 سرسخت بودند! زيرا هر سبب و وسيلۀ ، و هر آنچه را که در توانشان بود، و هر نوع مکر و فريبي که با آن عليه حق مبارزه مي کردند آورده بودند، اما خداوند جز اين که نورش را کامل کند و حق را بر باطل پيروز نمايد چيزي را نمي پذيرد . پس وقتي که کيد و نيرنگشان به اوج رسيد و قصد و هدف خود را همسو کردند، ( قَالُوا يَا مُوسَى إِمَّا أَن تُلْقِيَ) گفتند: اي موسي! تو اول عصاي خود را مي اندازي، (وَإِمَّا أَن نَّكُونَ أَوَّلَ مَنْ أَلْقَى) يا ما نخستين کساني باشيم که مي اندازيم؟
آنها موسي را مختار نمودند، زيرا يقين داشتند که به هر حال بر او پيروز خواهند شد. 
موسي به آنان گفت: (بَلْ أَلْقُوا) بلکه شما بياندازيد پس آنان ريسمان ها و عصاهايشان را انداختند، (فَإِذَا حِبَالُهُمْ وَعِصِيُّهُمْ يُخَيَّلُ إِلَيْهِ مِن سِحْرِهِمْ أَنَّهَا تَسْعَى ) پس ناگهان ريسمانها و عصاهايشان بر اثر سحر آنان در نظر موسي چنان به نظر آمد که مار شده اند و مي خزند و تند راه مي روند، (فَأَوْجَسَ فِي نَفْسِهِ خِيفَةً مُّوسَى) وقتي موسي چنين به نظر آمد، چنانکه متقضاي طبيعت بشري است در دل خود اندکي احساس هراس کرد، و گرنه او به وعدۀ خدا و کمک او يقين داشت.وَبَشَّرْنَاهُ بِإِسْحَقَ نَبِيًّا مِّنَ الصَّالِحِينَ؛ او را به  اسحاق  ، پيامبري  شايسته  ، مژده  داديم.
وَبَارَكْنَا عَلَيْهِ وَعَلَى إِسْحَقَ وَمِن ذُرِّيَّتِهِمَا مُحْسِنٌ وَظَالِمٌ لِّنَفْسِهِ مُبِينٌ؛ او و اسحاق  را، برکت  داديم   و از فرزندانشان  بعضي  نيکوکار هستند و  بعضي به  آشکارا بر خود ستمکار.
« وَبَشَّرْنَاهُ بِإِسْحَقَ نَبِيًّا مِّنَ الصَّالِحِينَ» اين مژده دوّم، مژده به تولّد اسحاق است که بعد از او يعقوب است. پس ابراهيم را به تداوم يافتن ذريه اسحاق مژده داد. نيز او را به اين مژده داد که اسحاق پيامبر و از زمره صالحان است . پس اين مژده هاي متعددي است.
« وَبَارَكْنَا عَلَيْهِ وَعَلَى إِسْحَقَ» و برکت را بر آنها نازل نموديم. برکت به معني رشد و فزوني يافتن دانش و عمل ، و زياد شدن نسل و فرزندانشان است. و خداوند از دودمان آنها سه ملّت بزرگ پخش و منتشر کرد. ملّت عرب از دودمان و نسل اسماعيل، و ملّت بني اسرائيل و ملّت روم از فرزندان و نسل اسحاق هستند.« وَمِن ذُرِّيَّتِهِمَا مُحْسِنٌ وَظَالِمٌ لِّنَفْسِهِ مُبِينٌ» و برخي از ذريه آنها نيکوکاراند، و افرادي نيز ناصالح هستند. و برخي عادل و برخي ستمکارند که ستمگري شان به سبب کفر و شرک ورزيدنِ آشکار است. و احتمالا اين فرموده براي دفع ايهام باشد، زيرا هنگامي که خداوند متعال فرمود:« وَبَارَكْنَا عَلَيْهِ وَعَلَى إِسْحَقَ» اين فرموده مقتضي آن است که برکت شامل ذّريه و نسل ابراهيم و اسحاق نيز باشد، و يکي از مظاهر کمال برکت اين است که نسل و فرزندان، همگي نيکوکار باشند، بنابراين خداوند متعال خبر داد که برخي از آنان نيکوکار و برخي ديگر ستمکار بودند. « واللّه اعلم».وَلَقَدْ مَنَنَّا عَلَى مُوسَى وَهَارُونَ؛ ما به  موسي  و هارون  نعمت  داديم.
وَنَجَّيْنَاهُمَا وَقَوْمَهُمَا مِنَ الْكَرْبِ الْعَظِيمِ؛ آن  دو و مردمشان  را از رنجي  بزرگ  نجات  بخشيديم.
وَنَصَرْنَاهُمْ فَكَانُوا هُمُ الْغَالِبِينَ؛ آنان  را ياري  داديم  تا پيروز شدند.
