ه پيش پروردگارش رود، آنها داراي درجات بلندي هستند. 
جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَذَلِكَ جَزَاء مَن تَزَكَّى باغهاي [بهشت جاويدان] است که از زير [درختان] آن جويبارها روان است، و جاودانه در آن جا مي مانند و اين پاداش کسي است که خويشتن را پاک و پاکيزه دارد. 
بنابراين وقتي جادوگران حق را شناختند و خداوند به آنها عقي داد که با آن حقيقت را درک کردند، در پاسخ فرعون گفتند: (لَن نُّؤْثِرَكَ عَلَى مَا جَاءنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ) هرگز تو و آنچه را که از تقرب و پاداش به ما وعده داده اي، بر دلايل روشني که بيانگر آنند خداوند تنها پروردگار و معبود است، و تنها او بزرگ و معظم است، و غير از او هر چه هست باطل مي باشد، ترجيح نمي دهيم و تو را بر کسي که ما را آفريده است بر نمي گزينيم، چنين چيزي امکان ندارد (فَاقْضِ مَا أَنتَ قَاضٍ) پس هر جه مي خواهي بکن و در انجام آنچه که ما را بدان تهديد مي کني مبني بر اينکه دست و پايمان را قطع مي کني و ما را به دار مي آويزي و شکنه مي دهي دريغ مکن 
(إِنَّمَا تَقْضِي هَذِهِ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا)زيرا آنچه ما را بدان تهديد مي کني نهايتش اين است که در اين دنيا بدان گرفتار مي شويم، و آن از بين مي رود و به ما ضرر نمي رساند، اما کسي که بر کفر خود ادامه دهد عذابش بزرگ و هميشگي است. 
و اين پاسخ سخن فرعون بود که گفت: (وَلَتَعْلَمُنَّ أَيُّنَا أَشَدُّ عَذَابًا وَأَبْقَى) و خواهيد دانست که کداميک از ما سخت کيفرتر و پايدارتر است. و اين سخن جادوگران مبين اين موضوع است که فرد عاقل بايد لذت هاي دنيا و آخرت، و عذاب دنيا و آخرت را با هم مقايسه کند. 
(إِنَّا آمَنَّا بِرَبِّنَا لِيَغْفِرَ لَنَا خَطَايَانَا) ما به پروردگارمان ايمان آورده ايم تا [خداوند] کفر و گناهانمان را بيامرزد ، زيرا ايمان کفارۀ گناهان است و توبه ي گناهان گذشته را محو و نا بود مي کند. (وَمَا أَكْرَهْتَنَا عَلَيْهِ مِنَ السِّحْرِ) و تا جادوگريهايي که ما را به آن وادار کردي، و با آن به مبارزۀ با حق برخواستيم [نيز محو کند و ببخشايد]. و اين دليلي است بر اين که آنها در کار گذشتۀ خود مختار نبودند، بلکه فرعون آنها را بدان مجبور کرده بود 
ظاهراً چنين به نظر مي آيد و خداوند بهتر مي داند وقتي که موسي آنها را موظعه کرد و گفت: (وَيْلَكُمْ لَا تَفْتَرُوا عَلَى اللَّهِ كَذِبًا فَيُسْحِتَكُمْ بِعَذَابٍ) واي بر شما! بر خداوند دروغ مي بنديد، که شما را با عذابي سخت نابود و ريشه کن خواهد کرد. اين موعظه تأثير به سزايي در وجودشان گذاشت، بنابراين بعد از موعظه با يکديگر اختلاف کردند، سپس فرعون آنها را بر نيرنگي که اجرا کردند وادار نمود. و قبل از اينکه موسي به نزدشان بيايد سخن گذشتۀ فرعون را بر زبان آوردند. (إِنْ هَذَانِ لَسَاحِرَانِ يُرِيدَانِ أَن يُخْرِجَاكُم مِّنْ أَرْضِكُم بِسِحْرِهِمَا) اين دو جادوگرند و مي خواهند شما را از سرزمينتان به وسيلۀ جادوي خود بيرون کنند، پس جادوگران برنامه اي را که فرعون برايشان تدارک ديده بود و آنها را بر اجراي آن مجبور ساخته بود اجرا کردند. 
