وِزْرًا هر کس که از آن روي گردان شود در روز قيامت بار سنگيني از گناه بر دوش خواهد داشت. 
خَالِدِينَ فِيهِ وَسَاء لَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ حِمْلًا جاودانه در آن خواهند ماند و در روز قيامت چه بد باري خواهند داشت .
خداوند متعال به سبب اينکه پيامبرش عليه السلام را براي پيشينيان بازگو مي کند، و جريانات گذشتگان را براي او تعريف مي نمايد، مانند اين داستان عظيم و احکام و چيزهاي ديگري که در آن است که هيچ يک از اهل کتاب آن را انکار نمي کند، و بر پيامبرش منت مي گذارد. پس تو اي پيامبر! اخبار پيشينيان را نخوانده اي و آن را از کسي ياد نگرفته اي. بنابراين اخبار يقيني و درستي که تو بازگو مي کني بيانگر آن است که تو پيامبر بر حق خداوند هستي و آنچه آورده اي راست و درست است .
پس فرمود: (وَقَدْ آتَيْنَاكَ مِن لَّدُنَّا ذِكْرًا) و به راستي از نزد خويش پند و اندرزي به تو داده ايم. که ببخشي گرانبها و ارجمند است. (ذِكْرًا)وآن اين قرآن کريم است که  اخبار پيشينيان و پسينيان را بيان مي نمايد، و اسما و صفات کامل الهي و احکام وا وامر و نواهي و جزا را ذکر مي نمايد تا ازآن عبرت گرفته شود. و اين بيانگر آن است که قرآن بهترين احکام و فرمانها را دربردارد، که عقلها وس رشتها به نيکي و کمال آن گواهي مي دهند، و قرآن هر آنچه را خداوند در آن نهاده است بازگو مي نمايد. 
و قرآن پندي است براي پيامبر و امتش ، پس بايد آن را بپذيرند و در مقابل آن سر تسليم فرود آورند، و از آن اطاعت نمايند، و آن را تعظيم کنند، و در پرتو نور قرآن به راه راست راهياب شوند و به ياد گرفتن و ياد دادن آن روي بياورند 
اما اعراض و روي گرداني از قرآن يا آنچه که از روي گرداني بزرگتر است که آن هم عبارت است از انکار آن، کفر ورزيدن به اين نعمت است، و هر کس چنين کند سزاوار عذاب و کيفر است. 
بنابراين فرمود: (مَنْ أَعْرَضَ عَنْهُ) و هر کس که از قرآن روي گردان شود و به آن ايمان نياورد يا اوامر و نواهي اش را نپذيرد، يا در آموختن مفاهيم واجب آن سستي ورزد. (فَإِنَّهُ يَحْمِلُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وِزْرًا ) و به درستي که در روز قيامت سنگيني بر دوش خواهد داشت، و آن بار گناهانش مي باشد که به سبب آن از قرآن روي بر تافته و به کفر و هجران روي آورده است. (خَالِدِينَ فِيهِ) در [جهنم] گناهانش جاودانه مي مانند، زيرا عذاب همان اعمال است که به عذابي براي صاحبان خود تبديل مي شوند، و کوچک بودن و بزرگ بودن عذاب بر حسب گناهان است. (وَسَاء لَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ حِمْلًا ) و چه بسيار بار بدي است که در روز قيامت [بر دوش] خواهند داشت! و چه بد است عذابي که در روز قيامت با آن عذاب داده مي شوند!شَرَعَ لَكُم مِّنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَن يَشَاء وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَن يُنِيبُ ؛ براي  شما آييني  مقرر کرد ، از همان  گونه  که  به  نوح  وصيت  کرده  بود و، ازآنچه  بر تو وحي  کرده  ايم  و به  ابراهيم  و موسي  و عيسي  وصيت  کرده  ايم   که  دين  را بر پاي  نگه  داريد و در آن  فرقه  فرقه  مشويد  تحمل  آنچه  بدان   دعوت مي  کنيد بر مشرکان  دشوار است   خدا هر که  را خواهد براي  رسالت   خود بر مي  گزيند و هر که  را بدو بازگردد به  خود راه  مي  نمايد.
