ٌ مُّبِينٌ» و قرآني است روشنگر، يعني بيان کننده ي چيزهايي است که  نياز به تبيين دارند. و بدان خاطر معمول را حذف کرد تا بر اين دلالت نمايد که قرآن همه ي حق و حقايق را با تمام دلايل تفصيلي و اجمالي آن بيان مي دارد و باطل و دلايل بطلان آن را روشن مي کند. و خداوند قرآن را اين گونه بر پيامبرش نازل کرده است.
« لِيُنذِرَ مَن كَانَ حَيًّا» تا هرکس را که زنده دل و آگاه باشد بيم دهد؛ زيرا کسي که زنده دل و بيدار است به قرآن توّجه مي نمايد، و دانش هاي فراواني از قرآن مي آموزد و به آن عمل مي کند. و قرآن براي دل همانند باران براي زميني خوب و حاصلخيز است.« وَيَحِقَّ الْقَوْلُ عَلَى الْكَافِرِينَ» و تا وعده ي عذاب بر کافران مسّلم گردد، چون به وسيله قرآن حجّت خدا بر آنها اقامه گرديده و کوچکترين دليل و  عذر و شبهه اي برايشان باقي نمانده است.أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّا خَلَقْنَا لَهُمْ مِمَّا عَمِلَتْ أَيْدِينَا أَنْعَامًا فَهُمْ لَهَا مَالِكُونَ؛ آيا نديده  اند که  به  يد قدرت  خويش  برايشان  چارپايان  را آفريديم  و  اکنون ، مالکشان  هستند ?
وَذَلَّلْنَاهَا لَهُمْ فَمِنْهَا رَكُوبُهُمْ وَمِنْهَا يَأْكُلُونَ؛ و آنها را رامشان  کرديم   بر بعضي  سوار مي  شوند و از گوشت  بعضي  مي   خورند.
وَلَهُمْ فِيهَا مَنَافِعُ وَمَشَارِبُ أَفَلَا يَشْكُرُونَ؛ و از آنها سود مي  برند و از شيرشان  مي  آشامند  چرا سپاس  نمي  گويند ?
خداوند متعال به بندگان فرمان مي دهد تا به چيزهايي از قبيل چهارپايان نظر کنند که برايشان رام و ذليل ساخته و آنها را مالکشان گردانده است، به  گونه اي که هرطور بخواهند کاملا تحت امر آنان هستند و منافع بسيار فراواني را در آنان برايشان قرار داده است به گونه اي که بارها و کالاهايشان را حمل مي کنند و از جايي به جاي ديگر مي برند. و از گوشت چهارپايان مي خورند و لباس هاي گرمي از آنها تهيه نموده و از پشم و موي آنها کالاهايي درست مي کنند و تا مدتّي معّين از آن  استفاده مي نمايند، و مايه ي زينت و زيبايي آنها هستند، و ديگر منافعي که دارند و ديده مي شوند.« أَفَلَا يَشْكُرُونَ» پس آيا خداوند را سپاس نمي گزارند؟ خداوندي که اين نعمت ها را به آنان داده است، و آيا او را مخلصانه نمي پرستند البّته که آنها بايد از اين نعمت ها غافلانه و بدون عبرت گرفتن و  انديشيدن استفاده نکنند.وَاتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّهِ آلِهَةً لَعَلَّهُمْ يُنصَرُون؛ و به  جاي  الله  خداياني  اختيار کردند ، بدان  اميد که  ياريشان  کنند.
لَا يَسْتَطِيعُونَ نَصْرَهُمْ وَهُمْ لَهُمْ جُندٌ مُّحْضَرُون؛ آنها را ياراي  آن  نيست  که  به  ياريشان  برخيزند ، ولي  اينان  همانند  سپاهي به  خدمتشان  آماده  اند.
اين بيانگر پوچ و باطل بودن معبودان مشرکين است؛  معبوداني که به جاي خدا آنها را به خدايي گرفته اند و اميد دارند که اين معبودان باطل آنها را ياري نمايند و برايشان در نزد خداوند شفاعت و ميانجيگري کنند. زيرا اين معبودان در نهايت ناتواني هستند ، « لَا يَسْتَطِيعُونَ نَصْرَهُمْ» به گونه اي که نمي توانند آنها را ياري کنند و  نمي  توانند خودشان را نيز ياري نمايند، پس وقتي نمي توانند خودشان را ياري نمايند چگونه آنها را ياري خواهند کرد؟ حال آن که ياري کردن دو شرط دارد؛ يکي توانستن و قدرت داشتن و دوم بعد از وجود قدرت اراده کردن است؛ به اين معني که آيا اراده ي کمک کردن به چنين کساني را دارند که آنان را پرستش کرده اند يا نه؟ پس توانايي نداشتن براي ياري کردن، هر دو مورد را نفي مي کند.« وَهُمْ لَهُمْ جُندٌ مُّحْضَرُون» و همه در عذاب گرد آورده مي شوند و از يکديگر اظهار تنّفر و بيزاري مي کنند . پس چرا در دنيا از عبادت معبودان باطل بيزاي نجستند و  عبادت را خالصانه براي خدايي انجام ندادند که فرمانروايي و سود و زيان و دادن و ندادن در دست اوست و او کارساز ياري گر است؟فَلَا يَحْزُنكَ قَوْلُهُمْ إِنَّا نَعْلَمُ مَا يُسِرُّونَ وَمَا يُعْلِنُونَ؛ سخنشان  تو را اندوهگين  نسازد  ما هر چه  را پنهان  مي  دارند يا آشکار، مي سازند مي  دانيم.