وَآتَيْنَاهُمَا الْكِتَابَ الْمُسْتَبِينَ؛ و کتابي  روشنگرشان  داديم.
وَهَدَيْنَاهُمَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ؛ و به  راه  راست  هدايتشان  کرديم.
وَتَرَكْنَا عَلَيْهِمَا فِي الْآخِرِينَ؛ و نام  نيکشان  را در نسلهاي  بعد باقي  گذاشتيم.
سَلَامٌ عَلَى مُوسَى وَهَارُونَ؛ سلام  بر موسي  و هارون ،
إِنَّا كَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ؛ ما نيکوکاران  را اينچنين  پاداش  مي  دهيم.
إِنَّهُمَا مِنْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِينَ؛ آن  دو از بندگان  مؤمن  ما بودند.
خداوند متعال منّت و احسان خويش بر دو بنده و پيامبرش موسي و  هارون که فرزندان عمران بودند بيان مي دارد. بر آنها منّت نهاد و به آنها پيامبري و نبّوت داد و آنان را امر نمود تا به سوي خداوند متعال دعوت کنند. و آنها قومشان را از دشمنشان فرعون نجات داد و آنها را بر فرعون پيروز گردانيد تا اين که خدا فرعون را غرق کرد در حالي که آنها نگاه مي کردند. و کتاب روشنگر را بر آنها نازل فرمود و آن  تورات بود که احکام و مواعظ و  توضيح هرچيزي در آن است. و خداوند آنها را به راه راست رهنمون کرد و برايشان ديني تشريع نمود که داراي احکام و آيين هاي درستي بود و انسان را به خدا مي رسانيد. و خداوند بر آنها منّت نهاد و به آنها توفيق داد تا راه آن را در پيش گيرند. « وَتَرَكْنَا عَلَيْهِمَا فِي الْآخِرِينَ؛ سَلَامٌ عَلَى مُوسَى وَهَارُونَ» و براي آن دو در ميان ملتّ هاي بعدي نام نيک و درود فرستادن را برجاي نهاديم، و در ميان ملّت  هاي گذشته به طريق اولي اين کا را کرده ايم.« إِنَّا كَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ؛ إِنَّهُمَا مِنْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِينَ» ما نيکوکاران را اين گونه جزا مي دهيم، بي گمان آن دو از بندگان مومن ما بودند.وَإِنَّ إِلْيَاسَ لَمِنْ الْمُرْسَلِينَ؛ و الياس  از پيامبران  بود.
إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ أَلَا تَتَّقُونَ؛ به  مردم  خود گفت  : آيا پروا نمي  کنيد ?
أَتَدْعُونَ بَعْلًا وَتَذَرُونَ أَحْسَنَ الْخَالِقِينَ؛ آيا بعل  را به  خدايي  مي  خوانيد ، و آن  بهترين  آفرينندگان  را وامي  گذاريد?
وَاللَّهَ رَبَّكُمْ وَرَبَّ آبَائِكُمُ الْأَوَّلِينَ؛ پروردگار شما و پروردگار نياکانتان  ، خداي  يکتاست.
فَكَذَّبُوهُ فَإِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ؛ پس  تکذيبش  کردند و آنان  از احضار شدگانند.
إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ؛ مگر بندگان  مخلص  خدا،
وَتَرَكْنَا عَلَيْهِ فِي الْآخِرِينَ؛ و نام  نيک  او را در نسلهاي  بعد باقي  گذاشتيم.
سَلَامٌ عَلَى إِلْ يَاسِينَ؛ سلام  بر خاندان  الياس.
إِنَّا كَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ؛ ما نيکوکاران  را اينچنين  پاداش  مي  دهيم.
إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِينَ؛ او از بندگان  مؤمن  ما بود.
خداوند بنده و پيامبرش الياس عليه السلام را به خاطر نبوّت و رسالت و دعوت کردن به سوي خدا ستايش مي کند. و او قومش را به پرهيزگاري و عبادت خداي يگانه فرمان داد و آنها را از پرستش بتي که داشتند و نامش بعل بود، نهي کرد و از اين که آنها عبادت خداوند را ترک  کرده بودند؛ خداوندي که مردم را آفريده و به بهترين شيوه آنها را صورتگري کرده است و خوب آنها را پرورش داده و تربيت نموده و  نعمت هاي ظاهري و باطني را به آنان ارزاني داشته است، آنان را سرزنش کرده و  گفت: چگونه عبادت کسي را ترک کرده ايد که اين گونه است و به پرستش بتي روي آورده ايد که فايده و ضرري نمي دهد و چيزي نمي آفريند و روزي نمي رساند و نمي  خورد و سخن نمي گويد؟ و آيا عبادت چنين چيزي جز بزرگ ترين گمراهي و بي خردي چيزي ديگر مي تواند باشد؟!
« فَكَذَّ