آنان مخالفت و مبارزۀ خود با حق را باطل مي دانستند و آن را نمي پسنديدند، و آنچه را که انجام دادند از روي چشم پوشي [از حقايقي] بود [که آنها بدان يقين حاصل کرده بودند] و شايد همين امر سبب شد که خداوند آنها را مورد رحمت خويش قرار دهد و به آنها توفيق ايمان و توبه ارزاني کند. و گفتند: (واَللَهُ خَيروَاَبقي) خداوند از پاداش و مقامي که تو به ما وعده داده اي بهتر است، و پاداش او نيکوتر و ماندگارتر است. و آن طور نيست که فرعون مي گويد: (وَلَتَعْلَمُنَّ أَيُّنَا أَشَدُّ عَذَابًا وَأَبْقَى) و خواهيد دانست که کداميک ازما عذابش سخت تر و دردناک تر و پايدارتر است. در همۀ جاهايي که داستان فرعون و موسي بيان شده است، وقتي خداوند به داستان جادوگران مي رسد، مي فرمايد: فرعون آنها را به قطع کردن دستها و پاهايشان ، و به دار آويختن تهديد کرد، و بيان نکرده ا ست که فرعون اين کار را کرده باشد، و هيچ حديث صحيحي وارد نشده که فعرن دست و پاهايشان را قطع کرده و آنها را به دار آويخته باشد. يقين داشتن به اينکه اين کار انجام شده يا نشده نياز به دليل دارد. و خداوند اين را بهتر مي داند. (إِنَّهُ مَن يَأْتِ رَبَّهُ مُجْرِمًا فَإِنَّ لَهُ جَهَنَّمَ لَا يَمُوتُ فِيهَا وَلَا يَحْيى ( خداوند متعال خبر مي دهد که هر کس که به صورت مجرم و گناهکار پيش او آيد، يعني از هر جهت گناهکار و مجرم باشد، و اين مستلزم کفر است، جهنم از آن اوست؛ که شکنجۀ آن سخت، و زنجيرهايش بزرگ، و ژرفاي آن بسيار عميق است و گرماي آن دردناک مي باشد. جهنمي که انواع عذاب در آن وجود دارد ، و فردي که در آن عذاب داده مي شود نه مي ميرد و نه زنده مي ماند؛ نه مي ميرد که راحت شود و نه چنان زندگي ميک ند که لذت ببرد ، بلکه زندگي اش آکنده از عذاب قلب و روح و بدن است، و اندازۀ آن را کسي نمي داند. لحظه اي عذاب از او دور نمي شود، کمک مي خواهد اما به دادش نمي رسند، دعا مي کند اما اجابت نمي شود. 
آري! وقتي فرد جهنمي کمک بجويد با آبي چون فلز گداخته شده که چهره ها را بريان مي کند، به دادش مي رسند، و چون دعا کند اينگونه پاسخ داده مي شود. (احسنوا فيها و لا تکلمون) بتمرکيد در آن و حرف نزنيد. و هر کس با ايمان عمل صالح و واجب و مستحب و در حالي که پيامبران را تصديق نموده و از کتابهايش پيروي کرده است، به نزد پروردگارش بيايد، (فَأُوْلَئِكَ لَهُمُ الدَّرَجَاتُ الْعُلَى) اينان درجات بلند دارند، يعني در منزل هاي بلند و اتاق هاي مزين و لذت هاي پيوسته و جويبارهاي روان خواهند ماند، که هيچ چشمي مانند آن را نديده و هيچ گوشي ان را نشنيده و به ذهن هيچ انساني خطور نکرده است. 
(وَذَلِكَ جَزَاء مَن تَزَكَّى) و اين پاداش کسي است که خويشتن را از شر و کفر و فسق و گناهان  پاکيزه داشته است، يا اين کار را اصلاً انجام نداده باشد، و اگر انجام داده باشد توبه نموده و خودش را پاک نموده، و با ايمان و عمل صالح وجودش را رشد داده باشد، زيرا پاک کردن دو معني دارد: پاکيزه کردن ، و دور کردن پليدي. و با انجام کارهاي نيک بر پاکي اش بيافزايد. و زکات به خاطر اين دو چيز زکات ناميده شده است، که از ريشۀ تزکيه است.جَنَّاتِ عَدْنٍ مُّفَتَّحَةً لَّهُمُ الْأَبْوَابُ؛ بهشتهاي  جاويدان  که  در آن  به  رويشان  گشاده  است.
مُتَّكِئِينَ فِيهَا يَدْعُونَ فِيهَا بِفَاكِهَةٍ كَثِيرَةٍ وَشَرَابٍ؛ در آنجا تکيه  زده  اند و هر گونه  ميوه  و نوشيدني  که  بخواهند مي  طلبند.
وَعِندَهُمْ قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ أَتْرَابٌ؛ زناني  همسال  از آن  گونه  که  جز به  شوي  خويش  نظر ندارند گرداگرد آنهاست.
هَذَا مَا تُوعَدُونَ لِيَوْمِ الْحِسَابِ؛ اين  است  آن  چيزهايي  که  براي  روز حساب  به  شما وعده  داده  اند.
إِنَّ هَذَا لَرِزْقُنَا مَا لَهُ مِن نَّفَادٍ؛ اين  رزق  ماست  