اي پيامبر! سخن تکذيب کنندگان تو را غمگين نکند. منظور از سخن، گفته ايست که سياق بر آن دلالت مي نمايد و آن هر قولي است که با آن به عيب جويي از پيامبر و يا چيزي که آورده است مي پرداختند. يعني قلب خود را به غم خوردن براي آنها مشغول نکن، « إِنَّا نَعْلَمُ مَا يُسِرُّونَ وَمَا يُعْلِنُونَ» چرا که ما مي دانيم آنچه را نهان مي دارند و آنچه را آشکار مي سازند. پس طبق آگاهي و خبري که از آنها داريم آنان را مجازات خواهيم کرد و گفته ي آنها هيچ زياني به تو نمي رساند.أَوَلَمْ يَرَ الْإِنسَانُ أَنَّا خَلَقْنَاهُ مِن نُّطْفَةٍ فَإِذَا هُوَ خَصِيمٌ مُّبِينٌ؛ آيا آدمي  که  اکنون  خصمي  آشکار است  ، نمي  داند که  او را از نطفه  اي   آفريده  ايم  ?
وَضَرَبَ لَنَا مَثَلًا وَنَسِيَ خَلْقَهُ قَالَ مَنْ يُحْيِي الْعِظَامَ وَهِيَ رَمِيمٌ؛ در حالي  که  آفرينش  خود را از ياد برده  است  ، براي  ما مثل  مي  زند که   چه کسي  اين  استخوانهاي  پوسيده  را زنده  مي  کند ?
قُلْ يُحْيِيهَا الَّذِي أَنشَأَهَا أَوَّلَ مَرَّةٍ وَهُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَلِيمٌ؛ بگو : کسي  آنها را زنده  مي  کند که  در آغاز بيافريده  است  ، و او به  هر آفرينشي  داناست.
الَّذِي جَعَلَ لَكُم مِّنَ الشَّجَرِ الْأَخْضَرِ نَارًا فَإِذَا أَنتُم مِّنْهُ تُوقِدُونَ؛ آن  خدايي  که  از درخت  سبز برايتان  آتش  پديد آورد و شما از آن  آتش  مي ، افروزيد.
أَوَلَيْسَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِقَادِرٍ عَلَى أَنْ يَخْلُقَ مِثْلَهُم بَلَى وَهُوَ الْخَلَّاقُ الْعَلِيمُ، آيا کسي  که  آسمانها و زمين  را آفريده  است  نمي  تواند همانندشان  را  بيافريند ? آري  مي  تواند ، که  او آفريننده  اي  داناست.
إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ؛ چون  بخواهد چيزي  را بيافريند ، فرمانش  اين  است  که  مي  گويد : موجود شو،  پس  موجود مي  شود.
فَسُبْحَانَ الَّذِي بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ؛ منزه  است  آن  خدايي  که  ملکوت  هر چيزي  به  دست  اوست  و همه  به  سوي  او بازگردانده  مي  شويد.
در  اين آيات کريمه شبهه اي که از سوي منکران زنده شدن پس از مرگ مطرح شده، به کامل ترين و بهترين وجه پاسخ داده شده است . پس خداوند متعال فرمود:« أَوَلَمْ يَرَ الْإِنسَانُ» آيا  انساني که منکر رستاخيز است يا در آن شک دارد به چيزي نينديشيده که او را به يقين مي رساند که زنده شدن پس از مرگ حتما انفاق خواهد افتاد؟ و آن اين است که « أَنَّا خَلَقْنَاهُ مِن نُّطْفَةٍ» ما ابتدا او را از نطقه اي آفريده ايم سپس و به تدريج مراحل مختلفي را پشت سر نهاده و تغيير شکل مي دهد تا اينکه بزرگ و جوان شده و عقل او کامل مي گردد. « فَإِذَا هُوَ خَصِيمٌ مُّبِينٌ» و بعد از آن که او ابت