اين بزرگ ترين نعمت خدا بر بندگانش مي باشد که بهترين و برترين و پاکيزه ترين دين را که دين اسلام است برايشان مقّرر داشته است؛ ديني که خداوند براي بندگان برگزيده اش منتخبان و برگزيدگان که پيامبران اولوالعزم هستند و در اين آيه ذکر شده اند و از هر جهت والا مقام ترين و کامل ترين انسان ها هستند مقرّر داشته است. پس ديني که خداوند براي آنها مقّرر داشته است مناسب حال آنان مي باشد و موافق با کمال آنهاست، بلکه خداوند آنها را کامل گردانده و برگزيده است چون به اين دين بپا خاسته اند. و اگر دين اسلام نبود هيچ احدي مقامش بالا نمي رفت. پس اين دين روح سعادت و قطع و محور کمال است و آن چيزي است که اين کتاب ارزشمند در برگيرنده آن مي باشد و به سوي آن فرا مي خواند از قبيل توحيد و اعمال شايسته و اخلاق و آداب.« أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ» شما را  فرمان داده که همه شرايع و قوانين دين و اصول و فروعش را برپاي داريد، خودتان آن را برپاي داريد و بکوشيد تا آن را در زندگي ديگران نيز پياده کنيد و همديگر را بر نيکويي و پرهيزگاري ياري نماييد و از گناه و دشمني کردن باز داريد.« وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ» و در آن اختلاف نورزيد، بلکه بر اصول و فروع دين متفّق بمانيدو بکوشيد که اختلاف در مسائل ، شما را متفّرق ننمايد و به گروه ها و احزابي تبديل نشويد که با همديگر دشمني مي ورزيد در حالي که در اصل دين متفق هستيد. و از مصاديق اجتماع و اتفاق بر دين مي توان به اجتماعات عمومي اشاره کرد که شريعت به آن فرمان داده  است مانند حج و اعيد و جمعه ها و نمازهاي پنج گانه و جهاد و ديگر عبادت هايي که جز با گردهم آمدن کامل نمي گردند. « كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ» وقتي آنها را به يگانه پرستي و اخلاص در طاعت و عبادت براي خدا امر نمودي اين امر به شدّت بر آنها دشوار آمد همان طور که خداوند در مورد آنها فرموده است:« وَإِذَا ذُکِرَ اللَّهُ وَحدَهُ اشمَأَزَّت قُلُوبُ الَّذِينَ لَا يومِنُونَ بِالأَخِرَةِ وَإِذَا ذُکِرَ الَّذِِينَ مِن دُونِهِ إِذا هُم يستَبشِرُونَ» و هرگاه خدا به تنهايي ياد شود دل هاي کساني که به آخرت ايمان نمي آورند متنفّر مي گردد، و هرگاه کساني غير از او ياد شوند بناگاه شادمان مي گردند. و قول آنان را نقل مي کند و مي فرمايد:« أَجَعَلَ الأَلِهَةَ إِلَهَا وَحِدَا إِنَّ هَذَا لَشَيءُ عُجَابُ ُ » چگونه معبودان متعدد را به معبود واحد تبديل مي گرداند؟! به درستي که چيزي که او آورده و به سويش دعوت مي  کند بسيار عجيب است. « اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَن يَشَاء» خداوند از ميان بندگانش هرکس را که شايسته برگزيده شدن براي رسالت و ولايت باش بر مي گزيند . بر اين اساس او اين امّت را برگزيده و بر ساير امّت ها فضيلت داده و بهترين اديان را براي آن انتخاب کرده است. « وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَن يُنِيبُ» و هرکس را که رو به سوي او نهد به سوي خويش هدايت مي کند. فراهم شدن اين سبب از جانب بنده ، او را به هدايت الهي مي رساند، و اين سبب، روي آوردن بنده به پروردگارش مي باشد و متّوجه شدن انگيزه هاي قلبي اش به خدا و اين که هدفش جلب رضايت خدا باشد. پس خوب و نيک بودن اراده بنده به همراه تلاش  او در طلب هدايت از اسبابي است که هدايت را براي او آسان مي گرداند. همان طور که خداوند متعال مي فرمايد:« يهدِي َ بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعِ رِضوَنَهُ سُبُل َ السَّلَمِ» خداوند به وسيله آن