَ بدين  سان  بودند و ما آن  نعمتها، را به  مردمي  ديگر واگذاشتيم
فَمَا بَكَتْ عَلَيْهِمُ السَّمَاء وَالْأَرْضُ وَمَا كَانُوا مُنظَرِينَ نه  آسمان  بر آنها گريست  و نه  زمين  و نه  به  آنها مهلت  داده  شد
وَلَقَدْ نَجَّيْنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ مِنَ الْعَذَابِ الْمُهِينِ و ما بني  اسرائيل  را از آن  عذاب  خوار کننده  رهانيديم  :
مِن فِرْعَوْنَ إِنَّهُ كَانَ عَالِيًا مِّنَ الْمُسْرِفِينَ از فرعون  برتري  جوي  گزافکار ،
وَلَقَدِ اخْتَرْنَاهُمْ عَلَى عِلْمٍ عَلَى الْعَالَمِينَ و از روي  علم  بر اهل  جهانشان  برگزيديم
وَآتَيْنَاهُم مِّنَ الْآيَاتِ مَا فِيهِ بَلَاء مُّبِينٌ و آياتي  به  آنها عطا کرديم  که  در آن  امتحاني  آشکار بود
پس از آن که خداوند از تکذيب کساني سخن گفت که محمّد(ص) را تکذيب کردند، يادآور شد که اينها سلف و پيشينياني از تکذيب کنندگان داشته اند. پس داستان آنها را با موسي شروع ک رد و عذاب هايي را که بر تکذيب کنندگان فرود آورد، ياد آور شد تا تکذيب کنندگان قريش از آنچه که بر آن بودند بازآيند. پس فرمود:« وَلَقَدْ فَتَنَّا قَبْلَهُمْ قَوْمَ فِرْعَوْنَ» و پيش از اينان قوم فرعون را با فرستادن پيامبر خود موسي بن عمران به سوي آنها که پيامبري بزرگوار بود و دارا